از اصلاح‌طلبی تا اصلاحات

 وقتی نگاهی به تاریخ تکامل اجتماعی و تحولات سیاسی در کشورهای مختلف می‌اندازیم٬ می‌بینیم مصلحان اجتماعی همیشه توانسته‌اند زبانی برای تبلیغ ایده‌های خود و ابزاری برای اجرایی کردن اصلاحات مورد نظرشان بیابند. چرا اصلاح‌طلبان صاحب مقام علی‌رغم اقبال مردم به ایشان چنین توانی نداشته‌اند؟

رویدادهای هفته اخیر بیش از هر چیز شکست سیاستمدارانی بود که با معرفی خود بعنوان اصلاح طلب و با استفاده از سرمایه اجتماعی چهره های نامدار دهه های اخیر به مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر راه یافته اند. ایشان یادآور شدند که برای بسیاری اصلاح طلبی تنها بهانه رسیدن به قدرت بوده است و اشغال مقامی. وگرنه ایشان برای اصلاحات نه برنامه ای داشته اند و نیتی٬ گرچه همیشه بهانه های بسیاری برای انفعال آماده دارند.

برای هر تغییری و برای هر اصلاحی در حکمرانی به سه ضلع نیاز هست: اجرا٬ قانون و قضا. همراهی این سه بعد فرآیند حکمرانیست که تغییر را ممکن و اصلاح را پایدار می کند. اولی تغییر را اجرایی می کند٬ دومی تغییر را نهادینه می کند و سومی آنرا پاس می دارد. این پرسش را باید پرسید که چرا اصلاح طلبان در حالیکه در دولتهای شهری هم اجرا و هم قانونگذاری را در دست دارند این چنین بی عمل ظاهر شده اند؟

شهروندان شهرهای مختلف کشور می بینند در حالیکه اصلاح طلبان در دولتهای محلی حداقل ابزارهای اجرایی و قانونگذاری را در اختیار دارند٬‌ خبری از اصلاحات نیست. این درست است که سیاستمداران چندی می کوشند با برگزاری جلسات منظم به مشکلات مردم گوش سپارند ولی باید اذعان کرد که علیرغم لیست مدارک متنوع دانشگاهی و سوابق مختلف هیچ کدام از شوراهایی که اصلاح طلبان در آن اکثریت داشته اند٬ نه ابتکاری در مدیریت شهری معرفی کرده است و نه برنامه ای برای اصلاحات ساختاری داشته است. لیست سازی پشت درهای بسته باعث شد تا برخی از رای دهندگان باور کنند که زمان رفتار فردی گذشته است و اکنون افرادی نامزد شده اند که تعهد به برنامه ای حزبی دارند. واقعیت اینجاست که تعهد داشتن به برنامه ای که وجود ندارد کار بسیار آسانیست. بی عملی این گروه از سیاستمداران در ایجاد احساس سرخوردگی در کشور سهم عمده ای داشته است.

وقتی نگاهی به تاریخ تکامل اجتماعی و تحولات سیاسی در کشورهای مختلف می اندازیم٬ می بینیم مصلحان اجتماعی همیشه توانسته اند زبانی برای تبلیغ ایده های خود و ابزاری برای اجرایی کردن اصلاحات مورد نظرشان بیابند. بسیاری از آنها عمری را صرف تحقق تحول مورد نظر خود کرده اند و منتظر آن روز خجسته ای نبوده اند که حاکم و قاضی و قانونگذار همه و همه با آنها موافق و همراستا باشند. آنچه که در میان سیاستمداران اصلاح طلب نایاب است این اراده به اصلاح است و انچه که فراوان یافت می شود بهانه های مختلف برای بی عملیست. شاید نمی توان از کسانی که از پشت میز نشینی به اصلاح طلبی رسیده اند٬ انتظار دیگری داشت.

