لیبی دیگر قذافی نیست!

تمام شد. به همین راحتی به عربی «تمّت!»

قذافی آمد تا آخر ایستادگی کند ولی به قول خبرنگار الجزایر آنکه به ضرب شمشیر حکومت کرد به ضرب شمشیر از پای درآمد. اسیرش کردند و کشتندش و بر نعشش رقصیدند. پایانی بود شبیه به پایان مرد دیگری. که تاریخ لیبی او را خوب می شناسد: موسولینی.

سال 1945 است؛ ارتش سرخ به دروازه های برلین رسیده است و بقایای ارتش آلمان در حال فرار از ایتالیاست. آخرین روزهای جمهوری فاشیستی ایتالیاست، حکومتی که موسولینی پس از تسلیم دولت قانونی ایتالیا به متفقین تحت حمایت آلمانها تاسیس کرده است. موسولینی هم دنبال جاییست تا بتواند تا به آخر مقاومت کند، می خواهد با آخرین فاشیستها به کوههای شمال بگریزد و «برای آینده فاشیسم، برای آنکه نشان بدهد آینده ایتالیا به فاشیسم گره خورده است» تا پای جان بجنگد. توهم این پایان خیالی وقتی پایان می یابد که آخرین سربازان فاشیست با دریافت ضمانت جانی به پارتیزانها تسلیم می شوند. موسولینی را چند روز بعد در حالیکه در یک کاروان سربازان آلمانی پنهان شده است و یونیفورم یک سرجوخه را پوشیده پیدا می کنند. تیربارانش می کنند و نعش خون آلود خودش و معشوقه اش را در میلان از تیرهای چراغ برق یک پمپ بنزین می آویزند. «مردم با چوب به سر او می کوبیدند و زنان به صورتش تف می کردند، مردی که اگر چند سال پیش مرده بود از او مانند قدیس ستایش شده بود. (یک شاهد عینی). امروز که رقص مردم بر سر نعش قذافی را دیدم یاد این صحنه در تاریخ افتادم. پایان قذافی چقدر به پایان موسولینی شبیه بود.

اما تاریخ لیبی مرد دیگری را هم خوب می شناسد و به یاد می آورد: عمر مختار، شیر صحرا . داستان عمر مختار و موسولینی را همه می دانند، عمر مختار اسیر می شود، در دادگاهی محاکمه می شود که هرگز آنرا به رسمیت نشناخته بود، توسط قدرتی که هرگز دربرابر آن تسلیم نشده بود و تابع حکمش نبود. او را در برابر چشم طرفدارانش به دار می کشند. پنجاه سال بعد معمر قذافی، رهبر جوان و سودازده لیبی انقلابی، منابع مالی لازم را در اختیار یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینما قرار داد تا با ساختن شاهکاری یاد عمر مختار، قهرمان ملی لیبی، را جاودانه کرده باشد. اما طنز تاریخ است که پایان قذافی بجای آنکه شباهتی به پایان عمر مختار داشته باشد شبیه پایان اشغالگر لیبی و قاتل عمر مختار است. شاید قذافی می خواست عمر مختار باشد ولی موسولینی شد. حکایتها دارد این تاریخ!

Advertisements

13 نظر برای “لیبی دیگر قذافی نیست!

  1. با یک تفاوت: موسولینی میبایست 4 سال پیش از آن میمرد تا قدیس شود و لی قذافی 40 سال پیش قبل از اینکه کشور خود را مرکزآموزش تروریسم تبدیل کرد. من فکر نمی کنم که بیش از چند روزی بیگناه بوده باشد. در آغاز حکومتش.

  2. حتی راه هیتلر را هم نرفت.کاش نمی کشتنش و به طور مستقیم در اختیار روانشناسان قرارمی گرفت تا مطالعاتشان تکمیل
    تر شود.هر روز که یک دیکتاتور نمی گیرن!هر چند فعلن دیکتاتور بگیره!اما آینده لیبی چه می شود از چاله نیفتن تو
    چاه خوبه.در هر صورت فیلم های تاریخی و مستند خوبی در این بین می شود ساخت

  3. دلم برا ی دیکتاتورها می سوزد چقدر تنها هستند این آدم ها .من دلم به حال قذافی سوخت دیر فهمید که دوستش تدارند و فکر می کرده که دوستش دارند.چقدر وحشتناک است که از روی ترس دوستت داشته باشند و با شوق بکشند در حالی که التماس می کردی و با عشق بر جنازه ات برقصند.کاش آن ها هم بر اسیر رحم می کردند او که خار شده بود، التماس می کرد که نکشنش .می گن پشت قتل قذافی سیاستی در کار بوده تا خیلی مسائل باز نشود.کاش پایان دیکتاتوری جشن گرفته شود نه پایان یک نفر.
    راستی ممنون که سرزدید

  4. منظورت از «به همين راحتى» چيه؟ چند دهه ديگر بايد ميگذشت، چند نفر ديگر بايد كشته ميشدند، كجاش براى مردم ليبى اين 30-40 سال كه هيچى، همين چند ماه پيش، راحت بوده؟

  5. نوشته خیلی خوبی بود. سرنوشت قذافی و نحوه کشته شدن او من ر و باد او شعر می اندازه که:

    ای کشته کرا کشتی تا کشته شدی باز تا باز که او را بکشد آنکه ترا کشت

  6. بازتاب: بدرود سرهنگ | لیموناسیون

  7. نوشته ات جالب بود

    اما در هر حال چنین برخوردی با قذافی نشان دهنده به هم ریختگی و شرایط نامساعد لیبی است. نحوه مجازات قذافی و همچنین سخنرانی رییس شورای انتقالی در جشن آزادی شاید انعکاسی بود از خواسته ها و فرهنگ مردم لیبی که در مجموع بعید است نوید بخش آینده درخشانی برای لیبی باشد. وضعیت لیبی شدیدا نگران کننده است. شاید لیبی شرایطی بوجود آورد که دیکتاتورها را به حفظ حکومتهای دیکتاتوری امیدوارترکند

  8. من در عجبم!!!
    این وحشیها میخوان با این وحشیگری؛ دموکراسی رو به لیبی بیارن؟
    مگه ادعاشون نمیشه که انقلابیون آدمای دیگه ای هستن؟
    مگه ادهای حقوق بشر ندارن؟قذافی هم یه بشر بود. حقوقی داشت.
    حداقلش این بود که به عنوان رهیر یک کشور باید امنیت جانی داشت تا اینکه محاکمه بشه. اما این ..های .. بازهم ثابت کردن که باید زور بالا سرشون باشه و اگه کمی آزاد بذاریشون جفتک میندازن.
    مطلب شما ویرایش شد، بدلیل استفاده از واژه های نامناسب و نژادگرایانه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s