درباره سیاست جدید دولت و آزادسازی یارانه ها صحبت زیاد شده است و می شود. درمیان دوستان اقتصاددانم کسی شکی ندارد که دیر یا زود این کار باید انجام شود. تفاوتها درباره اجراست. در حالیکه دوستانی هستند که اعتقاد دارند این سیاست باید به هر شکل ممکن، حتی شکل شتابزده فعلی آن، اجرا شود، دوستانی هستند که نگران شیوه اجرا و نتایج آن هستند.
در حال حاضر طرفداران اجرا به هر قیمت لزوم رقابتی کردن بازار و واقعی کردن قیمتها را به ما یادآور می شوند و از فواید این طرح صحبت می کنند. دولت در دفاع از طرح خود از بازار رقابتی، دولت کوچک و توسعه پایدار سخن می گوید. اما نکته ای که فراموش می شود این است که اگر این شیوه اجرا درد و رنج بی اندازه اقشار جامعه را در پی داشته باشد باعث بدنامی همیشگی چنین باورهایی خواهد بود. مردم و منتقدان بازار رقابتی پیامدهای منفی آن به حساب بدی اجرا نخواهند گذاشت بلکه آنرا به حساب بدی ایده و نظریه بازار رقابتی خواهند نوشت.
جایی دوستی می گفت که نمی تواند بفهمد چرا در کشورهای آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی باورهای اجتماعی پیشرفته و مترقی هستند ولی هیچ حزب سیاسی جرات دفاع از بازار آزاد و باورهای نوین اقتصادی را ندارد. آیا این بخاطر این نیست که اجرای نادرست برنامه های آزاد سازی و رقابتی کردن بازار در این کشورها تبعات منفی زیادی در پی داشته است؟ شاید ما هم در ایران باید از چنین سرانجامی بترسیم و نگران هزینه و رنج ناشی از اجرای غلط سیاست آزادسازی یارانه ها باشیم. چرا که در اینصورت اجرای سیاستهای بازار آزاد در جامعه دشوارتر و بدبینی به آنها بیشتر می شود.

بیان دیدگاه