خبر خوب برای تهران

موسسه حمل و نقل و توسعه  Institute for Transportation and Development Policy شهر تهران را نامزد دریافت جایزه توسعه حمل و نقل شهری کرده است. چهار شهر دیگر هم نامزد دریافت این جایزه هستند: گوان جوی چین که محل برگزاری بازیهای آسیایی بود، لیون مکزیک، نانت فرانسه و لیما پایتخت پرو.  در وبسایت این موسسه درباره تهران می خوانیم:

«تهران پایتخت ایران با 8 میلیون نفر  جمعیت  بخاطر اجرای قاطعانه سیاست گسترش وتوسعه شبکه حمل و نقل شهری و استفاده از گزینه های جدید در این شبکه در منطقه (خاورمیانه)  نمونه است.  این شهر یک سیاست جامع حمل و نقل عمومی تدوین کرده است که بخشی از نقشه جامع شهر برای بهبود و ارتقاء کیفیت زندگی شهر با استفاده از سیستم حمل و نقل آسان، سریع، پاکیزه و سالم شهریست که متکی به منابع محدود است. «

باعث خوشحالیست نه؟

برف

برف می بارد. یاد رحمت و برکت می افتی. کلا برف شاعرانه است. همه جا سفید می شود کوهها، ماشینها و درختها و حتی زباله های بیرون مانده از سطل آشغال. انگار هر کسی و هر چیزی شانسی برای سفید بودن و پاک بودن دارد. خوشحال می شوی در سفیدی غرق می شود و لذت می بری. کودک درونت خوشحال است….

حالا می روی رانندگی کلا کودک درونت در دنیای رانندگی آدم بزرگها می تواند زنده بماند؟ نمی دانم!  ماشینها با چراغهای خاموش و شیشه های مه گرفته در فضای خاکستری در حال حرکتند. نمی بینیشان و تو را نمی بینند! خلاصه اشکالی دارد یک چراغی روشن کنید تا حس شاعرانه مان خراب نشود؟

راستی چرا حس شاعرانه مان به ما نمی گوید چراغهایت را روشن کن؟!

نکته روز

دقت کرده اید که در کشورهای دیگر آدمها تلوتلو می خورند در تهران ماشینها! امیدوارم ربطی به سوختشان نداشته باشد.

امروز

امروز دکتر جواد صالحی اصفهانی در دانشکده مقاله ای ارایه کرد. ایام سال نو میلادی حداقل این خوبی را دارد که اساتید و دانشجویانی که می توانند به تهران سری بزنند برای ارایه مقاله و سمیناری سری هم به دانشگاهها می زنند. دیروز آرش نکویی ارایه داشت و هفته پیش هژیر رحمانداد در دانشکده صنایع مقاله ارایه کرد. بچه ها در ارایه دکتر صالحی سوالهای خوبی پرسیدند. کاش می شد از این برنامه ها بیشتر داشت و کارهای پژوهشی واقعی بیشتر ارایه می شدند. این یکی از لذتهای زندگی دانشگاهیست.

امروز: باد، آسمان آبی و خورشید…

امروز باد غربی می وزد و هوا پاک است. از یادگار امام که به طرف جنوب می روی شهر را می بینی نه آن دود کثافتی که می خواهی خدا دستش را دراز کند و از افق پاکش کند. شهر یعنی خانه ها، برجها، درخشش پنجره ها زیر نور خورشید. کوهها را می بینی و حتی صخره هایشان را. آسمان آبیست نه خاکستری.

یک روز عادی یک روزی آنجوری که قرار است روز باشد. خورشید طلاییست و آرامش بخش نه سفید و یادآور پلیدی موجود در هوایی که تنفس می کنیم.. 

از اکباتان کوه دماوند پیداست …. احساس نمی کنی که به اینجا تعلق داری …عجیب است ولی احساس می کنی می خواهی به اینجا به این شهر به این روز به این کوه تعلق داشته باشی…..

  چه ظلمی به خودمان می کنیم وقتی طبیعتمان را زشت می کنیم.  

پراکنده

یک داستان کوتاه گرفته ام «اتاق افسران» نوشته مارک دوگن ترجمه پرویز شهدی. داستان جالب و خوبیست و خداییش خیلی جالب است.  از آن کتابهاییست که داستان بلند خوبی می توانسته باشد. حتی شک کرده ام که نکند تلخیض است؟ داستان از جنگ اول شروع می شود تا 1947 در 140 صفحه. یک کمی کوتاه به نظر می آید.

