سیاست خارجی و سرمایه گذاری خارجی

  برای سالنامه مهرنامه نوشتم. امیدوارم روند خوبی که در سال 1392 شروع شد در 1393 هم ادامه پیدا کند.  وگرنه مزایای اقتصادی این اقدامات را نخواهیم دید.
سیاست خارجی و سرمایه گذاری خارجی یک رابطه دو سویه دارند. پذیرفتن قواعد بازی بین الملل در یکی باعث جذب دیگری می شود و جذب سرمایه گذاری خارجی به کشور قدرتی می بخشد که اهداف سیاست خارجیش را با توان بیشتری دنبال کند. تداوم تغییرات جدید در سیاست خارجی تضمین کننده تداوم جذب سرمایه گذاری خارجیست و تداوم سرمایه گذاری خارجی به معنای افزایش قدرت در عرصه سیاست خارجی. با اینحال عوامگرایان با سیاستهای مقطعی خود این ارتباط را مختل کرده و هم به فرآیند جذب سرمایه گذاری خارجی لطمه می زنند و هم کشور را در عرصه سیاست خارجی تضعیف می کنند. داووس نقطه پایان فرآیند تضعیف و آغاز روند تقویت هر دو پهنه می باشد.
یکی از تصاویر مربوط به ایدی امین دیکتاتور معروف اوگاندایی او را نشسته بر صندلی نشان می دهد در حالیکه بازرگانان بریتانیایی او را بر دوش خود گرفته اند و حمل می کنند. امروز اوگاندا یکی از کشورهای پیشروی آفریقایی در اقتصاد است ولی در زمان ایدی امین این دیکتاتور عوام گرا که عاشق پوشیدن یونیفورمهای پر زرق و برق بود از بحران به بحران می رسید. او برای نشان دادن استقلال خود در عرصه سیاست خارجی گروههای مختلف فعالان اقتصادی را یکی بعد از دیگری قربانی کرد. سرمایه گذاری خارجی سراغ کشورهایی نمی رود که در چهارچوب پذیرفته شده برای تعاملات بین المللی عمل نمی کنند. یکی از تصاویر معروف اجلاس داووس جلسه ایست که در آن رییس جمهور ایران در حال سخنرانیست و نمایندگان شرکتهای اروپایی و آمریکایی با دقت در حال گوش دادن به سخنان او هستند. صرف حضور رییس جمهور منتخب در مجمع جهانی اقتصاد و استفاده از واژه های مترادف در تعاملات بین المللی، بدون صرفنظر کردن از اهداف، سیگنالی بی اندازه مثبتی برای سرمایه داران خارجی و شرکتهای بین المللی بود.
تقریبا همه کشورهای موفق در جذب سرمایه گذاران خارجی تنها بعد از تغییر لحن و پذیرفتن قواعد بازی بین المللی موفق به اینکار شده اند. کشور چین بعد از سفر معروف نیکسون به این کشور و باز کردن درهای اقتصادیش بود که موفق به جذب میلیاردها دلار در سرمایه گذاری خارجی شد. جالب است که بدانیم این کشور با تکیه بر مزایای اقتصادی و موقعیت ژئوپلتیکش موفق به این کار شد. و گرنه در عرصه سیاست خارجی هرگز یک متحد آمریکا به شمار نیامد و در پهنه های روابطش با کره و ژاپن، در زمینه بازپس گیری هنگ کنگ و تعامل با تایوان یک سیاست کاملا مستقل از ایالات متحده و متحدان غربیش اتخاذ کرد. ظرف کمتر از دو دهه قدرت اقتصادی حاصل از جذب آن سرمایه گذاریها باعث شد تا چین بتواند با توان بیشتری اهداف سیاست خارجی خود را دنبال کند. مثال چین نشان داد که صرف جذب سرمایه گذاری خارجی و انجام مبادله کالا با کشورهای دیگر به معنای دست شستن از اهداف ایدئولوژیک و منافع ملی یک کشور نیست بلکه در مدت کوتاهی باعث می شود که آن کشور بتواند با توان بیشتری اهداف خود را دنبال کند. کشورهایی مانند ویتنام و اندونزی الگوی چین را با موفقیت تکرار کردند.

