هواپیمایی: تراژدی و انکار

امروز دوباره با یک خبر بد از هوانوردی تجاری روزمان تلخ و سیاه شد. هواپیمای توپولف 154 شرکت هواپیمایی کاسپین که از تهران عازم ایروان بود، در حوالی قزوین سقوط کرد و همه 168 سرنشین آن کشته شده اند. کشته شدن اعضاء تیم ملی نوجوانان هم در این سانحه باعث دردناکتر بودن آن می گردد. حادثه ای دیگر و دوباره جوابهای همیشگی: هواپیماهای روسی دست دوم و سودجویی شرکتهایی که این هواپیماها را می آورند. اما بین خودمان باشد این پاک کردن دوباره صورت مساله است و پاس دادن توپ به زمینی که کسی در آن مسوول این وضعیت نیست.

ما یک کشور 75 میلیونی هستیم که نسبتا وسیع است. با توجه به مسافرتهای درون مرزی و منطقه ایمان آنقدر برای سفرهای هوایی تقاضا هست که یک صنعت هوانوردی بازرگانی بومی داشته باشیم و داریم. علیرغم تحریمها این صنعت در حال گسترش بوده است و اکنون نیروی انسانی خود را با امکانات خودش تربیت می کند و سرمایه انسانی خود را بازتولید می کند. در در سالهای پس از جنگ با توجه به پتانسیل این صنعت در کشور و وجود نیروی متخصص فراوان در کشور شرکتهای خصوصی و نیمه خصوصی هوایی بوجود آمدند تا یک مکمل ناوگان دولتی باشند و دو در جاهایی که شرکتهای هواپیمایی دولتی نمی توانستند و یا نمی خواستند به فعالیت بپردازند به ارائه خدمات بپردازند.

اما شرکتهای هواپیمایی به هواپیما هم احتیاج دارند، و ما در تحریم بوده ایم و در تحریم هستیم. این تحریمهای از دو جنبه بر فعالیتهای هواپیمایی بازرگانی ایران تاثیر گذاشته است. اول هواپیما، هیچ شرکت هواپیمایی خصوصی در ایران نیست که بدش بیاید بوئینگهای نو و یا آخرین ایرباسها را داشته باشد. اما این هواپیماها حتی بصورت استیجاری در اختیار شرکتهای ایرانی قرار نمی گیرند. تحریمها باعث شده است تا تنها هواپیماهای موجود برای اجاره و یا خرید محصولات بلوک شرق باشد.

دوم بحث اعتبارات بانکیست. هواپیما کالای گرانبها و پر هزینه ایست. برای خرید یک هواپیما و حتی اجاره آن یک شرکت هواپیمایی باید از سیستم بانکداری بین المللی استفاده کند. هزینه های نگهداری و بیمه هواپیما باعث می شود تا چنین شرکتی یک مشتری دائمی این بانکها باشد. تحریمها باعث شده است تا شرکتهای ایرانی نتوانند از مجموعه خدمات این بانکها و اعتباراتشان استفاده کنند.  در واقع شرکتهای ایرانی تنها می توانند با اتکا به تسهیلات بانکی داخلی هواپیما خریداری کنند و البته تحریمها حتی استفاده از این تسهیلات را، که معمولا موجود نیستند، مشکل می کند. در نتیجه شرکتهای داخلی ناچارند با طرفهایی وارد معامله بشوند که اولا سیستم بانکی کشور در کشورهای متبوعشان فعال باشد و دوما مساله تحریم شامل حالشان نشود. و این یعنی باز جمهوریهای سابق شوروی و اروپای شرقی. حال آنکه صنعت هواپیمایی ما به سرمایه گذاری و سرمایه گذاری خارجی نیاز دارد، که بتواند نیازهای اعتباریش را در اقصی نقاط دنیا برطرف کند.

واقعیت: اینجا معضل ما فرسودگی هواپیماهایمان نیست، بلکه عدم دسترسی به بازارهای جهانیست. معضل سودجویی شرکتهای خصوصی نیست بلکه این است که آنها نمی توانند سود حاصله را به ناوگانی مدرن و مجهز تبدیل کنند و وارد مشارکتها و توافقات بین المللی با معتبرترین تولید کنندگان و شرکتها شوند. شرکتهای هواپیمایی ایرانی بعنوان خریدار در موضع قدرت قرار ندارند و از گزینه های بسیاری برخوردار نیستند. تا زمانیکه این معضل برطرف نشود، چنین سوانحی پایان نخواهند یافت.

Advertisements

2 دیدگاه

  1. سلام آقاي دادپي تسليت ميگم اميدوارم گامهاي شما استوارتر از پدرتان باشد.
    من در ايرلاين فعاليت دارم در رابطه با مقاله شما و مشكل گفته شده رته حل دارم لطفا به من ميل بزنيد تا مطرح كنم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s