سلام به سال تحصیلی

نوشتن از روزمره ها گاهی لازم است. نه اینکه بخواهم بگویم خیلی دنیای خارق العاده ایست بلکه فقط شرح برخی چیزها شاید در تفاوتها مفهوم و دلیلی باشد و در نهایت راه حلی. در ایران هنوز تا اول مهر ماه و بوی کیف نو و دختربچه های مقنعه سفید به سر چهار هفته مانده است٬…

سایه بلند تبعیض

هفته پیش وقتی میشل کارتر آمریکایی اول زن سیاهپوست آمریکایی برنده مدال طلای شنا شد این یادداشت را نوشتم. امروز (شنبه)‌ در کنار خبر خوب پیروزی راهگشای کیمیا علیزاده و اولین مدال المپیک برای زنان ایرانی در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شد. از میثم هاشم خانی و سردبیر خوب این روزنامه متشکرم. کیمیا کار بزرگی…

شعبده بازی تسعیر نرخ ارز

یادداشتم برای روزنامه فرهیختگان که روز سه شنبه ۲۶ مرداد ماه منتشر شده است. رویداد مهمی در اقتصاد کشور در شرف وقوع است که به‌نظر می‌رسد بر روند تحولات آینده تاثیر ماندگاری خواهد گذاشت. بند ۳۵ لایحه اصلاح قانون بودجه سال ۹۵ که به تصویب کمیسیون برنامه و بودجه و کمیته بررسی لایحه اصلاح بودجه…

کار برای بی خانمانها

صورت مساله:‌ بی خانمانها را چطور از پنجه فقر و بی سرپناهی می توان نجات داد شهر:‌ آلباکرکی٬ نیومکزیکو شهردار:‌ ریچارد بری٬ جمهوریخواه مواجه با مساله:‌ سال گذشته شهردار در حال رانندگی در اطراف شهر بوده است که با مردی مواجه می شود که در حال تکدی بوده است و تکه مقوایی به دست داشته…

صنعت نفت ایران هنوز جذاب است

یادداشتم درباره صنعت نفت و مدل جدید قراردادهای نفتی . صنعت نفت ایران هنوز می تواند جذاب باشد ولی تاخیر بیشتر روا نیست. این یادداشت در صفحه اقتصاد روزنامه فرهیختگان روز چهاردهم مرداد ماه منتشر شده است. تصویب چارچوب جدید قراردادهای بالادست صنعت نفت ایران در ماه گذشته در ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی راه را…

چرا دیگر کسی انتظار معجزه از برجام ندارد؟

یادداشتم برای هفته نامه تجارت فردای شماره ۱۸۵ در واقع ویرایش جدیدی از یک یادداشت قدیمیست. فعلهایی که در زمان آینده بودند حالا در زمان حال و بزودی در زمان گذشته قرار خواهند گرفت: یک‌سال بعد از رسیدن به توافق هسته‌ای هنوز کنکاش درباره پیامدهای اقتصادی آن ادامه دارد. بسیاری به برجام به‌عنوان موتور محرک…

سادگی و خامی

شده است یادداشتهای نوجوانی و دانشگاه را نگهدارید؟‌ چند وقت پیش دفترچه یادداشتی را پیدا کردم از یادداشتهای پراکنده دانشگاه. آنوقتها هنوز وبلاگ نیامده بود و قلم و کاغذ لذتی داشتند. نشستم بخواندن یادداشتهایم یکی درباره غرب بود. از خامی و ناپختگی آن روزهایم خنده ام گرفت. یک جوانک نوزده ساله که از متوسط جامعه…