از روزهای برفی و نهنگها

سه روزه که دانشگاه معظم ما به همراه دانشگاههای دیگر شهر آتلانتا تعطیل است. برفی باریده است و فرماندار و شهردار حالت فوق العاده اعلام کرده اند. اینقدر که این فصل بخاطر برف تعطیل بودم در دوران دبیرستان تعطیلی نداشتم. برایم جالب است. آیا بخاطر جلوگیری از هزینه تصادفات و تلفات جانیست که اینکار می شود؟ چرا جامعه ای که حاضر است هزینه های تعطیل کردن یک کلانشهر  را برای سه روز بپردازد حاضر نیست هزینه استهلاک زیرساختهای اقتصادیش را بپردازد؟

از بحثهای فلسفی که بگذریم وقت خوبی نصیبم شد که به کارهای عقب افتاده ام برسم و کمی سرخوش زیبایی برف باشم. کمی تاریخ خواندم و نوشتم. نمی دانم چطور شد که صحبتم با یکی از دوستانم به بحث دانش در اسلام رسید. حتما شما هم نوشته ها و یادداشتهایی را دیده اید که با ارائه تفسیری متفاوت از روایتهای صدر اسلام می کوشند این نکته را القا کنند که این دانش در آن زمان شناخته شده بوده است.  با وجود در حال توسعه بودن کشورهای اسلامی و عقب ماندگی بسیاری از آنها در شاخصهای توسعه و علمی ایشان بواسطه دستاوردهای تمدن اسلامی ادعا می کنند که باورها و تفسیرهایشان از دین اسلام  برترین در زمینه علم و توسعه است. این افراد به ابن سینا، خوارزمی، ابن بطوطه،  فارابی، رازی و نامهای دیگر اشاره می کنند تا حقانیت خود را ثابت کنند. … اما کسی به مردم آن دوران عادات و آدابشان اشاره نمی کند.

خیلی جالب است اکثر کسانی که مشاهیر تمدن اسلامی را گواه بر حق بودن باورها و برداشتهای امروز خود می دانند کمتر از خود می پرسند مردم و جوامع اسلامی در دوران تمدن اسلامی چگونه زندگی می کرده اند و چه تعاملی با هم داشته اند؟ بعنوان مثال رواداری مذهبی را در نظر بگیریم. در دوران تمدن اسلامی جوامع مسلمانان محل زندگی پیروان ادیان مختلف بوده اند و گرچه نمی توان ادعا کرد برابری به معنای امروزی آن رعایت می شده است ولی اقوام مختلف با یکدیگر زندگی مسالمت آمیزی داشته اند. در نتیجه این جوامع پناهنده پذیر و مهاجر پذیر بوده اند. اقلیتهایی که در کشورهای دیگر مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند به زیستن در این جوامع روی می آوردند. تنوع آراء و نظرات، شرح مباحثات معروف و مبادله افکار با استفاده از رسانه های موجود در آن زمان باز در جهان شناخته شده برتری داشته است. شاید مردم آن دوران بیشتر از ما پذیرای تفاوت و تکثر بوده اند.  آیا ما آنقدر جذب نهنگها شده ایم که از دریا غافلیم؟

مشاهیر تمدن اسلامی نهنگهای دریایی هستند که مردم دوران بوجود آورده بودند. رواداری، تعدد آراء و نظرات و زندگی مسالمت آمیز زمینه ساز رشد مردانی مانند ابن سینا و خوارزمی شده بود. فراموش نکنیم در یک برهه از تاریخ تنها در بغداد هفتاد زن شاعر و سخنور می زیسته اند که در مجالس شعر و ادب شهر در کنار مردان شرکت می کردند. الان حتی فکر اینکه سرانجام یک مجلس شعر و ادب که در آن هفتاد زن سخنور در کنار مردان شرکت داشته باشند در شهرهای اسلامی می تواند نگران کننده باشد. آنچه که باعث تمدن اسلامی شده بود باورهای تندرویان و بنیادگران امروزی نیست.  چقدر باعث تاسف است که در بحث مشاهده می شود دستاورد یک دوره بدون توجه به علل و زمینه های بروزش برهان حقانیت گروههاییست که باورهایشان ربطی به آن دوران ندارد.

کاش دوستان صاحبنظر در این زمینه مطالب مناسب برای مطالعه را معرفی کنند.

Advertisements

2 نظر برای “از روزهای برفی و نهنگها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s