از کوی یار تا سر بازار

صفحه زبان شناخت کوروش علیانی چهارصدمین روز فعالیتش را جشن می گیرد. به دعوت او درباره چالشهای اقتصاددانان در استفاده از زبان فارسی نوشتم:

بر خلاف زبانشناسی اقتصاد مطالعه الگوهای رفتاری میلیونها انسان زنده است که با توجه به سلایق و علایق تحت تاثیر شرایط کلان تصمیم می گیرند کار کنند، پس انداز کنند و بچه دار بشوند. در نتیجه روش شناسی حاکم در این علم یک انتزاع ریاضی از فرآیندهای تصادفیست. در نتیجه پایبندی زبانشناسانه و گاهی متعصبانه به روش و فرم وجود ندارد. اینجا محتوا و پیشفرضها مهمتر هستند تا زبانی که برای بیان آنها استفاده می کنیم.
با اینحال حتی پیچیده ترین نظریه های اقتصادی و تحلیلها باید به زبانی بیان شوند که برای شنونده مفهوم باشند. اینجاست که مفاهیم اقتصادی مانند مفاهیم هر علم دیگری اسیر چهارچوب زبان و واژه های متداول می شوند. اینجاست که اقتصاددان فارسی زبان گاهی آرزو می کند معادلی فارسی برای واژه هایی مانند utility، business یا اصطلاحات مالی وجود داشتند. علیرغم غنای ادبی و محتوایی سرشار از مفاهیم فلسفی، عرفانی و انسانی زبان فارسی تازه چند دهه است که ابزار انتقال مفاهیم اقتصادی شده است.
می توانیم بگوییم اقتصاددان فارسی زبان در رو در رویی با این چالش تنها نیست. او هم مانند پزشک فارسی زبان، فیزیکدان فارسی زبان، شیمیدان فارسی زبان و سایر دانشمندان می تواند از زبان تخصصی استفاده کند. این گزاره تفاوت در مخاطبین را در نظر نمی گیرد. مخاطب فیزیکدان جامعه علمیست، مخاطب اقتصاددان کل جامعه است. اقتصاددانی که نمی تواند نتایج پژوهشهایش را به زبان ساده بیان کند معمولا نمی تواند تاثیری بر روند رویدادهای جامعه پیرامونش داشته باشد. او شبیه آدم لالی می شود که در پست دیده بانی کشتی تایتانیک است و می خواهد با حرکت دادن دستهایش ناخدا و سکاندار را از وجود خطر آگاه کند.
از سوی دیگر برای آنکه ناخدا به هشدار اقتصاددان و اقتصاددانان گوش دهد لازم است مسافران که همان مردم هستند بتوانند درک کنند که خطر در کمین کشتیست. این درک بدون آشنایی با مفاهیم اقتصاد و درک زبانی که برای بیان آنها استفاده می شود میسر نیست. شاید بتوان ادعا کرد بدلیل همین ناتوانی در انتقال مفاهیم بوده است که ناخودآگاه جامعه آن درکی را که از شعر و ادبیات یا مهندسی دارد از اقتصاد و علوم توسعه ندارد. دهه های ناتوانی در انتقال مفاهیم یک گسست غیرقابل انکار بین باورهای اقتصادی رایج در جامعه و واقعیت اقتصادی و کنشهای اقتصادی جامعه ایجاد کرده است. مانند آنکه در حالیکه علم پشه را عامل انتقال مالاریا می داند در جامعه هنوز باور داشته باشند که این هوای آلوده است که باعث این بیماریست. مردمی که نمی دانند مالاریا از طریق نیش پشه منتقل می شود از دولتمردانشان هم توقع مبارزه با پشه مالاریا را ندارند.
این روزها از یکسو توجه عمومی به تحلیلهای اقتصادی در حال افزایش است و از سوی دیگر علاقه به تحصیل و پژوهش در رشته های بازرگانی و علوم انسانی بیش از پیش است. با اینحال هنوز بین زبان محاوره ای و زبان علمی فاصله هست. بنظر می رسد هنوز پژوهشگر اقتصادی نمی تواند به زبانی ساده مانند همتایان انگلیسی زبان خود با مردم همزبانش سخن بگوید. زبانی که به غنای ادبیش می بالیم گاهی در سیر عرفانیش فراموش می کند ما خاکیان به بازارها هم باید برویم و همیشه فقط از کوی یار گذر نمی کنیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s