مهاجرت تصمیمی از سر استیصال

این روزها بحران پناهجویان در پی جنگ داخلی در سوریه به اوج رسیده است و بار دیگر نگاهها متوجه مساله مهاجرت شده است. در حالیکه بیشتر رسانه ها توجه خود را معطوف برخورد کشورهای پناهنده پذیر اروپایی با پناهجویان سریانی کرده اند لازم است که درباره ابعاد واقعی مساله مهاجرت بطور جدی بحث شود. اگر کشورهای پذیرنده مسوول برخورد انسانی و انساندوستانه با مهاجران هستند باید فراموش نکرد که دولتهای کشورهای مادر این مهاجران در ایجاد شرایط اولیه زندگی اقتصادی و اجتماعی شکست خورده اند. مهاجرت قبل از آنکه پدیده ای باشد که مسوولیت برخورد با عوامل و عواقبش متوجه کشورهای توسعه یافته باشد رویدادیست که در نتیجه عملکرد دولتهای جوامع مادر و کشورهای در حال توسعه روی داده و می دهد.
از دید اقتصادی تصمیم به مهاجرت تصمیمیست که فرد با توجه به تفاوت شاخصهای اقتصادی – اجتماعی زندگی در جامعه مادر با جامعه مقصد می گیرد. در حالیکه معمولا پناهجویان در حال فرار از جنگها و نظامهای سلطه گر خبرساز می شوند هنوز اکثر مهاجران را مهاجران اقتصادی تشکیل می دهند. حتی پناهجویان در حال فرار از درگیریهای منطقه ای کشورهایی با اقتصادی بهتر را بر می گزینند. برای پناهجویان سریانی از جنگ در کشور خود می گریزند مقصد کشور آلمان است که بهترین گزینه اقتصادیست که رفاه بیشتری را وعده می دهد. ایشان علاقه ای به ماندن و سرگردانی در کشورهایی مانند یونان یا مقدونیه ندارند که گرچه در آنها جنگی در کار نیست ولی اقتصاد شکوفایی هم ندارند. بسیاری از کسانیکه این تصمیم را می گیرند یا به تغییر شرایط در کشور مادر امیدی ندارند یا باور دارند که هرگز سطح زندگی آنها در زادگاهشان مطلوبشان نخواهد بود.
اینجاست که شرایط در کشورهای مادر و ساختار اقتصادی – اجتماعی آنها بعنوان عامل اصلی مهاجرت مطرح می شود و باید مورد بررسی قرار بگیرد. در دنیایی که به لطف شبکه های ارتباط جمعی و شبکه های اجتماعی پنجره های متعددی بین جوامع مختلف باز شده است دیگر نمی توان وضعیت موجود را به عنوان تنها گزینه ممکن پذیرفت. بسیاری در جستجوی زندگی بهتر از مرزها می گذرند تا به جامعه ای بپیوندند که شرایط زندگی در آن را بیشتر می پسندند. گسترش شبکه های جاده ای و خدمات حمل و نقل اکنون به این معناست که تقریبا هر فردی که تصمیم به مهاجرت بگیرد می تواند راهی برای رسیدن به مقصدش، ولو پر خطر، بیابد. در شرایطی که زندگی در کشورهای توسعه یافته جذابتر می شود در حال توسعه بودن بیشتر دافعه دارد و برای بسیاری یاس آور است تا امیدبخش.
علیرغم صرف میلیاردها دلار و کمکهای بین المللی فراوان روند توسعه در بسیاری از کشورهای خاورمیانه و آفریقا به کندی پیش می رود. این روند نتوانسته است که زندگی اکثریت جامعه را بهبود ببخشد. در موارد تنها اقلیتی، که معمولا وابستگان حکومتها هستند، به رفاه و ثروت رسیده اند و مانند اروپاییان در پایتختهای آفریقایی و شهرهای خاورمیانه زندگی می کنند. روند توسعه در این کشورها نه فرآیند تخصیص منابع را تغییر داده است و نه باعث پویایی و پویندگی اجتماعی شده است. در این جوامع علیرغم تاکید دولتمردان هنوز شایسته سالاری حاکم نیست. ظریفی می گوید برای کسی بودن در خاورمیانه «یا باید فرزند کسی بود یا داماد کسی». از سوی دیگر زیرساختهای حمایتی در این کشورها دیگر برای تامین حداقلهای زندگی شرافتمندانه کافی نیستند. طبیعیست طبقات متوسط و کم درآمد در جستجوی گزینه های بهتری عازم کشورهای توسعه یافته بشوند.
همچنین می توان ادعا کرد که مهاجرت و مهاجران باعث شده اند که هزینه سیاستهای نادرست در کشورهای در حال توسعه کمتر از گذشته باشد. دولتهای کشورهای در حال توسعه می دانند اگر مشکلی برای مردمشان پیش بیاید راه مهاجرت برای ایشان باز است. در غوغای رسانه ای که دولتهای اروپایی را متهم به بدرفتاری با پناهجویان سریانی می کند خیلیها فراموش می کنند که عمده مهاجران در جستجوی کار و زندگی بهتر دل به دریا می زنند. در حالیکه دولتهایشان اسیر ناکارآمدیها و فساد گسترده اداری آنها را به حال خود رها کرده اند. مهاجرت همیشه تصمیمی از سر استیصال بوده است به امید زندگی بهتر در حالیکه دولتها دربرابر چالشهای اقتصادی و اجتماعی منفعلانه رفتار می کنند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s