سر خیابان فرصت

یادداشتهایی درباره اقتصاد، تاریخ، هوانوردی و رویدادهای روز


روزانه ها

  • شامم را خوردم

    دوستی دارم که دختری دارد شیرین زبان و ۷ ساله و بسیار باهوش. هفته پیش دوستم تعریف می کرد که دختر بچه اش پس از خوردن شامش پیش او آمده است و گفته است:‌  -من شامم را خوردم همش رو. -نوش جانت خوب بود؟ – مرسی حالا فکر نمی کنی که باید به من جایزه… Continue reading

  • تابستانی که گذشت

    تازه رسیده بودم رفتم دوستی قدیمی و عزیز را ببینم. تلفن زنگ زد و خبر دادند که دختر کوچک دوست مشترکی در هنگام بازی به چاهی سقوط کرده بود  و پرواز کرده.. در کنار دوستی از دوستان پدر بودم،  ناگهان داستان کسی را گفت که در هفتاد سالگی پدر نود ساله اش را از دست… Continue reading

  • تجربه تدریس در تابستان و در شریف

    هفته پیش کلاس تابستانی سامانهای صنعتی در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف پایان یافت. گرچه  این تابستان از سایر تابستانها متفاوت بود و هست، با این حال بین کلاسهای تابستانی همیشه شباهتهایی  وجود دارد.  امیدوام این چند نکته به دوستانی که قصد تدریس کلاسهای مشابهی را در تابستانهای آینده دارند کمک کند تا کلاسهای پر بارتر… Continue reading

  • دنده عقب گرفتن

    و دنده عقب گرفتن و تو چه می دانی که دنده عقب گرفتن چیست! یکی از نکته های جالب و ترس آور تهران این دنده عقب گرفتن همگانیست. داری از بزرگراه خارج می شوی یکی دارد با دنده عقب بیرون می آید. داری از خط سمت راست می روی یک بنده خدا که خروجی را… Continue reading

  • درباره پدرم

    من خیال نداشتم درباره دلایل سانحه و حواشی آن چیزی بگویم. ولی تکرار برخی مسائل باعث می شود تا نتوانم سکوت کنم. درباره حضور پدر در کابین هواپیما باید گفت نه این اولین کابینی بوده است که او در نشسته است و نه این اولین خلبان. پدر یکی از محتاطترین  خلبانانی بود در ایران وجود… Continue reading

  • تقدیر و تشکر

    البته بطور رسمی و سنتی باید از طریق جراید از عزیزانی که لطف کردند و در روز یکشنبه در مراسم تدفین و روز سه شنبه در مراسم بزرگداشت پدر بزرگوارم شرکت کردند تشکر کرد. ولی ایشان همیشه وقتی کسی کمکی و یا لطفی به من می کرد اول می پرسیدند: «تشکر کردی؟» بدینوسیله از کلیه… Continue reading

  • بلند آسمان جایگاه من است

    از همه دوستانی که ابزار لطف کرده اند سپاسگزارم.  مراسم ترحیم پدر بزرگوارم تیمسار خلبان مهدی دادپی در روز سه شنبه  ششم مردادماه از ساعت 4 تا 30: 5 بعد از ظهر در مسجد جامع شهرک قدرس واقع در شهرک قدس (فاز سوم) ابتدای خیابان حسن سیف برگزار می گردد. Continue reading

  • یادداشتهای ترافیکی

    بجان عزیزت گاهی فکر می کنم، می شود یک وبلاگ راه انداخت که فقط راجع به ترافیک تهران باشد! این ترافیک نیست که، بلکه تعامل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، فلسفی یک ملت است. حالا البته ما یک وبلاگ دیگر راه نمی اندازیم، ولی مشاهدات را که می توانیم اینجا بنویسیم! خانم و آقایی که شما… Continue reading

  • عوض کردن اسم وبلاگ

    دوستان عزیز، خوانندگان گرامی اصولا به ما گفته بودند که اسم وبلاگمان تو مایه قطار و تریلی و زنبیل و صف و این حرفها ست. حالا ما هم کلا بی ذوقیم هر چی فکر کردیم اسمش را چی بزاریم دیدیم بهتر حداقل یک کلمه باشد. حالا گذاشتیم بازارستان با تگ لاین: یادداشتهایی درباره اقتصاد، تاریخ، احوال… Continue reading

  • پراکنده

    دارم بر بال بحران را می خوانم. خدائیش کتاب خوبیست و بسیار روان نوشته شده است. درباره تشکیل دولتها و نوع شایعات رایج، مثلا این شایعه که رزم آرا پشت ترور شاه توسط فخرآرایی بود. بخش مربوط به زندگی خانواده های قجری در دوران پهلوی بسیار جالب است.  این جمله جالبیست که گویا هم مرحوم… Continue reading

,