زنان قربانیان اصلی تحریمها

روز زن، روز مادر  و سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا مبارک. نوشته ذیل در شماره روز شنبه روزنامه جهان صنعت همزمان با روز زن در ستون نگاه نخست منتشر شده است.

در روزهای پایانی سال گذشته بحثی درگرفت که آیا زنان از جمله قربانیان اصلی تحریمها می باشند یا خیر. در بحثی که بر سر این سوال درگرفت برخی طبق سنت جاری و عادت معمول از دید باورهای سیاسی خود به این سوال پاسخ دادند و آنرا دستاویز محکوم کردن دیگران کردند. حال آنکه این سوال پاسخی بر مبنای واقعیات اقتصادی و با استفاده از تحلیل مبتنی بر آمار و داده ها دارد. اول از همه خوب است به این نکته اشاره کنیم تحریم یک اقتصاد ملی رویدادی نیست که منحصر به ایران بوده باشد، کشورهای عراق، کوبا، یوگسلاوی و هاییتی هر کدام در برهه ای از زمان در سه دهه گذشته با فشار تحریمهای وضع شده توسط جامعه بین المللی مواجه شدند. عراق در دوران دیکتاتوری صدام حسین، یوگسلاوی در سالهای بعد از فروپاشی بلوک شرق و جنگ داخلی بوسنی، کوبا از زمانیکه فیدل کاسترو به قدرت رسید و هاییتی در پی کودتای نظامیان در اوایل دهه 1990 میلادی. در هر یک از این کشورها تحریمها قربانیان خاص خود را داشته اند.

پژوهشگرانی بسیاری کوشیده اند اثر تحریمها را بر زنان ساکن این کشورها بررسی کنند د ولی در همه موارد فقدان آمار و داده های لازم امکان اندازه گیری دقیق و شناسایی ابعاد هزینه های اقتصادی – اجتماعی تحریمها  برای زنان را شدیدا کاهش داده است. با اینحال یک نکته در همه این کشورها علیرغم فرهنگها و ساختارهای اجتماعی متفاوت و تعاریف مختلف از موقعیت زنان مشترک است: زنان بعنوان یکی از آسیب پذیرترین اقشار جامعه از تحریمها بیش از سایرین آسیب دیده اند و هزینه های اقتصادی – اجتماعی بیشتری را متحمل شده اند. متاسفانه در اکثر این کشورها پایان دوره تحریمها به معنای پایان هزینه هایی که زنان پرداخته اند نبوده است. زنان دوران بیشتری را برای بازگشت به وضعیت نرمال و موقعیتشان پیش از اعمال تحریمها صرف کرده اند. دو نمونه عراق و هائیتی علیرغم تفاوتهای فرهنگی فاحش درسهای در خوری برای علاقمندان به مطالعه اثر تحریمها بر زنان دارند.

عراق: زنان عراقی بعد از تحمل ماجراجویی هشت ساله صدام حسین در حمله به ایران و جنگ بدفرجام در کویت یک دوره سیزده ساله از تحریمهای بین المللی را تجربه کردند که در سال 1990 توسط شورای امنیت سازمان ملل علیه این کشور به اجرا گذاشته شد. بدنبال اعمال تحریمها اکثریت مردم عراق با کمبود کالا، دارو و تجهیزات مورد نیاز مشاغلشان مواجه شدند. مردانی که تا قبل از اعمال تحریمها در کارخانه ها کار می کردند یا کسب و کار خود را داشتند از کار بیکار شدند. برخی سرشکسته از ناتوانیشان در تامین معاش خانواده به فعالیتهای غیرقانونی روی آوردند و برخی دیگر در کنار زنانشان به کارهایی مانند پختن نان و نگهداری از فرزندانشان روی آوردند. در این دوره خرده کسب و کارهایی خانوادگی مانند خدمات آشپزی، خیاطی، بازیافت لباسها و تعمیر تجهیزات و وسائل قدیمی رونق گرفتند ولی خانوارهای کمی با درآمد حاصل از این فعالیتها زندگی مرفهی داشتند. اقلیتی از جامعه که به قاچاق کالا روی آوردند در رفاه و تجمل زندگی می کردند در حالیکه مردم عراق بویژه زنان هزینه تحریمها را در همه ابعاد زندگیشان تحمل می کردند.

