ورود زنان ممنوع

   بنا به گزارش سایت تابناک مدیران اداره کل راه و ترابری استان کرمان ورود زنان را به ساختمان این اداره ممنوع اعلام کرده اند. نگارنده نمی خواهد له و یا علیه چنین اقدامی نظر دهد چرا که حکم چنین اقدامی بر همه معلوم است. برای او آنچه که جالب است نظرات خوانندگان این مطلب در این وبسایت بوده است.

در حالیکه برخی علیه این مطلب قلم زده اند، بعضی از آن دفاع کرده اند. بنیان استدلال این گروه دلایلی از این قبیل است:

«- عزیزانم اگر در این کشور از روی منطق تصمیم گیری میشد ابتدا تمام کارها را با اولویت به مردها واگذار میکردند بعد اگر کار زیاد می امد به زنها می سپردند یا فقط بعضی شغل ها مانند معلمی پزشکی پرستاری را به خانمها واگذار می کردند معنی ندارد در کشوری که بیکاری بیداد می کند و جوان از سر بیکاری به دزدی و اعتیاد روی می اورد زن سر کار برود بعد مرد خانه نشین باشد اگر این منطق اشتباهی است پس بگذارید مردان معتاد و سر خورده از زندگی شوند زنان هم کار کنند و مردان بخورند بعد از صباحی چون زن این را نمی تواند تحمل کند انان نیز از زندگی سرخورده می شوند حلا ته ماجرا ببین چه میشود»

» البته الان در بسیاری ادارات (خودم کارمند هستم) خصوصی و دولتی در تهران عده ایی از زنان زیبارو از ضعف تعدادی از کارمندان مرد که متاسفانه واقعیتی است که باید قبول کرد! سوء استفاده می کنند و کار خود را اغلب بدون نوبت و به راحتی انجام می دهند!مدیران بیشتر شرکت ها نیز این مطلب را درک کردند و یکی از دلایل استخدام منشی با ظاهری اراسته همین راحتی انجام کار بوسیله این زنان در ادارات است!پس نباید اقدام این اداره را در کرمان به این صورت محکوم کرد!»

برخی بر این باورند که مردان را در کلیه امور اولویت و رجحانیست بر زنان که اگر مرد بیکاری هست زنان باید از کار برکنار شوند تا ایشان به کار مشغول شوند. چنین طرز تفکری تازگی ندارد و حتی تا چند دهه پیش در کشورهای توسعه یافته وجود داشته است. در نادرستی آن همین بس که در یک بازار کار، نیروی کار بر اساس قدرت تولید و بهره وری  مورد سنجش قرار می گیرد و برخوردی چنین جنسیتی با نیروی کار خطا و بر علیه روح رقابت در بازار است.

یک مرد و یک زن را در نظر بگیرید که در یک رده شغلی مشغول به کار هستند.  بر  اساس چنین طرز تفکری مرد می داند که بواسطه جنسیتش و نه بهره وریش دارای امنیت شغلی بیشتری از رقیب زن می باشد. در نتیجه برای هر وظیفه محوله او می تواند حتی کمی از همکار زن خود کمتر کارایی داشته باشد. از آن سو زن می داند که بواسطه جنسیتش امنیت شغلی او کمتر از همکارش است و در صورت بروز مشکل او اولین نفریست که شغل خود را از دست خواهد داد. در نتیجه او در انجام وظایف محوله می داند که باید از همکار مرد خود بهتر و سریعتر باشد. در نتیجه زنان کاربرترند چون بیشتر در معرض خطر بیکاری قرار دارند. حال اگر کارفرمایی به این واقعیت پی ببرد  می تواند از آن برای کارایی بیشتر بنگاهش استفاده کند.

 اما گروه دیگر بر این باورند که زنان در ادارات با استفاده از جذابیت خود کار پیش می برند و بهمین دلیل موفقند. در نتیجه شرکتهای خصوصی و مشاور به این دلیل از زنان بعنوان نماینده بهره می گیرند که ایشان می توانند بواسطه جذابیت خود کاری از پیش برند. این استدلال در بدترین حالت سخیف و بداندیشانه و در بهترین حالت درباره  اقلیت بسیاری کوچکی  صادق است. سوی دیگر این استدلال دستکم گرفتن تواناییهای آن گروهی از زنان کارآمد و توانایست که به زور همت خود کاری از پیش می برند.

اقدامات این چنینی شاید برای صاحبان این دو طرز تفکر قابل قبول باشد اما برای اقتصاد کشور مضر و فاجعه بار است. زنان نیمی از نیروی کار جامعه هستند و زنان ایرانی امروز بیش از نیمی از جمعیت دانشگاهی کشور را تشکیل می دهند. محروم کردن اقتصاد کشور از نیروی ایشان به هدر دادن سرمایه هایست که صرف تعلیم و تربیت ایشان شده است.  برای توسعه پایدار و همه جانبه کشور به مشارکت همه مردان و زنان ایرانی نیاز است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s