سر خیابان فرصت

یادداشتهایی درباره اقتصاد، تاریخ، هوانوردی و رویدادهای روز


روزانه ها

  • ترافیک

    دوستی می گفت ظریفی درباره تهران گفته است: » عجب شهریست این تهران، وقتی که دو ایرانی به دروازه ای می رسند که از آن پنجاه نفر به آسانی می گذرند با یکدیگر تعارف می کنند و اصرار که کدامیک اول برود، ولی وقتی پنج تا ماشین سر یک کوچه باریک می رسند، هیچکدامشان به… Continue reading

  • یک فکر همینجوری

    امروز داشتم فیلم Fat Man and Little Boy را می دیدم. فیلم جالبیست درباره ساخت اولین بمب اتمی و تیمی که ساختنش. یک فکر همینجوری که موقع تماشای فیلم به سرم زد این بود که اگر هیتلر و موسولینی دانشگاههایشان را پاکسازی نکرده بودند، آمریکا هیچوقت آن قدرت پژوهشی لازم برای شکافتن اتم و ساختن بمب را پیدا نمی کرد. … Continue reading

  • واتسون و دو کرور تومان

    واتسون عزیز،   رای دولت ممالک محروسه بر این است تا برای هر سر عائله که در سنه حاضر و بعد از آن متولد شود دو کرور تومان به حساب Fund آتیه فرزندان ایران زمین بگذارد.  از آنجا که حساب سرمایه گذاریست  اصل و فرع پول با هم جمع می شود و مبلغی می شود. همچنین دولت علیه… Continue reading

  • بازار علاءالدین

    به علاء الدین رفتیم و چه رفتنی! حظ بصر بردیم. البته دو دستی جیبها را چسبیده بودیم که مبادا بزنند! بازار علاءالدین در خیابان جمهوری پاتوق موبایل فروشها و موبایل بازهاست. همه رقم جنسی پیدا می شود. در کنار خیابان مردم در حال فروش موبایلهای کارکرده خودشان یا دوستانشان هستند. واقعا  برای Arbitrage یا مبادله… Continue reading

  • یکسال گذشت

    یکسال گذشت. دوستی (حسین عباسی) در پیام تسلیتش نوشته بود: » در فراز و نشیب سالهای سخت همواره مردانی بوده اند که عشق به مملکت را با تخصص و علم آمیخته اند و از آن ترکیبی ساخته اند که بقای کشورمان را مدیون آنیم. اینان سیاستمداران نیستند که هر روزه وجودشان را به رخمان بکشند. مردانی… Continue reading

  • یادبود یک دوست

    دیروز یادبود فرامرز در سالن آمفی تئاتر مرکزی برگزار شد. بچه های ورودی دهه هفتاد جمع بودند. دوستان فرامرز از خاطراتشان با فرامرز گفتند، شعرهایش را خواندند و اشعار خودشان را که به یاد فرامرز نوشته بودند. از خوبیهایش، از لبخندهایش، از صداقتش، از مهربانیش، از علاقه اش به جمع نگهداشتن بچه های شهرش فردوس و هزاران چیز بزرگ… Continue reading

  • شنیده ها

    :در مقایسه هواپیمایی امارات و ایران ایر شنیدم «گرفتن بار از امارات مکافات است وقتی می رسی تهران باید نیم ساعت منتظر بار باشی ماشاا… از بس پرواز پر است. با ایران ایر از این مشکلات رو زمین نداری؛ بار به موقع می رسد، مشکل آن بالاست، که همه نگرانند!»  Continue reading

  • مصاحبه مجله برق شریف با دکتر لوکس

    فروردین سال 1373  دلشادپور، کامبیز شعاری نژاد و بابک نجار اعرابی از طرف مجله برق شریف با دکتر لوکس  مصاحبه ای کردند که در شماره اول سال دوم آن به چاپ رسید. آقای ورهرام زحمت کشیدند و متن این مصاحبه را بصورت پی دی اف درآوردند، که اینجا می توانید بخوانید: Interview with Professor Caro… Continue reading

  • دکتر کارو لوکس درگذشت

    دکتر کارو لوکس استاد برجسته مهندسی کنترل و از اساتید زبده دانشکده فنی دانشگاه تهران در سن 59 سالگی در گذشت.  فکر کنم اولین بار دکتر لوکس را در سخنرانی دکتر برنجی در دانشگاه شریف دیدم. مهربان و خنده رو با ریش سفیدی که بیشتر شبیه پاپا نوئلش می کرد. خنده هایش و صمیمتی که… Continue reading

  • هر چهار سال یکبار

    هر چهار سال یکبار جام شروع می شود. اولش می گویی: «به من چه! کی حوصله داره؟!» بعد یواش یواش علاقمند می شی؛ وقتی تیم قدری زمین می خورد و به خانه می رود. تو یک هشتم  دیگه داری بازیها را دنبال می کنی و می بینی که بیشتر از همیشه از این بازی خوشت می… Continue reading

,