سر خیابان فرصت

یادداشتهایی درباره اقتصاد، تاریخ، هوانوردی و رویدادهای روز


روزانه ها

  • راهی که می رویم

    هجده نوزده سال پیش اگر اهل تکنولوژی، فضا و داستانهای علمی تخیلی آسیموف بودید، مجله ای که می خواندید دانشمند بود. مجله خوبی که در سالهای دهه شصت و اوایل هفتاد یکی از معدود پنجره هایی بود که از آن می شد مسیر پیشرفت علوم را دنبال کرد. هنوز اینترنت مطالعه و ویکی پیدیا تعمق… Continue reading

  • من رای می دهم

    در چند روز گذشته در چند مناسبت متفاوت درباره انتخابات در پیشرو با چند تن از دوستان و هم مدرسه ایهای سابق صحبت و یا بحث کرده ام. این خیلی دلگرم کننده است که تعداد زیادی می خواهند رای بدهند و امیدوارم در سطح جامعه هم همینطور باشد. ولی باز تک و توک دوستان تحریمی… Continue reading

  • خواندن نوشتن بودن

    این روزها دوستی را پس از سالها دیده ام. که باعث شده است دوباره شبها درباره تاریخ و اقتصاد بحث کنیم و چه حس خوبیست زنده بودن! از ایده ها حرف زدن و از چیزهایی که می توانی به دنیا اضافه کنی. حتی اگر یک مقاله باشد که پنج نفر آنرا بخوانند. با حامد از… Continue reading

  • هویت ملی، ملی گرایی و فرهنگ

    انگار دم انتخاباتی بازار مباحث موقعیت بین المللی ایران، هویت ملی، خلیج فارس و ملی گرایی داغ است. حامد که خیال همه را راحت کرده است، سمیه توحیدلو از ساحل سلامت کنده تا کمی از اوضاع شکایت کند.  و بقیه هم در حال شکایت کردن از گستاخی تازیان و کشورهای خلیج فارس و تقاضاهای بیمورد و… Continue reading

  • همینجوری

    این یکی خیلی رسمی و درباره اقتصاد نیست. یک نامه ای هست که چارلی چاپلین به دخترش نوشته و این مجله های فیلم و سینما عادت داشتند هراز گاهی چاپش کنند. نامه راجع به موفقیت هنری جرالدین است و چاپلین یکجایی می گوید:  «دخترم  جرالدين،…. وقتي به مرحله اي رسيدي که خود را برتر از… Continue reading

  • یک چیزی درباره حقوق مولف

     خدمتتون عرض کنیم که این تجربه اخیر ما خیلی جالب بود. اولا که باور نمی کردیم این روزنامه مطلب را قبول کند. دوم وقتی که قبول کرد قبل از دخل  و تصرف و یا ویرایش مطلب در جا پنج صفحه قرارداد کپی رایت و یا حقوق مولف فرستاد. که بند اولش می گفت اونها «شاید» کار… Continue reading

  • ناهار مجانی

    » هیچ ناهاری مجانی نیست»  اما اگر باشد چه؟  صفر بودن قیمت یک کالا باعث می شود تا مصرف آن بی نهایت باشد.  در نتیجه همیشه برای آن تقاضا وجود دارد. این وجود قیمت است که باعث می شود ما قدر ناهارمان را بدانیم! در واقع مجانی بودن ناهار باعث می شود تا دیگر ناهار… Continue reading

  • سال نو مبارک

    چند ساعت به پایان سال کهنه و آغاز سال نو مانده است. سال نو مبارک، نوروزتان پیروز! … سال نو یادآور بهار و ثمره داشتن امید است. امید چیز خوبیست، امید بهترین است. Continue reading

  • کراوات و تریبون

     دوستان لطف کردند و اطلاع دادند که بیشتر خط خطیهای  بنده انگار کراوات زده اند و از پشت تریبون خوانده می شوند. البته دوستان درباره تریبون لطف دارند. چون بعضی تریبونها را اصولا بدون کراوات باید رفت. یکبار که  کمی با یقه باز نوشتیم به خودمان که خیلی چسبید. ولی این یادداشت آخری را حکما… Continue reading

  • چگونه اقتباس کنیم!

    من برای نوشتن مطالبم خیلی از اوقات از نوشته های دیگران استفاده می کنم و به اصطلاح اقتباس می کنم. این اقتباس به این شکلهاست:‌ ۱. چند نوشته را می خوانم تا از نظرات مختلف درباره موضوعی مطلع شوم و بعد خلاصه ای از این نظرات مختلف را ذکر می کنم و نظر یا تحلیل… Continue reading