#پلاسکو:‌دود ابهام در مالکیت و چشم کسبه

درباره ساختمان پلاسکو حرفها و صحبتهای بسیار بوده است و گفته شده است. برای من اما پلاسکو نتیجه تعادل ناسالمیست که دراقتصاد ما وجود دارد. در این تعادل چنین رویدادهایی محتمل نیستند٬‌ بلکه قطعی هستند. سوال این نیست که آیا پلاسکوی دیگری رخ خواهد داد٬ بلکه پرسش این است که فاجعه بعدی کی خواهد بود؟‌ساختمان پلاسکو سوخت. آنچه که پلاسکو را سوزاند نه شعله های آتش بلکه ابهام در حقوق و مسوولیتهای مالکانه و عادتهای رانتخوارانه جامعه ماست که تعادلی ناسالم را در فضای کسب و کار تشکیل داده اند.

خبر به نظر ساده می آید: یک ساختمان قدیمی که بارها برای ناامنی بودن اخطار گرفته بود٬ آتش می گیرد و فرو می پاشد. بارها در فیلمها چنین صحنه هایی را دیده اید ولی اینبار جامعه از نزدیک همه ابعاد هزینه های فقدان استانداردهای ایمنی را لمس کرد. از آتش نشانان قهرمانی که در ساختمان پلاسکو به دام افتادند تا کسبه ای که در این ایام نزدیک به عید نوروز همه چیزشان را از دست داده اند. گاوصندوقهای نسوز هم حریف شعله های سرکش پلاسکو نشدند. چکها٬ اسناد٬ قراردادها: همه چیز از بین رفته است.

حالا همه می دانند که مغازه های زیادی بیمه نبودند٬ و تعداد زیادی از کارگران کارگاهها هم بیمه نبودند. نه از بیمه آتش سوزی خبری هست نه از بیمه بیکاری. شهرداری درباره ایمن نبودن سازه به ساختمان اخطار داده ولی آنرا پلمب نکرده بوده است. کاری که هم مخالفت مغازه داران را در پی می داشته است و هم بیکاری کارگران و کارمندانشان را. از طرفی این استدلال هم وجود داشته و دارد که در شهری پر از سازه های ناامن بستن یکی چه فایده ای دارد. تفکری که می گوید به یک گل بهار نمی شود در نظر نمی گیرد حداقل پلمب یک ساختمان اخطاریست به بقیه ساختمانها و آنها را به خود می آورد. اشکال اینجاست که هیچکس عادلانه نمی داند که آن ساختمان اول یا شکوفه اول بهار باشد. بهار باید از جایی شروع کند٬ ایمن سازی هم همینطور.

امروز نقل قولهای کسبه را می خوانم یکی می گوید:‌ «ملک هم برای بنیاد مستضعفان بود.…به کی اخطار داده‌اید؟ باید این اخطارها را به بنیاد مستضعفان می‌دادند نه نگهبانی پلاسکو که اخطار نامه‌ها را امضا کرده». از سوی دیگر مغازه دار دیگری می گوید «از طرف هیات مدیره آمده بودند برای تعمیر و ایمن سازی ولی پول هنگفتی می خواستند». یکی می گوید بنیاد مقصر است دیگری می گوید شهرداری٬ یکی می گوید مغازه داران بیمه نبوده اند. فراموش می کنیم که داریم به گوشه ای از تعادل ناسالمی نگاه می کنید که در فضای کسب و کار کشور شکل گرفته است. فضایی که در آن حقوق مالکیت همچنان مبهمند و کاربران اقتصادی از پرداخت هزینه خدمات عمومی سرباز می زنند و آنرا مسوولیت مالکان یا دولت می دانند.

اول:‌ درست است که پلاسکو متعلق به بنیاد مستضعفان است ولی بنیاد بیشتر خود را نهاد نگهداری می داند تا مالک ملکی که دیگری ساخته است و در کوران انقلاب مصادره شده است. نه تنها بنیاد بلکه هر سازمان دیگری که هزینه ثابت ساخت را نداده است٬ غمی ندارد جز استهلاک. استهلاکی که حتی برایش استهلاک سرمایه نیست. اینجا پلاسکو یک سازه نیست٬ یک زیرساخت اقتصادی می شود که تحت سرپرستی یک نهاد عمومیست. نهادی که اجاره می گیرد ولی وضع خدمات عمومی در این زیرساخت را روشن نکرده است. خدماتی که ارائه شان هزینه دارد و باید کاربران ساختمان پلاسکو برایشان مالیاتی می پرداخته اند. بنیاد نمی داند مالک است یا مدیر٬ اجاره اش را می گیرد ولی مدیریت نمی کند. ابهام در مالکیت و ابهام در مسوولیتهای مالکانه و در نهایت بلاتکلیفی. آتشسوزی پلاسکو خیلی وقت است که در راه بوده است.