آیا مدیریت ترافیک تهران٬ یا رسیدگی به مشکلات کارآفرینی در کلانشهرهای تهران آنقدر کارهای سخت و دشواریست که باید ماه و خورشید و فلک همه گرد هم بیایند؟‌ آیا مدیریت پدیده دستفروشان در مترو و خیابانهای شهر تهران و جلوگیری از ضرب و شتم کسانیکه می کوشند نانی به دست بیاورند آنقدر کار دشواریست که شورایی مانند شورای شهر تهران از مطالعه و راه حل یابی برای آن عاجز است؟‌ به نظر می رسد اصلاح طلبان در برابر هر مشکلی دستهای خود را به نشانه تسلیم بالا برده اند و اقرار شفاهی به اصلاح طلبی را کافی دانسته اند. در هر رویداد اجتماعی خرد و در سطح بسیاری از شهرهای کشور خبر از آن پویایی که لازمه امیدوار بودن است نیست. پس چطور می توان انتظار داشت که مردمی که به ایشان رای داده اند اکنون سرخورده نباشند و ندانند به که شکایت کنند.

رویدادهای هفته اخیر باید هشداری به همه صاحب منصبان و طالبان جاه و مقام باشد که در جامعه ایشان را با نام مسوول می شناسیم. حرف بسیار و عمل اندک شده است و وقت آن است که مسوولین خود را بیشتر عامل و فاعل و مجری بدانند تا کسی که قرار است پاسخی برای داشتن پاسخ داشته باشد بی آنکه در کارنامه اش دستاوردی بغیر از حرفهای زیبا دیده شود. تیغ تیز انتقاد بیشتر از همیشه متوجه اصلاح طلبان صاحب قدرت است. اصلاح طلبی نه انحصار ایشان است و نه عذر ایشان. اصلاح طلبی تعهد ایشان و برنامه ایشان بوده است. جای تاسف دارد که بسیاری از آن فقط برای جذب آرای مردم و رسیدن به مقام بهره برده اند. و البته جای خوشبختی دارد که مردم تعهد ایشان را فراموش نکرده اند.

Advertisements

1 دیدگاه

  1. چکیده کلام اینکه جز اصلاح طلب داوطلبی برای اصلاحات نیست اصلاحات برای فرهنگ ما دین ما اقتصاد ما کلا زهر است چون اصلاحات آنگونه که از نامش پیداست کاستی اور است و کاهنده و اما آنچه ما نیاز داریم رشد است رشدیات یا رشد اقتصادی طلب یا چیزی با این مضمون که فزاینده است فزاینده در فرهنگ دین اقتصاد سیاست هر چه باشد محبوب است فرهنگ بالا هر چه فزاینده تر بهتر کسی به شما نیکی کرده تشکر میکنید فزایندگی است چیزی نمیگویید اصلاح شده و اما نمک خوردید نمکدان شکستید کاهندگی است بیشتر اصلاح شده ،اقتصاد ما که هر روز میکاهد از سهم اسمی به واقع اصلاحات است چون کاهنده است، فزاینده یا رشد دهنده البته تا حدی کم احمدی نژاد بود که دیدیم اصلاح طلبانه نمک خوردیم نمکدان شکستیم ای کاش بداند مردم او را فهمیده اند تازه که پرزیدنت شده بود با عشق میگفت من نوکر مردمم اما الان همان میگوید اما آن عشق واخلاص را ندارد قلبش را کاهندگی شکسته اصلاحات کاهندگی است نه فرایندگی ،پر از کاهندگی است. اصلاحات آنراکه قابلیتی ،استعدادی، ندارد ترمیم نمیکند درمان نمیکند حذفش میکند درمانات نیست مرمتات نیست اصلاحات است میچیند نابود میکند و منتظر رشد میشود اگر رشد اشتباه کند حذفش میکند درمانش نمیکند تعمیرش نمیکند مرمت نمیکند فرصت نمیدهد جنگ اول در دنیا نسل کشی زیاد شد این ماحصل ایدوئولوژی اصلاحاتی بود که از وین اتریش شروع شده بود تزار را برانداخت برای اصلاحات ملکی بس کلان و بزرگ فراهم آورد روسیه را ببینید رفورمیست چه بلایی آورده اگر تزار باقی میماند روسیه با بریتانیا برابری میکرد و همچنین در امریکا انچه کاهنده است ومشابه اصلاحات حزب دموکرات است که به الغای بردگی رضایت نمیداد امروز هم به الغای بردگی راضی نیست چون در بردگی راحت میشود حذف کرد حق وحقوقی نیست مثل موی سر که چون چیدنش درد ندارد راحت اصلاح میشود اما دندان نه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s