یادداشتهای مجارستان – 3

پیتر میهالای در دهه  هشتاد یک دانشجوی هجده ساله مجارستانی بوده است که با ده پوند، تمام  ارزی که پدر و مادرش می توانستند تهیه کنند، برای تحصیل به انگلیس رفته است. خودش می گوید که اینقدر هیجان داشته است که از خودش نپرسیده است که در دو ماه آینده چطور غذا خواهد خورد.  بعد از فروپاشی  بلوک شرق پیتر در گروههای مختلف کاری دولت کار کرده است و شاهد گذار مجارستان از اقتصاد دولتی به بازار آزاد بوده است. وقتی صحبت درباره آن دوران صحبت می کردیم، می گفت بنیادهای دولتهای کمونیستی آنقدر انعطاف ناپذیر شده بودند که وقتی اصلاحات اقتصادی کاملا ضروری شد، انجام این اصلاحات بدون فروپاشی ممکن نبود.  دلیل دیگر فروپاشی از نظر پیتر جمهوریهای آسیای مرکزی شوروی بودند.  او فکر می کند که در دهه هشتاد روسها برای اولین بار در پولیت بورو اکثریت را بدست آوردند. وقتی آنها با بحران اقتصادی ناشی از رقابت تسلیحاتی با غرب مواجه شدند، بنظرشان آمد که پرداخت هزینه  برای حفظ این جمهوریها، که در توسعه اقتصادی از سایر بخشها عقب بودند، برای روسیه دیگر ممکن نیست.  در نتیجه تصمیم گرفتند خود را از حمل این بار اضافه معاف کنند.

مجارها هویت ملی مستقلی دارند: زبان، رسوم و سنتها و تاریخشان آنها را در همه قرنهای گذشته از سایر ملل اروپای شرقی متمایز کرده است. اما مانند بسیاری از این ملتها تنها بعد از جنگ جهانی دوم توانسته است کشور مستقلی باشد. پس از شکست خوردن در نبرد موهاج  در سال 1526 از سلطان سلیم عثمانی و مرگ لویی دوم شاه مجارها در این نبرد، این کشور بین اتریش هابسبورگها و امپراتوری عثمانی تقسیم شد و تا1919 کشور مستقلی نشد. مطابق قرارداد صلح تریانون بعد از جنگ جهانی اول این کشور دو سوم اراضی قلمرو مجارستان در امپراتوری اتریش – مجارستان و یک سوم جمعیتش را از جمله بنادرش را از دست داد. این اراضی دلیل اصلی همکاری مجارستان با آلمان در جنگ جهانی دوم بودند. اما با قطعی شدن شکست آلمان نازی در این جنگ هورتی نائب السلطنه مجارستان از ارتش سرخ  در سال 1944تقاضای آتش بس کرد. نازیها با یک کودتا و ربودن فرزند هورتی او را وادار به استعفاء کردند و یک دولت فاشیستی بر سر کار آوردند که پاکسازی نژادی مجارستان را شروع کرد. آیشمن شخصا به بوداپست آمد تا ترتیب انتقال یهودیان مجار را به اردوگاههای مرگ بدهد. جامعه یهودیان مجارستان که در حکومت هورتی در امنیت زندگی کرده بودند حالا با خطر نابودی مواجه شدند و 437000 از آنها به آشویتس فرستاده شدند. در بعد از جنگ روسها امیدوار بودند که حزب کمونیست را از طریق انتخابات به قدرت برسانند. اما در اولین انتخابات آزاد این حزب تنها 17 درصد آراء را بدست آورد ولی با فشار روسها وارد دولت شد. در دومین انتخابات با وجود آنکه نخست وزیر و وزیر کشور هر دو کمونیست بودند و این حزب به تقلبت گسترده در آراء دست زد توانست تنها 24 درصد آراء را بدست آورد. در 1949 مجارستان رسما به یک کشور کمونیستی تبدیل شد وهمه احزاب غیر از حزب کمونیست در آن غیرقانونی اعلام شدند.

شاید به خاطر این تاریخ پر از رنج و اسارت باشد که مجارها در سرود ملیشان می گویند:

خداوندا به سرزمین مجارها برکت ببخش

و دست نگهبانت را بر سر ما بگذار

از رنج رهایمان کن

که مردم ما برای همه گناهان گذشته و آینده، رنج کشیده اند.

Advertisements

1 دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s