دوم: شهرداری را مسوول می دانند. درست است که وقتی شعله های آتش سر می کشد همه به امکانات مدیریت بحران و سازمان آتش نشانی نگاه می کنند و تازه کاستیهای شهری که در ماشینهای لوکس کمبودی ندارد٬‌ نمایان می شوند. درست است که با وجود ریسک بالای چنین حوادثی در شهر تهران شهرداری نه سازماندهی مناسبی از نیروهای پاسخگو دارد و نه سرمایه ای صرف تامین تجهیزات کرده است. شهر تهران در میان پایتختهای هم طرازش حرفی برای گفتن ندارد جز شجاعت و از خودگذشتگی نیروهایی که به تلاش حداکثری با امکانات حداقلی عادت دارند. ولی بعد از گفتن همه اینها باید اضافه کرد که شهرداری مسوول درون سازه ها نیست. بازرسانش آمده اند بازرسی کرده اند و گزارشی تهیه کرده اند. حالا شهردای می تواند به پلمب ساختمان اقدام کند که بلوایی به دنبال دارد. یا می تواند از آن بگذرد. آیا واقعا می توان شهرداری را مقصر دانست وقتی هیچ کاسبی حاضر به تعطیلی مغازه اش برای یک روز هم نیست؟‌شاید باید شهرداری را مقصر دانست که تسلیم جو چانه زنی شده است و ضلع دوم این تعادل ناسالم است. ولی نهادهای عمومی تابع عام مردم هستند و منعکس کننده آنها. نه پلاسکو اولین ساختمانیست که ساکنینش نمی خواهند بسته شود و نه آخرین آنها. امروز ادامه فعالیت هر سازه خطرناک دیگری در تهران به معنای پذیرفتن یک فاجعه دیگر مانند پلاسکو است. شهرداری اگر نمی خواهد آتش نشانی را مجهز کند بهتر است ساختمانها را پلمب کند. اینجا شهامت سیاسی لازم است.

سوم. مغازه داران و کسبه پلاسکو را مقصر بدانیم. ایشان عزیزان مال باخته هستند و این جملات خطاب به ایشان نیست که برایشان این حرفها فایده ای ندارد. بلکه خطاب به همکاران و همقطاران ایشان در سایر مراکز فعالیت اقتصادی و ساختمانهای شهر باید گفت که هنوز می توانند از بروز فاجعه ای مانند پلاسکو جلوگیری کنند. ایشان در فضایی فعالیت می کنند که حکم یک زیرساخت اقتصادی را دارد. در کنار پرداخت اجاره که یک حق مالکانه است باید برای خدمات عمومی که شامل ایمن سازی و مدیریت ایمنی هم می شود چاره اندیشی کنند. این هزینه ها مستقل از اجاره است و بخاطر ماهیت عمومی آنها در واقع حکم مالیات و عوارض را دارند که باید برای حفظ زیرساخت اقتصادی آنها را پرداخت. بر خلاف جاده ها و خیابانها که عموم از آنها استفاده می کنند٬‌پاساژها و بازارها محل کسب گروهی از کسبه هستند. این گروه باید بپذیرند که وقتی تعریف حقوق مالکیت و مسوولیتهایش مبهم است ایشان هم در حفظ زیرساختهای اقتصادی نقشی دارند. تعمیر ابنیه و پاساژها نه جزء وظایف شهرداریست و نه می توان از شهرداری متوقع بود که این کار را انجام بدهد. این بخشی از خصلتهای رانت خوارانه اقتصاد ماست که نهادی عمومی را مسوول هزینه ها بدانیم وقتی درآمدها نصیب ما می شوند٬ هر چه هزینه ها بیشتر باشند و درآمدها کمتر این انتظار بیشتر به یک توقع تبدیل می شود. زیرساختهای اقتصادی را نمی شود سوار شد تا منهدم گردند. باید حفظ کرد وگرنه نه از سرمایه نشان می ماند نه از محل کسب.

الان برای پلاسکو دیر شده است ولی برای شهر تهران دیر نشده است. همه می بینیم که این تعادل ناسالم برخاسته از ابهام در حقوق مالکیت و عوارض نگهداری در کنار خصلتهای رانت خوارانه عاقبتی جز فروپاشی و آتش ندارد. آتشی که نه ستون بر جای می گذارد و نه گاوصندوقی توان مقاومت در برابر‌ آنرا دارد. و در این شهر ما همه مسوولیم چه کاسب‌٬ چه مالک و چه شهردار.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s