سر خیابان فرصت

یادداشتهایی درباره اقتصاد، تاریخ، هوانوردی و رویدادهای روز


  • هواپیمایی صافی افغانستان بال می گشاید

    بنا به گزارش شبکه  حمل و نقل هوایی بین المللی شرکت هواپیمایی صافی افغانستان می کوشد تا با تحکیم موقعیت خود در مسیرهای بین المللی به سود آوری برسد. صافی دیگر یک شرکت هوایی داخلی نیست و در حال حاضر از کابل به فرانکفورت، کویت، دوحه و دبی پرواز می کند. مدیران این شرکت امیدوارند… Continue reading

  • دکتر محمدرضا جلالی نائینی درگذشت

    دکتر محمدرضا جلالی نائینی پدر بزرگوار استاد ارجمندم دکتر احمدرضا جلالی نائینی دیروز درگذشت. محمدرضا جلالی نائینی از آخرین شاهدان و بازیگران تحولات نهضت ملی نفت و حوادث منتهی به انقلاب اسلامی بود؛ محقق، روزنامه نگار، حقوقدان و سیاستمدار. کمند مردانی که زندگی چنین پربار و پر حادثه دارند و چنین نام نیکی از خود بجای می… Continue reading

  • گزارش خواندنی درباره پرواز با ایلیوشین

    گاهی اوقات آدم از یک چیزی که انتظارش رو نداشته است خوشحال می شود. شماره ژانویه 2010 مجله Airways را می خواندم. این مجله بخشی درباره تجربه پرواز با هواپیماهای کلاسیک دارد. گزارش این شماره درباره پرواز چارلز کندی خبرنگار این مجله با هواپیمای ایلیوشین 62 هواپیمایی آریا در تابستان گذشته بود. گزارش غیر منتظره ای بود… Continue reading

  • آیا داشتن گناه است؟

    داستان حسنک وزیر را خوانده اید؟ «و دو قباله نبشته بودند، همه اسباب و ضياع حسنک را به جمله از جهت سلطان. و يک‌يک ضياع را نام بر وي خواندند. و وي اقرار کرد به فروختن آن به طوع و رغبت. و آن سيم که معين کرده بودند بستد. و آن کسان گواهي نبشتند. و… Continue reading

  • یک سوال درباره واردات میوه

    در  مغازه ها چیزی که به نظر فراوان است میوه است. نارنگی پاکستانی، انگور چینی، آلوی آفریقای جنوبی و پرتغال تامسون. جایی هست که بشود آمار واردات میوه را پیدا کرد؟ آیا می دانیم چند درصد فروش میوه شب عید محصولات وارداتی بوده اند؟ Continue reading

  • چراغ ماشین

    چراغ ماشین برای چیست؟  این روزها برایم جالب شده است بدانم مردم چه برداشتی از چراغ ماشین دارند. کلا رفتار جالبیست! اول چند نمونه:  هوا گرگ و میش است و من جرات به خرج داده ام و با ماشین می روم جایی. چراغهایم روشن است. همه در حال ایماء و اشاره هستند که چراغ ماشینت… Continue reading

  • 1389

    سال 1388 تمام شد. سال 1389 شروع شد حالا در سال جدید چه کار می کنیم؟ چه می خواهیم و چه باید بکنیم.  یکی از بچه های دنیای بلاگ نوشته بود: «اصلاح دنیا بیشکش رانندگیهایتان را بهتر کنید.» من جدا با این حرف موافقم. اگر در فکر اصلاح دنیاییم 1389 کم خواهد بود. یک جایی… Continue reading

  • بالاخره عید شد!

     داره بارون می آد. تهران رو ابر گرفته و توی کوهها داره برف می آد. خیابانها خلوتند. هوا خنک شد، رنگ جوانه ها سبز تازه شد و گلها دیگه مصنوعی نیستند. بالاخره عید شد. Continue reading

  • آخرین پنجشنبه سال

    آخرین پنجشنبه سال است.  صبح زود بلند می شویم. همه هستیم. سوار ماشین می شویم. می رویم هفت تیر، از آنجا اول حافظ، حافظ را یک ضرب پائین می رویم، از انقلاب رد می شویم، از کنار تالار رودکی، بیمارستان نجمیه، ساختمان بانک ملی می گذریم، می رسیم به خیابان شاپور، جون به جون تهرونیهای… Continue reading

  • عیدی که انگار عید نیست

    هوا گرم شده، انگار خرداد است، نه اسفند. خبری از بوی نم و خاکی که آخر اسفند غوغا می کند نیست. هوا گرم است. هوا آفتابیست ولی آسمان آبی نیست. یک خاکستری دلمرده خورشید را پوشانده، آفتاب نوازشگر نیست، بیحوصله است. مثل یک روز تابستانی. راننده تاکسی کولر را روشن می کند. روزنامه فروشی رد می… Continue reading