یکی از فجایع انسانی تحریمها در عراق این واقعیت است که در این دوره زنان عراقی بلااستثناء از دست دادن عزیزی را تجربه کردند. در دوران تحریمها بطور متوسط ماهانه 4000 تا 5000 کودک عراقی در نتیجه فقدان خدمات بهداشت و درمان مناسب یا سوء تغذیه جان می باختند و نرخ مرگ و میر نوزادان و اطفال یک تا پنج ساله دو برابر شد (از 47 در 1000 به 108 در 1000 برای نوزادان و از 56 در 1000 به 131 در 1000 برای اطفال) . خانوارهایی که پدران خود را در نتیجه جنگ یا تصفیه های سیاسی حکومت صدام از دست داده بودند و تحت سرپرستی مادران قرار داشتند بیش از سایر خانوارها در معرض خطر بودند و نرخ بالاتری از مرگ و میر فرزندان را تجربه کردند. علیرغم باور همگانی تعداد خانوارهای تحت سرپرستی مادران یا زنان (دختران ارشد یا خویشاوند زن دیگر) در عراق رو به افزایش بوده است. در سال 2003 کارشناسان یونیسف UNICEF  باور داشتند که زنان سرپرستی شصت درصد از خانوارهای ساکن بصره را بعهده دارند. این زنان برای تامین معاش خانواده هایشان متکی به مهارتهای فردی خود بودند ولی تحریمها با کاهش فرصتهای اقتصادی و افزایش توزیع نابرابر ثروت در عراق گزینه های اقتصادی این زنان را محدود و محدودتر کرد.

توجه به این نکته جالب است که در دوران تحریم در عراق بدلیل باورهای سکولار حکومت صدام حسین در ظاهر در شهرهای بغداد و بصره زنان حضور شایان توجهی در جامعه داشتند ولی کاهش امنیت اجتماعی و فقدان گزینه های اقتصادی ایشان موقعیت و استقلال و امنیت زنان عراقی را در معرض خطر قرار داد. آسیب پذیری زنان عراقی دراین دوران دقیقا به دلیل تحریمها و نه باورهای حکومت صدام حسین افزایش چشمگیری پیدا کرد. بعد از حمله ایالات متحده و متحدینش به عراق در دوران اشغال نظامی وضعیت زنان عراقی نه تنها که بهتر نشد بلکه ناامنی گسترده اجتماعی و ناآرامیهای سیاسی تقریبا امکان فعالیت اقتصادی در بیرون از خانه را از ایشان سلب کرد. ایشان هنوز به وضعیت عادی و موقعیت معمول اقتصادی – اجتماعی خود بازنگشته اند و معلوم نیست که در آینده نزدیک تعادل اقتصادی – اجتماعی در عراق تغییر چشمگیری بنماید.

