کی مهارت آموزی برای #دانشگاه مهم می شود؟

تقریبا ۵ سال شده است که در دانشگاه کارهای مدیریتی هم می کنم و درگیر کمیسیونهای برنامه ریزی راهبردی و آموزشی هستم. اولین نکته ای که برای جالب بوده است توجه دانشگاه به نیازهای بازار و صنعت است. برای هر برنامه تازه ای و برای به روز کردن هر درسی که دارد ارائه می شود٬ نظرسنجی از فعالان اقتصادی و کارفرمایان در اولویت قرار دارد. الان ۴ ماه است که در حال بازبینی و طراحی مجدد درسهای پایه دانشجویان مدرسه بازرگانی هستم.

دانشجویان مدرسه بازرگانی در ۸ رشته مدیریت٬ مدیریت بین الملل٬ بازاریابی٬ اقتصاد٬ مالی٬ کارآفرینی٬ حسابداری و اقتصاد عمومی تحصیل می کنند و همه بعد از گذراندن واحدهای درسی سال اول باید ۳۹ تا ۴۲ واحد درسی درسهای پایه را مشترکا بگذرانند. اولین کاری که انجام داده ام استفاده از یک پلاتفرم برای تهیه یک پرسشنامه و بعد ارسالش به شرکتهای مختلف و کارآفرینان شهر بوده است. این نظرات مبنای تغییرات پیشنهادی هستند. از نظر اداری روال کار آسان بود و از نظر اجرایی محقق کردن این تغییرات می تواند تا یکسال و نیم زمان ببرد. اما این تغییرات برای تامین تقاضای بازار کار صورت می گیرد. مهمترین پرسش در پرسشنامه عوامل موثر در تصمیم به استخدام یک تازه فارغ التحصیل بوده است.

بر مبنای این نظرسنجی مهمترین ویژگی یک تازه فارغ التحصیل مهارتها و تجربه کاری اوست. برای همین کمیته ای که رئیس آن هستم می خواهد پیشنهاد کند که کلیه دانشجویان تا ۲۲۰ ساعت تجربه کاری را بعنوان پیشنیاز فارغ التحصیلی بگذرانند.  یک استدلال قوی وجود دارد که شاید دانشجویی نتواند کار یا فرصت کارآموزی پیدا کند. پاسخ این بوده است که اگر دانشجویی نتواند کارآموزی بیابد پس نمی تواند کار پیدا کند و ما نمی خواهیم فارغ التحصیلی داشته باشیم که نتواند کار پیدا کند. به اینها باید توانایی تحلیل داده ها یا آنالیتیکس را باید اضافه کرد که مورد دومیست که همه کارفرمایان می خواهند. بر اساس این نظرات همه کلاسها تاکید بر تحلیل داده ها  اضافه خواهد شد و دو درس جدید را جایگزین دو درس قدیمی خواهند شد که به تحلیل و مدیریت داده ها و آمار مدیریتی اختصاص خواهند داشت.

همه این فعالیتها تاکید و تایید این واقعیت است که دانشجویان فقط برای مدرک گرفتن به دانشگاه نمی آیند و هدفشان پیدا کردن شغل مناسب و فراگیرهای مهارتهای لازم برای شهروند نمونه بودن هم هست. از طرف دیگر چون دانشگاه هم در فضای رقابتی فعالیت می کند و باید دانشجو جذب کند و گزینه مناسبی برای دانشجویان و والدینشان باشد٬ چنین بازنگریهایی در اولویت قرار می گیرند و تشریفاتی نیستند. در واقع دانشگاه وقتی یک واحد مستقل است که از طریقی نظامی مانند سنجش دانشجو جذب نمی کند و اطمینان ندارد که تعداد لازم دانشجویان را جذب خواهد کرد٬ هم از نظر راهبردی و هم از نظر عملیاتی بهتر عمل می کند. این عملکرد بهینه هم به تخصیص منابع تعمیم پیدا می کند و همه به تربیت دانشجویانی که مهارتهای لازم را کسب می کنند.

وقتی در یک بازار رقابتی نقش دانشگاه را تجربه می کنیم٬ ابعاد جدیدی در تصمیم گیری و سیاستگذاری پیدا می شوند٬ که در نظام های دولتی و متمرکز هرگز مهم نیستند و البته هزینه بی اهمیتی آنها را خیل فارغ التحصیلان جویای کار می پردازند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s