 گاهی از خودم می پرسم چقدر در خواندن یک ترجمه می توان به مترجم اعتماد کرد؟ ترجمه های ذبیح ا… منصوری که معروف بود چند برابر متن اصلیست. برخی دیگر از ترجمه های ولی انگار یک دهم متن اصلی هستند. این حرفها البته درباره این کتاب صادق نیست. کتاب اصلی به زبان فرانسه بوده است و 180 صفحه بوده است. و نثر فارسیش ساده و روان است.

دوباره هوای تهران

از امروز طرح زوج و فرد در شهر تهران متوقف می شود و دوباره برمی گردیم به حالت عادی. اما آیا این به معنای بحران آلودگی هوای تهران است؟ عکس فوق روز جمعه ساعت یک بعد از ظهر از توچال از شهر تهران گرفته شده است. بعد از سه روز تعطیلات گرد وغبار آلودگی هنوز بر فراز تهران است. واقعا مشکل چیست؟ سوخت ماشینها یا ماشینها؟ چون ماشینها که از شهر رفته بودند

درسهای اقتصادی آلودگی هوای تهران

(سرمقاله امروزم در دنیای اقتصاد) گرچه آلودگی تهران موضوع کهنه ایست، اما بحران اخیر وقت خوبی برای مرور درسهاییست که می شود ازآن گرفت. درسهایی که گرچه تغییر نمی کنند ولی در یادگیریشان عجله ای نداشته ایم.

درس اول: هیچ بحرانی فقط یک علت ندارد.  سوای دلیلی که این روزها برای آلودگی هوای تهران می آوریم بهتر است فراموش نکنیم که هوای تهران قبلا هم آلوده بود. و این آلودگی وجود داشت بخاطر:  تعدد خودروها در شهری که از سه جهت کوهها محاصره اش کرده اند، موتورهای پر مصرف و فاقد استاندارهای جهانی، حمل و نقل عمومی محدود و کم ظرفیت و مصرف بی رویه بنزینی که یارانه قیمتش را پایین نگه داشته بود. افزایش جمعیت و افزایش تعداد خودروها در شهر و نابودی فضای سبز شهری  در محله های گوناگون تهران باعث افزایش آن شده بود. بحران وجود داشت مسایل اخیر تنها جدی بودن آنرا به رخ ما کشیدند.

درس دوم: فرار از حل بحران تنها تشدیدش می کند. طی سالهای گذشته راههای بسیاری زیادی برای مبارزه با آلودگی تهران پیشنهاد شد، از حذف یارانه بنزین در تهران تا خرید و نصب تجهیزات لازم برای تصفیه آن تا احداث و گسترش شبکه حمل و نقل عمومی و متروی تهران.  با این حال هرگز اراده لازم برای تصویب و اجرای این سیاستها وجود نداشته است. ترس از آثار تورمی حذف یارانه بنزین باعث شد تا در کلانشهر کشور بنزین بهایی برابر با دورافتاده ترین شهرها داشته باشد. گسترش شبکه حمل و نقل عمومی شهری در مقاطعی با جدیت دنبال شد اما هرازگاهی  هم به موضوع دعوا و بحث گروههای سیاسی تبدیل شد و به تاخیر افتاد. زمانی که از دست رفت باعث اتلاف منابع و افزایش هزینه های ناشی از این آلودگی شد. و بدتر آنکه حاشیه بحران را آنقدر کم کرد که با کوچکترین تغییر آب و هوایی تهران زنگ هشدار بحران آلودگی را به صدا درآورد.

درس سوم: محدود بودن بازدهی مقررات. طرح ترافیک، روزهای زوج و فرد، محدود کردن ساعات تردد خودروها، اعلام تعطیلی مدارس و ادارات و ….همه و همه بخشنامه هایی بوده اند که برای مبارزه با آلودگی هوا از طریق کنترل ترافیک شهر تهران وضع شده اند. هر کدام از این طرحها هم در ابتدا موثر بوده اند و از سرعت افزایش آلودگی هوا کاسته اند. اما بغیر از چند روز هیچکدام باعث کاهش آلودگی هوای تهران نشده اند. معمولا تنها چند روز کافیست تا مصرف کنندگان خود را با شرایط جدید تطبیق بدهند و مصرف سوخت و آلودگی هوا به میزان قبل از این بخشنامه ها برگردد.  مانند هر عامل دیگر مقررات همیشه تاثیر مثبت ندارند و به تنهایی کافی نیستند.  این نکته را هم نباید فراموش کرد که گرچه تشدید بحران آلودگی هوا تشدید مقررات را در پی دارد. اما تشدید مقررات به معنای اجرای کاراتر مقررات نیست. معمولا مقررات جدید و پیچیده در مرحله اجرا با مشکل مواجه می شوند و کارایی خود را از دست می دهند. مقررات کنترل ترافیک به تنهایی برای کنترل آلودگی هوا کافی نیستند.