هائیتی: تحریمها علیه کشور فقیر و بحران زده هاییتی در سال 1991 بدنبال کودتای نظامیان بر علیه رییس جمهور منتخب آریستید توسط سازمان کشورهای آمریکا Organization of American States و با تشویق و حمایت ایالات متحده وضع شد و تا سال 1994 ادامه داشت. این تحریمها در درجه اول بر سطح زندگی زنان در این کشور تاثیر گذاشت. شغل اصلی بسیاری از زنان در هائیتی  کار در مزارع و فروش محصولات کشاورزی در بازارهای محلی بوده و هست. زمانیکه اعمال تحریمها علیه اقتصاد این کشور شروع شد میزان برداشت محصولات کشاورزی و بازدهی مزارع در حال کاهش بود. در صورت عدم وجود تحریمها این محصولات سالانه پنج درصد کاهش پیدا می کردند ولی تحریمها به این روند نزولی شتاب بخشیدند و برداشت محصول در هائیتی بیست درصد کاهش پیدا کرد. برای بسیاری از زنان این به معنای بیکاری و از دست دادن منبع درآمدشان بود. برای زنان فروشنده این همچنین به این معنا بود که محصول کمتری برای عرضه دارند. در کنار کاهش عرضه تقاضا هم به دلیل کاهش درآمدها و افزایش بیکاری کاهش پیدا کرد. زنان فروشنده ناچار بودند برای فروش محصولاتشان به فروش خانه به خانه روی بیاورند و مسافتهای طولانی را غالبا با پای پیاده طی کنند. این سفرها آنها را هدف خشونتهای اجتماعی و آزار و اذیت بیشتر قرار می داد. در سطح خانوادگی همزمان با اعمال تحریمها موارد خشونت خانگی و تعداد روابط خارج از چهارچوب نهاد خانواده افزایش پیدا کرد. زنان بسیاری برای تامین درآمد برای فرزندانشان ناچار به خودفروشی روی آوردند. گیبونس و گارفیلد در تحقیقی در سال 1999 درباره آثار این دوره از تحریمها بر زنان هائیتی نتیجه گرفتند که در دوره تحریمها بیکاری در میان زنان افزایش چشمگیری داشته است و نقض حقوق انسانی این گروه از اعضای جامعه افزایش چشمگیری داشته است. زنان در هائیتی کوشیده بودند که با تغییر شغل یا یافتن راههای دیگری به کسب درآمد بپردازند ولی ناتوانی آنها در تامین درآمد همراه با افزایش هزینه خدمات بهداشت و درمان افزایش مرگ و میر کودکان یک تا چهار ساله و کاهش میزان حضور در مدرسه سایر گروههای سنی را بدنبال داشت. پنج سال بعد از خلع نظامیان از قدرت و بازگشت آریستید به قدرت گیبونس و گارفیلد نمی توانستند بگویند آثار منفی تحریمها بر جایگاه اجتماعی – اقتصادی زنان در هائیتی محو شده است. علیرغم وضع قوانین فوق العاده و حمایت از حقوق خانواده زنان هائیتی در پایان دهه نود هنوز هزینه تحریمها  را می پرداختند.

بسیاری از کشورهای حامی اعمال تحریمها به این نکته باور دارند که بدون قدرت اقتصادی رسیدن به حقوق برابر برای زنان ممکن نیست. با اینحال این کشورها از تحریمها علیه کشورهایی استفاده می کنند در آنها زنان جزء اقشار آسیب پذیر اجتماعی هستند. دروری و دورسان در مطالعه ای که در سال 2012 درباره اثر تحریمها بر زنان منتشر کردند به این نکته اشاره کردند که در همه موارد تحریمها اثرات مخربی بر اقتصاد کشورها و رفاه و موقعیت اقتصادی – اجتماعی زنان در این کشورها داشته است. اثر منفی تحریمها بر زنان تابعی از درآمد اولیه و سطح زندگی آنها پیش از تحریمهاست. هر چه درآمد اولیه زنان کمتر باشد آسیب پذیری ایشان و خانوارهایشان در دوره تحریمها بیشتر است. به عبارت دیگر در همه کشورهایی که هدف تحریمهای بیم المللی قرار گرفته اند زنان کم درآمد بیشترین آسیب ممکن را از این تحریمها دیده اند. واقعیت تلخی که در تحلیل اثر تحریمها بر زنان ایرانی باید آنرا در نظر گرفت. مستقل از ویژگیهای ساختاری جامعه ما و نابرابریهای اقتصادی – اجتماعی تحریمها قربانیان خود را داشته اند و به نابرابریها دامن زده اند. شاید باور سیاسی بعضی آنها را تشویق به صرفنظر کردن از این واقعیت می کند که زنان ایرانی، بویژه زنان کم درآمد و سرپرست خانوار بیشترین آسیب را از تحریمها دیده اند ولی در دنیای واقعیت هیچ ناظر بیطرفی نیست که تحریمها را تبرئه کند.

منابع:

Al-Ali, Nadje. «Reconstructing Gender: Iraqi women between dictatorship, war, sanctions and occupation.»Third World Quarterly 26, no. 4-5 (2005): 739-758.

Ali, Mohamed M., and Iqbal H. Shah. «Sanctions and childhood mortality in Iraq.»The lancet 355, no. 9218 (2000): 1851-1857.

Drury, A. Cooper, and Dursun Peksen. «Women and economic statecraft: The negative impact international economic sanctions visit on women.»European Journal of International Relations (2012(.

Gibbons, Elizabeth, and Richard Garfield. «The impact of economic sanctions on health and human rights in Haiti, 1991-1994.»American journal of public health 89, no. 10 (1999): 1499-1504.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s