خودفریبی به نام شوک درمانی

 دکتر شیری٬ دوست عزیز٬ کلیپی را برایم فرستاده است درباره شوک درمانی اقتصادی فرستاده است که ادعا می کند قرار نیست قیمت سکه و ارز کنترل شود. مثالهایی هم دارد درباره شیلی پینوشه٬ نیواورلئان بعد از توفان کاترینا٬ آرژانتین ژنرالها و چند جای دیگر هم دارد. به کتاب نایومی کلاین هم اشاره می کند٬ گویی شوک درمانی یک نظریه و روش پذیرفته شده است نه ادعای یک نویسنده که مشاهداتی را جمع آوری کرده است و بر اساس آنها الگویی را ارائه می کند.

ادعاهای این کلیپ عبارتند از:‌

  • دولت نمی خواهد ارز را کنترل کند.
  • دولت نمی خواهد وامهایی که آقازاده ها دریافت کرده اند را پس بگیرد و به بحران مالی پایان دهد.
  • .دولت می خواهد اصلاحات «بن سلمانی» را اجرا کند و برای همین هم تصویر رئیس جمهور زن کرواسی نشان داده می شود.
  • .قرار است ایران با یک نیروی کار استثمار شده با حقوق کمتر از یک دلار به بازار جهانی وارد شود.
  •  رژیم (نظام)‌‌آماده برجام ۲ می شود و می خواهد با شوکها مردم را آماده پذیرفتن این سازش کند.
  •  هدف کلا رسیدن و عضویت در اقتصاد جهانی متناسب با وزن اقتصاد ایران است٬ اقتصادی که در آن بهای نیروی کار و نهاده های تولید بواسطه ریال ارزان بسیار پایین آمده است.

در اقتصاد مفهومی وجود دارد به نام Correlation اینجا می خواهم آنرا همزمانی بنامم. همزمانی یعنی اینکه از نظر داده های آماری دو رویداد همزمان با یکدیگر روی می دهند. یکی از مهمترین نگرانیهای هر اقتصاددان٬ و هر دانشمند علوم انسانی٬ این است که همزمانی را با نشانه یک رابطه علت و معلول بداند و فکر کند بخاطر همزمانی دو رویداد به هم مربوطند. همزمانی در همه تاریخ وجود داشته است. در قرون وسطا نظریه پزشکی بر این باور استوار بود که بیماریها از طریق بو و رایحه منتقل می شوند. برای همین اطبا نقابهای به شکل منقار پرندگان درست می کردند تا بوی مریضانشان را هنگام معاینه آنها استشمام نکنند. باید قرن نوزدهم و لویی پاستور از راه می رسید تا میکروب و باکتری کشف بشوند و بشر بفهمد که عامل انتقال بیماری رایحه نیست بلکه موجودات ذره بینی هستند.

همزمانی بیش از هر چیزی در اقتصاد وجود دارد و بسیاری٬ بویژه کسانیکه که انسان را یک تصمیم گیرنده مستقل و صاحب حق انتخاب نمی دانند٬ آنرا با رابطه علت و معلول اشتباه می گیرند. بعنوان مثال وقتی بهای ارز افزایش می یابد و مردم تصمیم به خرید آن می گیرند و تقاضا برای ارز افزایش پیدا می کند٬ ایشان باور ندارند که رفتار مردم در بازار باعث این تغییر شده است. آنها با انکار اثر عامل روانی بر فرآیند تصمیم گیری و بدبینی مردم به افق آینده باور دارند که اگر دولت ارز و سکه را عرضه کند بهای آن را کاهش می دهد و مردم هم نباید ارز بخرند. بزرگواری هفته پیش برایم پیامی صوتی فرستاده بود که ارز را باید کسی بخرد که از آن استفاده می کند چون ارز خون است در شریان اقتصادی کشور. راستی اگر شما عازم کویر باشید٬ فقط ۴ لیتر آب با خود می برید یا تا می توانید آب بر می دارید تا از تشنگی نمیرید؟

ارز آب نیست٬ ارز یک ابزار حفظ٬ انتقال و پس انداز ارزش داراییهاست. وقتی مردم می دانند که آینده اقتصادی درخشان نیست٬ ارزش داراییهای خود را حفظ می کنند. بسیاری فکر می کنند اقتصاد یعنی شیری شکاری کند و برای خوردن بقیه بیاورد٬ حال آنکه اقتصاد بیشتر شبیه لانه مورچه است که در آن هزاران هزار بازیگر و فعال دست به دست هم می دهند٬ تعامل و تبادل دارند تا چرخ زندگی اقتصادی بچرخد. نگاه کردن به شاه شیرها و شکارشان وسوسه انگیز است ولی در دشتهای شیران تنها بازیگران نیستند. تک تک ما و تصمیماتمان بر سرنوشت اقتصادی یک کشور تاثیر می گذارد.