graphchina

آنچه که در داووس اتفاق افتاد از این دیدگاه شایسته توجه است. تغییر لحن آغاز شده در زمان انتخابات به عرصه بین المللی راه پیدا کرد و برای اولین بار در دهه گذشته ایران شاهد رقابت شرکتهای اروپایی و آمریکایی برای باز کردن راه مبادلات اقتصادی با ایران بود. این دستاورد کمی نیست. از زمان برگزاری اجلاس داووس و توافق ژنو تهران شاهد سفر وزرای خارجه کشورهای مختلف به تهران بوده است. وزیر خارجه سوئد از تجربه اش در اصفهان برای هم میهنانش نوشت، وزیر خارجه لهستان به همراه بیش از بیست بازرگان به تهران آمد و هیات فرانسوی، که بداخلاقی وزیر خارجه اش را در ژنو همه بخاطر دارند، شامل نمایندگان همه شرکتهای فرانسوی بود. خوب است بخاطر بیاوریم آخرین باری که چنین علاقه ای به سرمایه گذاری در ایران وجود داشت چه سالی بود.
سیاست خارجی اولین زمینه جذب سرمایه گذاری خارجی و حفظ آن است. برای همین است که همه دولتها و احزاب از اتخاذ لحن عوام گرایانه در روابط بین المللی خود داری می کنند. طنز تاریخ است ولی ایدی امینها با ژستهای مردم فریبانه استقلال طلبیشان که نمایشهای مضحکی از شکست بیگانگان را در بردارند بیشتر زمینه وابستگی اقتصادی کشورهایشان را فراهم می کنند. واقعیتیست ولی بدون استقلال و قدرت اقتصادی نمی توان حرف از استقلال در عرصه سیاست خارجی زد. راهی که در داووس آغاز شده است باعث قدرتمند شدن ایران در عرصه سیاست خارجی هم خواهد بود. بدون کسب مزایای اقتصادی نمی توان جلوی ورود عوامگرایان را به عرصه سیاست خارجی گرفت. اینجاست که عامل زمان از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود. برای دیدن نتایج داووس به شکیبایی و پیوستگی احتیاج است.
نگاهی به روند سرمایه گذاری خارجی در چین نشان می دهد که در دهه هشتاد این کشور بطور فزاینده ای موفق به جذب سرمایه گذاری خارجی شد و ظرف چند سال معادل یک درصد تولید ناخالص داخلیش سرمایه جذب می کرد. این نسبت در اوائل دهه نود افزایش ناگهانی پیدا می کند و به شش درصد تولید ناخالص داخلی می رسد. بعد از این دوره کاهش آن آغاز می شود. توجه داشته باشید که تولید ناخالص داخلی این کشور در این سالها در حال افزایش بوده است در نتیجه این شاخص یک نسبت حقیقی شده است و حجم اسمی و ارزش واقعی این سرمایه گذاریها همواره در حال افزایش بوده اند. در نتیجه کاهش نسبت سرمایه گذاری خارجی به تولید ناخالص داخلی در این کشور به معنای کاهش حجم آن نبوده است. بلکه با توجه به رشد اقتصادی دو رقمی این کشور به معنای افزایش دو رقمی حجم آن هم می باشد. نکته مهم توجه به رشد نسبتا آهسته و پیوسته سرمایه گذاری خارجی در سالهای اولیه دوران جدید اقتصاد چین است. برای بیشتر سالهای دهه هشتاد میلادی توان جذب سرمایه گذاری کشور چین از ایالات متحده آمریکا کمتر بوده است. با اینحال این توان افزایش پیوسته ای داشته است و از اواخر این دهه از ایالات متحده پیشی می گیرد و بعد به اوج سالهای اول دهه نود می رسد.
در ایران ما می توانیم امیدوار به تکرار تجربه مشابهی باشیم. جذب سرمایه گذاری خارجی برای چند سال آینده احتمالا پایینتر از حد کشورهای رقیب ما در منطقه خواهد بود. نکته مهم حفظ پیوستگی و یک نرخ رشد مثبت برای سرمایه گذاریهای خارجی می باشد. بعد از یک دوره چند ساله پیوستگی روند سرمایه گذاری خارجی در اقتصاد ایران همراه با پیوستگی تغییر در لحن و نحوه تعامل در عرصه بین المللی اقتصاد کشور را آماده جهش به فاز بعدی جذب سرمایه و رشد سریع اقتصادی می کند. مهم حفظ این روند برای چند سال آینده است. زمانیکه زیرساختهای سرمایه گذاری خارجی احیاء می شود و سرمایه گذاران خارجی با فرصتهای اقتصادی در ایران آشنا می شوند. بعد از گذشت این دوره اولیه به یک شتاب و افزایش ناگهانی در جذب سرمایه گذاریهای خارجی می توان امیدوار بود.
داووس نقطه آغاز این روند رو به رشد است ولی برای رسیدن به دوران جهش اقتصادی کافی نیست. برای آنکه بتوان از فرصتهای ایجاد شده در این اجلاس حداکثر استفاده را کرد به تعامل پیوسته با جهان در سالهای آینده احتیاج است. استقبال از سرمایه گذارانی که این روزها به ایران روی می آورند زمینه را برای جذب بیشتر سرمایه گذاریهای خارجی فراهم می کند و از سوی دیگر مشوق تغییرات مثبت در طرفهای درگیر در سیاست خارجیست. شاید از این جهت بد نباشد به تغییرات در سیاست خارجی به چشم سرمایه گذاری در اقتصاد کشور نگریست. برای حفظ سرمایه گذاری تداوم فعالیت اقتصادی، که در اینجا تعامل بین المللی معادل آن است، لازم می باشد.
فراموش نکنیم بعد از تغییر در سیاست خارجی هیچ چیز مانند تجربه سودآور و مثبت اقتصادی مشوق سرمایه گذاران خارجی نیست و ما می توانیم با استفاده از سرمایه گذاری خارجی به بازیگری توانمندتر در پهنه سیاست خارجی تبدیل شویم. داووس نقطه آغاز باور به رابطه دو سویه سیاست خارجی و سرمایه گذاری خارجی بود.

