شانزدهم آذر است و روز دانشجو. ولی روز کدام دانشجو؟
در این شکی نیست که در تقویم این روزهای ایران روزهای یادبود مختلفی به بهانه شهادت یا مرگ کسی وجود دارند. سیزدهم آبان روز دانش آموز یادبود اعتراضات دانش آموزی ۱۳ آبان ۱۳۵۷ است، بسته به این که از که بپرسید ۱۲ اردیبهشت روز معلم یا به خاطر روز شهادت استاد مطهریست در ۱۳۵۸ یا یادبود استاد دکترخانعلی می باشد که در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ در اعتراضات صنفی معلمان در میدان بهارستان کشته شد. شانزدهم آذرماه از این قاعده استثنا نیست. این روز دانشجو سالگرد کشته شدن سه دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران در اعتراضات دانشجویی در سال ۱۳۳۲ است.
سه نام برای تاریخ مانده است: احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعترضوی و مصطفی بزرگنیا. هر سه دانشجو و به گفته رسانه ها از آن روز تا به امروز از نظر سیاسی جز وابستگان حزب توده و جبهه ملی بودند. می گویند آنها مخالف سفر ریچارد نیکسون، معاون رییس جمهور وقت ایالات متحده آیزنهاور، به ایران بودند. به دلیل اعتراضات دانشجویی نیروهای نظامی در دانشگاه حاضر بودند و در تعقیب این سه تن وارد دانشکده فنی می شوند. تیراندازی می شود و سه جوان اسیر خامی زندگانی و شور سربلندی کشته می شوند. جایی خواندم که «واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ بعنوان یک روز بسیار پرافتخار و حماسی در تاریخ ایران ثبت شده است». روز یک درگیری بی دلیل و سه مرگ بیهوده.
واقعیت اینجاست که روز دانشجو در تقویم جمهوری اسلامی روز آن دانشجویی نیست که علیرغم مشکلات و موانع هنوز به تحصیل بعنوان راهی برای رسیدن به فرصتهای پیشرفت باور دارد. بلکه روز جوانان خامیست که بلندگوی احزاب سیاسی و گوشت دم توپخانه آنها در جنگ قدرت هستند. همه دانشجویان ایرانی ضدآمریکایی و سیاست زده و مسخ شده ایدئولوژی نبوده و نیستند. ولی از سال ۱۳۳۲ ما با یک مصادره هویتی و فرهنگی مواجه شده ایم که هنوز ادامه دارد.

امیرمحمد خالقی درمیان دانشجوی ایرانی ۱۹ ساله رشتهٔ مدیریت دانشگاه تهران در ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۳ در حمله دو سارق کشته شد.
دانشجوی ایرانی مانند زن ایرانی، مرد ایرانی، کارگر ایرانی، سرباز ایرانی و هر قشر دیگری تنها در چهارچوب سیاست و ایدئولوژی حاکم تعریف می شود. دانشجویی که در اعتراض به سفر یک سیاستمدار آمریکایی کشته می شود نماد دانشجوی ایرانیست ولی دانشجویی که برای زن – زندگی – آزادی به خیابان می رود یا در تابستان ۱۳۸۸ رای خود را مطالبه می کند فریب خورده است. کشته می شود و به زندان می افتد.
امروز که به شانزدهم آذر فکر می کنم بیشتر یک شهوت سیری ناپذیر برای قدرت می بینم که از خون جوانان بیگناه ایران بهانه ای ساخت تا هویت دانشجویی ایرانی را به انحصار خود دربیاورد. عجیب است که روز دانشجو کاری با علم و دانش ندارد. در این روز نام پیشگامان دانش و پژوهش را نمی شنوید ولی همه ارکان سیاسی و تبلیغاتی بر «ضدآمریکایی» بودن دانشجوی ایرانی تاکید دارند.
بی آنکه قصد بی احترامی به هیچکس را داشته باشم، این فکر از ذهنم گذشت که شانزدهم آذر مانند این است که کسی که خواهان تصرف منزل شماست گوسفند یا میشی را به مقابل آن بیاورد و قربانی کند. بعد سه قطره خون قربانی را به درب خانه بپاشد و بگوید این خانه من است. روز دانشجو بهتر است سالگرد چاقو خوردن آن جوانی باشد که در کوچه ای تاریک هدف سارقی قرار گرفت که می خواست ابزار تحصیلش را بدزدد. دانشجوی ایرانی از مرزهای سیاست گذشته است و خدا را شکر که آن روزهای غفلت گذشته اند.

امیرمحمد خالقی دانشجوی ایرانی ۱۹ ساله رشتهٔ مدیریت دانشگاه تهران در ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۳ مورد حمله دو زورگیر قرار گرفت و کشته شد.


بیان دیدگاه