نظریاتی مانند شوک درمانی دچار یک تناقض ذاتی و پارادوکس منطقی هستند. از یک سو می خواهند رویدادهای بزرگ اقتصادی را نتیجه اراده انسانها بدانند ولی از سوی دیگر تنها اقلیتی کوچک را صاحب اراده می دانند. همه ما دارای حق انتخاب هستیم و با توجه به منافع و انگیزه هایمان به کنشگری اقتصادی مشغولیم. اینجاست که نشر چنین نوشته ها و کلیپهایی بسیار نگران کننده می شود. چون به جای آنکه صحبتی علمی و متکی به روشهای پذیرفته شده درباره اقتصاد بزنند٬ بیشتر به پررنگ کردن رویدادهایی مشغول هستند که همزمان رخ داده اند ولی ارتباطی به یکدیگر ندارند. ولی این فقدان ارتباط مانع از دادن حکم نمی شود.

یکی از ترسناکترین گفته های گوینده این فایل وقتیست که درباره زنان در جامعه صحبت می کند و دولت را متهم به اصلاحات «بن سلمانی» می کند. انگار نه انگار که گروه بزرگی از زنان کشور خواهان تغییر رویه ها و برخوردهای نظامی و امنیتی درباره بحث پوشش و حق حضور آنها در جامعه هستند. طراح نشر چنین گفتار و استدلالی به پیشواز تغییری رفته است تا منکر نقش عوامل اجتماعی در شکلگیری آن باشد و آنرا نتیجه توطئه بداند. این انکار واقعیتهای اقتصادی اجتماعی فرد را متفکر و پیشرو نشان نمی دهد بلکه جهل و غفلت او را ثابت می کند.

مثال دیگر هراس گوینده از عضویت اقتصاد ایران در اقتصاد جهانیست. عجیب است که حتی کشورهای دوست ایران مانند روسیه و چین از پیوستن به بازارهای جهانی و مشارکت در اقتصاد جهانی بیشترین سود را برده اند. روسیه با استفاده از نفت و گاز و شبکه انتقال مستقیم گاز به اروپا توانسته است به سطحی از قدرت برسد که هرگز اتحاد جماهیر شوروی با موشکهای بالستیک نداشت. چین امروز اقتصاد دوم جهان است و هند از بریتانیا پیشی گرفته است. اما وقتی به ایران می رسیم انگار عضویت در اقتصاد جهانی گناهی کبیره است.

مثالی باید زد. اگر شما به ارابه تان مربع یا شش ضلعی ببندید و بخواهید به راه بیفتید آیا ارابه شما حرکت خواهد کرد؟ نه! چون قوانین فیزیک و اصطکاک و اینرسی می گویند چرخ باید گرد باشد. اگر شما این را بپذیرید می توانید به راه بیفتید. ولی اگر شما به استفاده از مربع به جای چرخ اصرار کنید و اشکال را از جاده هایی بدانید که برای چرخهای گرد ساخته شده اند٬ نه هیچوقت به راه می افتید و حرکتی می کنید و نه هیچوقت خود را مقصر سکون و درجازدنتان می دانید. واقعیت اینجاست اقتصاد ایران کوشیده است با استفاده از مربعها و نه چرخهای گرد بچرخد و سالهاست که تقصیر را به گردن جاده ها انداخته ایم. اگر به آن سطح از دانش و تجربه رسیده باشیم که تعامل با اقتصاد جهانی را پذیرفته باشیم این نشانه بلوغ است نه تسلیم و البته آغاز رشد و شکوفایی. اینجاست که به نظر انتشار چنین مطالبی بدون آگاهی از پژوهشها و علوم اقتصادی و اجتماعی به نظر تلاشیست برای انکار دوباره صاف بودن جاده و لزوم داشتن چرخ گرد و خودفریبی به بهانه دیدن چند رویداد همزمان. راستی شما هنوز به خاطر بوی بد بیمارستان برای عیادت مریض منقار به صورتتان می بندید؟‌

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s