نفت: چالش و فرصت

یادداشتم برای روزنامه جهان صنعت روز یکشنبه درباره نفت و کاهش بهای آن که می توان فرصتی برای اقتصاد معتاد به نفت ایران باشد.

این روزها صحبت از قیمت نفت برای دولتمردان خو گرفته به درآمدهای نفتی حکایت جانسوز امیدها و رویاهای برباد رفته است. اما برای فعالان واقعی اقتصاد، برای کسانی که با تولید محصولی آرزو دارند درآمدی داشته باشند بشارت بازگشت خردمندی و خردورزی به دستگاه تصمیم گیری سیاسیست. با اینحال نمی توان اهمیت تحولات اخیر بازار نفت را دست کم گرفت.

در هیچ دوره در گذشته بهای نفت در چنین فاصله کوتاهی چنین سقوطی نکرده است. در حال حاضر بهای نفت ظرف 6 ماه 58 درصد کاهش داشته است و درآمدهای نفتی کشورهای صادرکننده نفت را شدیدا کاهش داده است. تقریبا تمام کشورهای صادرکننده و عضو سازمان اوپک در سال آینده با کسری بودجه مواجه هستند. تغییر بهای نفت بقدری سریع بوده است که قیمت هر بشکه نفت ذکر شده در لایحه بودجه نه تنها دیگر اعتبار ندارد بلکه اگر بجای آن از متوسط ماه پیش استفاده شده بود آن متوسط هم دیگر اعتبار ندارد. بنظر می رسد برای اولین بار در تاریخ معاصر و در چهار دهه گذشته باید بگوییم نمی توان روی درآمدهای نفتی حساب کرد. این اعتراف به واقعیتیست که چندسالی هست که بر اقتصاد ما حاکم است ولی آنرا باور نکرده ایم.

در استفاده از درآمدهای نفتی ایران در میان کشورهای عضو اوپک از موقعیت منحصر بفردی برخوردار است. به اذعان مسوولان دولت تشدید تحریمها قطع کانالهای رسمی فروش نفت و بلوکه شدن حسابهای بانکی ایران را در خارج از کشور، که محل نگهداری درآمدهای نفتی بوده اند، در پی داشته است. این رویداد به این معنا بوده است که دولت ایران ماههاست که با درآمدهای نفتی کاهش یافته دست و پنجه نرم کرده است. شکی نیست که فروش نفت از طریق کانالهای غیررسمی پدیده های جدیدی در اقتصاد ایران خلق کرده است ولی درآمدهای نفتی ناچیزی برای خزانه عمومی به ارمغان داشته است. در نتیجه اعتراف به اینکه درآمدهای نفتی دیگر قابل اتکا نیستند اعتراف به واقعیتیست که درچهار سال گذشته شکل گرفته است و هر سیاستگذاری باید آنرا در محاسباتش به حساب آورده باشد.

شاید انتظار لغو تحریمها و به نتیجه رسیدن مذاکرات باعث شده است تا برخی دولتمردان در تغییر روشهای اداری و مدیریت هزینه ها تاخیر کنند. شاید ایشان هنوز امیدوارند که بهای نفت افزایش یابد و به حدی برسد که ایشان را بتوانند به طریق گذشته منابع مورد نیازشان را تامین کنند. شایدها بسیارند ولی از بایدها فقط یک باید است که بایستی به اجرا گذاشته شود: ایران و اقتصادش وابسته به بازاری متلاطم است و دیگر حاشیه ای برای تحمل ریسک این بازار در اقتصاد نمانده است. این وابستگی باید تغییر کند.

زمانیکه بهای نفت رو به افزایش گذاشت کشورهای توسعه یافته هر یک به سراغ منبع جایگزینی برای نفت رفتند تا از وابستگی خود به نفت بکاهند. جمهوری فدرال آلمان تصمیم گرفت سهم انرژیهای خورشیدی و بادی را در تولید برق دو برابر کند، ایالات متحده بر تولید نفت رسوبی تمرکز کرد و منابع قابل توجهی را در تولید ماشینهای الکتریکی، هایبرید و فن آوری تولید انرژی جایگزین سرمایه گذاری کرد. نوامبر گذشته صادرات نفت ایالات متحده نسبت به سال گذشته 35 درصد افزایش پیدا کرد و به متوسط روز 502 هزار بشکه رسید. برای اقتصادهای توسعه یافته کاهش وابستگی به نفت امروز یک هدف نیست، بلکه یک دستاورد به شمار می آید.

حالا نوبت ماست. بهای نفت رو به کاهش گذاشته است و فرصتی برای ماست که از وابستگی خود به درآمدهای نفتی بکاهیم. شاید پنج سال دیگر ما هم بتوانیم بگوییم این چالش فرصتی بود برای قویتر شدن و داشتن اقتصادی نیرومند. خردمندانه به امورمان نگاه کنیم و به دولت قدرقدرتمان بگوییم اگر اجازه بدهد کارآفرینان و کارگران این سرزمین توان گذشتن از روزهای پرموج آینده نزدیک را دارند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s