درس چهارم: ناکارایی قیمت واحد ملی. طی سالیان گذشت نرخ بنزین و سوخت در اقصا نقاط کشور ثابت و یارانه ای بوده است. این رژیم قیمت گذاری نه واقعیتهای بازار، نه عوامل موثر بر تقاضا و نه هزینه های عرضه را در نظر می گیرد.  این روزها باید این نکته را یادآوری کرد که تبعات محیط زیستی و آلودگی ناشی از مصرف سوخت در سراسر کشور یکسان نیستند. تهران شهریست در چنبره کوهها با هوایی ساکن که کمتر بادها ذرات معلق در هوای آنرا را جابجا می کنند. عوارض منفی مصرف بی رویه بنزین در این شهر با عوارض منفی همین کار در شهر کرج یا قزوین یکسان نیست. اما مصرف کننده نمی تواند این تفاوت را در تصمیمش در نظر بگیرد چون سیگنالهای قیمتی یکسان هستند. بحران آلودگی هوای تهران این روزها باید زنگ خطر را به صدا درآورده باشد و به مسوولان یادآوری کند که سیاست قیمت واحد ملی برای بنزین کارا نیست. وقت آن است که قیمت گذاری سوخت  واقعیتهای بازار و عوارض محیط زیستی را منعکس کند. 

درس پنجم: جدی گرفتن تاثیرات منفی محیط زیستی برخی سیاستهای جایگزینی واردات.  کدام خودرو مصرف بهینه تر و عوارض محیط زیستی کمتری دارد؟ خودروی داخلی یا خارجی؟ آلودگی هوای تهران یادآوری این حقیقت تلخ است که تنها درآمدهای نفتی خرج حمایت از تولید کنندگان داخلی نشده اند. زمانیکه این تولیدکنندگان با اطمینان به حمایتهای دولت و محدود بودن رقابت محصولات خارجی بازار داخلی را به انحصار خود در می آوردند شهروندان با سلامت خود هزینه این انحصار را می پردازند. آیا سیاستگزاران هزینه واقعی این حمایتها را برای جامعه در نظر می گیرند؟ آیا در فقدان رقابت امیدی به ارتقا کیفیت خودروهای داخلی و استانداردهای محیط زیستی در تولید آنها هست؟ آلودگی هوای تهران به ما یادآور می شود که هیچ سیاست در اقتصاد تک بعدی نیست و نمی توان اثرات آنرا تک بعدی تجزیه و تحلیل کرد.

یک عامل باعث آلودگی هوای تهران نیست. سیاستی برای مبارزه با آلودگی هوای تهران موثر خواهد بود که ترکیبی از ابزارهای بازار و مقررات را به کار گیرد و گرنه مصرف کنندگان دلیلی برای همیاری با این سیاستهای نخواهند داشت. و بدون این همیاری این سیاستها محکوم به شکست هستند. 

تهران شهر مرگ؟

روز جمعه است. اما کوهها را نمی توان دید. کوهها که سهل است ساختمانهای کنار میدان را نمی شود دید. یک غبار کثیف و ترسناک شهر را در بر گرفته است. غباری که آدم را حسابی می ترساند. همه دکترها این روزها دردها را زیر سر این غبار می دانند. ناراحتیهای تنفسی زیاد شده… راستش انگار داری تو نفس مرگ راه می روی.

هزینه ای که می پردازیم

آیا دقت کرده اید که بعضی واژه ها آنقدر تکراری شده اند که تقریبا هر شهروندی آنها حداقل روزی یکبار به زبان می آورد و یا آنها را از زبان شهروند دیگری می شوند. مثلا طرح یارانه ها،‌ هر روز یادداشتی درباره آن به چاپ می رسد، سخنرانی درباره اش صحبت می کند یا آدمها درباره آن و نتایج اجرایش یا قیمتها بعد از اجرایش صحبت می کنند. یا آلودگی هوای تهران، مدرسه ها تعطیل می شوند، اداره ها تعطیل می شوند. پایتخت کشور و مرکز فعالیتهای اقتصادی آن تعطیل می شود چون هوا آلوده است  و نمی توان نفس کشید.  تعطیل می کنند و تعطیل می شویم. اما آیا اقتصاد هم تعطیل می شود؟‌
راستی تا بحال نشسته ایم حساب کنیم هر روز تعطیلی ناخواسته در کشوری که رکوددار تعطیلات رسمی در جهان است چه هزینه ای برای اقتصادمان دارد؟‌

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 69 مشترک دیگر بپیوندید