Advertisements

1 نظر برای “سیاست خارجی و سرمایه گذاری خارجی

  1. دیدگاه من درست یا غلط برخلاف تمام این بازی ها چیز دیگری است. مسئله بمب هسته ای تنها بهانه ای است برای تامین منافع اقتصادی غربی ها و شرقی ها با همکاری دو سر سود عده ای از یقه سفید های داخل که در نهایت تنها قربانی آنها هم ده ها میلیون مردم ساده لوح می شوند. حال حاظر اقتصاد ورشکسته اکثر کشور ها رو از سال 2008 که اتفاقا مصادف است با تشدید تحریم ها رو ببینید. چی دستگیرتون میشه؟ ایران انرژی چین و هند و برخی دیگر رو تامین میکنه و در ازای آن دلاری به بهانه تحریم ها نمیتونه دریافت کنه. آن ها هم به جای پول، کالا دست واردکنندگان غیر رسمی یقه سفید میدهند تا بدون پرداخت مالیات و عوارض گمرکی بصورت قاچاق به مردم میفروشند. اتفاقا بزرگترین خریدار اوراق قرضه و سرمایه گذار در امریکا چین هست. معنیش یعنی چی؟ اینطوری هم آمار تولید و اشتغال چینی ها بالا میره و هم چینی ها پول نفت ایران رو دو دستی تقدیم امریکایی ها میکنند. بعد از توافق ژنو امریکایی ها دارند بازی در میاورند که مسئله حقوق بشر و موشک های پیشرفته رو هم به مذاکرات نهایی اصافه کنند تا توافق رو به عقب بیاندازند.معنیش یعنی چی؟ آیا غیر از این هست که امریکایی ها با چینی ها دست به یکی میکنند تا تحریم های ایران به این زودی ها لغو نشه؟ اینکه برای آنها مسئله حقوق بشر در ایران سر سوزنی ارزش داشته باشد واقعا مضحکه. خارجی بیاد ایران سرمایه گذاری کلان و واقعی کنه؟ خنده داره والا. چین کم بود هند هم داره بهش اضافه میشه. معنی خط لوله گاز ایران به هند چیست؟ اگر قرار باشه ایران در آینده فولاد ساز واقعی بشه (نه خام) که به این گاز خودش احتیاج پیدا میکنه. همه این ها یعنی این که غربی ها میروند در هند و نه ایران سرمایه گذاری میکنند و ایران را هم از خدا خواسته میکنند تامین کننده انرژی هند. نوای حرکت بسوی اقتصاد آزاد هم با برنامه ریزی غربی ها و با همکاری یقه سفید ها زده شده که تنها هدفشان ورشکست کردن کامل تولید داخل و افزایش واردات کالاهای غیر سرمایه ای آن ها است. اگر هم سرمایه گذاری در ایران صورت بگیرد تنها محدود به افزایش استخراج مواد خامی همچون نفت و گاز و سنگ آهن(در بهترین حالت گندله یا کنسانتره) خواهد شد. مثلا نفت بشکه ای صد دلار صادر میشه ژاپن اونها هم میرن شیک یه قوطی واکس مو 50 میلی لیتری 40 دلاری با اون تولید میکنند یه مارک معروف هم ازش تبلیغ میکنند صادر میکنند به کشور های دیگه و مگه عقل از سرشون پریده بیان تو صنعت پتروشیمی ایران سرمایه گذاری کنند تا ایران هم بتونه مواد اولیه اون رو به واکس تبدیل کنه و پس فردا بشه رقیبش؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s