پرچمهای سیاه به کوبانی رسیدند

کوبانی دارد سقوط می کند، در خیابانهایش زن و مرد کرد می جنگند تا شاید ورق برگردد. شاید ارتش مجهز و تا بن دندان مسلح ترکیه کاری کند. شاید جنگنده های آمریکایی از گوشه ای در آسمان پیدا شوند.  ولی پرچمهای نگون بختی سیاه داعش بالا رفته اند. کوبانی سقوط کرده است. سقوط کوبانی مرا یاد یک سقوط دیگر می اندازد. سقوط بارسلونا در جنگ داخلی اسپانیا.

روزی که بریگادهای جمهوری خواهان ناتوان از ایستادن در برابر حمله فالانژهای فرانکو، تانکهای موسولینی و هواپیماهای هیتلر به طرف مرز اسپانیا و فرانسه عقب نشستند. دولت فرانسه هم آن روز اسیر دعواهای چپ و راست ترجیح داده بود در اسپانیا مداخله نکند. پیروزی چپگرایان و آنارشیستها در اسپانیا برای راستگرایان فرانسوی دلخوش نبود و سوسیالیستهای سیاست زده کافه نشین از پس آنها بر نمی آمدند. فرانسه در نهایت اجازه ورود پناهندگان اسپانیایی به خاکش را داد تا وجدانش را از دیدن یک کشتار خلاص کرده باشد. جمهوری اسپانیا نفسهای آخر را داشت می کشید. فاشیسم در اسپانیا پیروز شد.

ولی پیروزی فرانکو در اسپانیا به اسپانیا ختم نشد. هیتلر شکست جمهوری خواهان اسپانیایی را به ضعف ذاتی دمکراسیها و دول منتخب مردم نسبت داد. فرانسه و بریتانیا متوجه نبودند که شکست جمهوری اسپانیا قبل از آنکه شکست کمونیسم یا آنارشیسم باشد شکست ایده حکومت جمهوری در یک کشور اروپاییست. پیروزی فرانکو هیتلر را متقاعد کرد که می تواند  دمکراسیها را با اراده و ابزار نظامی شکست دهد. فرانسه بهای بیطرفیش در اسپانیا را با شکست خفت بارش از آلمان نازی پرداخت.

امروز بنظر می رسد کمتر دولتی در منطقه متوجه است که پیروزی داعش امروز در کوبانی به چه معنا خواهد بود. شاید ترکیه به دلیل منافع ملی و خصومت دیرینش با قوم کرد و ترس از ایجاد دولتهای محلی کرد در کوبانی مداخله نکرد. و شاید دول عرب منطقه از روی همبستگی مذهبی و ترس از ناپایداری داخلی چشم خود را بر روی حمایت سرمایه داران و افراطیون کشورشان از داعش بسته اند. ولی داعش و دیوانگان هوادارش این عدم مداخله را نتیجه محاسبه دقیق منافع ملی نمی دانند. کسانیکه فقط از زور و خشونت استفاده می کنند فقط زور و خشونت هم می فهمند. آنها برآیند منافع ملی کوتاه مدت ترکیه  و انفعال دول عرب را به  حساب ترس دولتها و دولتمردان منطقه می گذارند و در استفاده از خشونت و قوه قهریه جری تر هم می شوند. این اعتماد بنفس تقویت شده باعث ناآرامی و ناپایداری بیشتر و خونریزی باز هم بیشتر در منطقه خواهد شد. گروههای موافق داعش به این ترتیب به الگوبرداری از داعش تشویق می شوند و داعشی که می شد در نطفه بمیرد یک نیروی سیاسی منطقه خواهد بود.

در ژانویه 1939 هیچکس باور نمی کرد کشور فرانسه که ارتشش بزرگترین ارتش  اروپا و ناوگانش چهارمین نیروی دریایی جهان بود تنها 18 ماه بعد به اشغال آلمان در بیاید. ارتشش تارومار شده باشد و ناوگانش توان جنگیدن نداشته باشد. برای اسپانیایی ها، فرانسه 1939 مانند ترکیه 2014 شکست ناپذیر به نظر می آمد. ولی آن اسپانیاییها شاهد شکست فرانسه بودند و بسیاری از آنها توسط حکومت ویشی به اسپانیا بازگردانده شدند. شاید امروز دولت ترکیه باور نمی کند که سقوط کوبانی چه آثاری در برخواهد داشت. ولی نمی تواند کتمان کند سقوط کوبانی برای داعش پیروزی بزرگیست که بسیاری را به پیوستن صفوفش تشویق خواهد کرد. نگاهی به میدان تقسیم به دولت آنکارا یادآور می شود که شکاف بین استانبول و کردهای جنوب را عمیقتر  شده است و به ناپایداری درون ترکیه دامن زده شده است.  بدتر از همه انفعال ترکیه به طرفداران خلافت اسلامی اطمینان می دهد که دولتهایی که از صندوق رای بیرون آمده باشند ولو محافظه کار و اسلامی اراده ای برای مقابله با جنگجویانش ندارند. جنگجویانی که می خواهند برداشت خود را از 1400 سال پیش دوباره بر بوم تاریخ تصویر کنند. روز تلخی برای خاورمیانه شب شد. پرچمهای سیاه به کوبانی رسیدند.

Advertisements

3 دیدگاه

  1. چقدر تحلیل بجایی بود !! ولی واقعا داعش زاییده یک سیاست منطقه ای است و یا یک تفکر فرا منطقه ای و وابسته به نظام سرمایه داری چنین جریان خطرناکی را در منطقه ایجاد و هدایت می کند؟!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s