گزارش یک مراسم بزرگداشت

دیروز مراسم بزرگداشت خانم ستاره فرمانفرماییان در محل انجمن احیاء ارزشها در خیابان کارگر شمالی برگزار شد. مراسم را شاگردانش برگزار کرده بودند، و فضا متفاوت از یک مجلس ختم عادی بود. فارغ التحصیلان و اساتید و کارمندان مدرسه مددکاری از خاطراتشان می گفتند. دو نفر از جوانان هم صحبت کردند، یکی خلاصه ای از زندگی خانم فرمانفرماییان گفت و دیگری که فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مددکاری بود ازنیاز به حفظ و ثبت این خاطرات و آثار خانم فرمانفرماییان صحبت کرد.

مراسم خودجوش بود، بعضی سخنرانان از برخی دیگر بهتر بودند. با اینحال همه با محبت و صمیمت از «خانم» یا «خانم فرمانفرما» یاد می کردند. از ویژگیهای او بعنوان یک انسان، یک آموزگار ویک مدیر و پیشگام آموزشی صحبت زیاد شد. از اینکه در عصر نامه نگاری همیشه به نامه های شاگردانش جواب می داد، به آنها اعتماد بنفس می داد و با وجود قاطع بودن با آنها با محبت بود. بیش از یک نفر بخاطر داشت که خانم فرمانفرما همیشه برای دانشجویان کاری داشت تا آنها درآمدی داشته باشند. به آنها اعتمادبنفس می داد تا منشا تغییرات و خدمات مختلف باشند. از بیسیم نجف آباد، از کوی نهم آبان و از اولین تجربه های مددکاری و خدمات اجتماعی صحبت شد، آنها که حاضر بودند تاریخ زنده این تلاش و شاهدان زنده شکل گیری این سنت بودند. برای آنها مددکاری در ایران، بهزیستی، خدمات اجتماعی و مبارزه واقعی با فقر و خشونت خانوادگی با خانم شروع شده بود.آنها شکی نداشتند که مددکاری در ایران با نگرانیهای فرهنگی و ارزشی جامعه ایران آغاز شده بود.

صحبتهای خانم احسانی جالب بود که می گفت: «خانم فرمانفرماییان همیشه می گفتند با مردم باشید. وقتی ما را می فرستادند میدان قزوین می گفتند روسری بپوشید، لباس بلند به تن کنید و به مردم احترام بگذارید. از چایی خوردن با مردم نترسید، چایی نخوردن بی احترامیست». شاید برای همین است که هنوز پس از سی و پنج سال یاد ستاره فرمانفرماییان در تهران و در ایران زنده است. دکتر آرام در خاطره ای گفت «وقتی برای مددکاری قبول شدم، برای بورس پتروشیمی هم قبول شده بودم، به حاج آقا پدرم گفتم چکار کنم. پرسید مددکاری چیه؟ گفتم به مردم کمک می کنه. گفت این خوبه، این عاقب بخیری داره». وقتی به مراسم ساده و در عین حال صمیمی دیروز فکر می کنم، باور می کنم که «خانم فرمانفرما» علیرغم تاریخ عاقبت بخیر شد.شاید خودش در ایران نبود، ولی شاگردانش راهش را ادامه داده و می دهند؛ چه نبودن پر از بودنی.

پ.ن. فکر نمی کنم کسی از دید نهادسازی به کار خانم فرمانفرماییان نگاه کرده باشد. موضوع جالبی می شود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s