یارانه بنزین به تعطیلات می رود!

آسمان تهران آبیست؛  نه خاکستری دلمرده همیشگی و نه به رنگ چرک سفیدی که جلوی خورشید را گرفته است.آسمان تهران آبی فیروزه ایست، آبی فیروزه ای ایرانی. رنگی که قرار است آسمان ایران زمین باشد. هوا آنقدر تمییز است که نه تنها کوههای البرز پیدا هستند بلکه از میادین شهر می توان سایه ابرهای در حال گذر از آسمان شهر را  بر قله های سفیدپوش آنها دید. تهران شهر ماشینها  چند روزیست که شهر آدمها ست.

چرا هوا اینقدر پاک و آسمان اینقدر زیباست؟ دلیل آن بسیار ساده است! یارانه بنزین به تعطیلات نوروزی رفته است. هزاران شهروند تهرانی شهر را ترک گفته اند و ماشینهای ایشان در حال آلوده کردن سایر نقاط کشور هستند. و حالا  ما می توانیم کمی در تهران نفس بکشیم و از شهرمان لذت ببریم. حومه هایش را ببینیم که از شمال تا دل کوهها پیش رفته اند و از شرق در دشتی که به کوههای بی بی شهربانو می رسد پخش شده اند. از کوههای با وقار و زیبایش لذت ببریم که با متانت به جنوب می نگرند  و در دامنه هایشان مسیرهای کوهنوردی، مراکز تحقیقاتی و پارکهای تفریحی ساخته ایم. از خیابانهایش لذت ببریم که دیگر دود اگزوز آنها را پر نمی کند. به تهران نگاه می کنیم و تازه می فهمیم چرا این شهر پایتخت ایران معاصر است.

و حالا می توانیم کمی فکر کنیم. و به چشم خود ببینیم که پرداخت بی رویه و بی برنامه یارانه سوخت با شهر ما چه کرده است.   تقاضا برای سفرهای درونشهری با خودروهای شخصی را، که اکثرا مصرف سوخت بالایی دارند، افرایش داده است در حالیکه برای سرمایه گذاری در حمل و نقل عمومی منابع کافی وجود ندارد.  در نتیجه آلودگی هوای تهران به طرز مصیبت باری افزایش پیدا کرده است و  هزینه های بیماریها و  ناخوشیهای ناشی از آن رشد نجومی پیدا کرده اند. 

بله البته که مردم بنزین ارزان دارند، ولی این بنزین ارزان دارد خفه شان می کند. و کمکی به بهبود کیفیت زندگی روزمره شان نمی کند. آن چند صد تومانی را هم که بابت بنزین نمی دهند، چند صد هزار تومانی می شود که به خرج دوا و دکترشان اضافه می شود.  آیا وقت آن نرسیده است که از خودمان بپرسیم چه می خواهیم و چقدر بودجه مان است؟ یواش یواش وقت آن است که بپذیریم پرداخت یارانه بنزین کار گرانیست که از توان ما و اقتصاد ما خارج است. یک ولخرجی زائد است که بر هزینه های دیگرمان می افزاید و محیط زیستمان را آلوده می کند و شهرمان را غیر قابل سکونت. آسمان تهران می تواند فیروزه ای بماند، اما ما باید چشمهایمان را بشوریم…جور دیگر باید دید.

این یادداشت در روزنامه دنیای اقتصاد روز دوشنبه 23 فروردین به چاپ رسیده است.

Advertisements

1 دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s