سر خیابان فرصت

یادداشتهایی درباره اقتصاد، تاریخ، هوانوردی و رویدادهای روز


زبان فارسی و ایرانی بودن

زبانشناس و مورخ نیستم ولی گاهی باید نمونه هایی از گذشته را ذکر کرد تا هم میهنان و هم تباران گرامی و ارجمند خود بتوانند روند رویدادها را ببینند و بسنجند. این روزها بحثی درباره زبان فارسی درگرفته است و برخی از راه نرسیده بر آن می تازند گویی زبان فردوسی و سعدی زبانیست استعماری که اشغالگران مردم ایران را مجبور به استفاده از آن کرده اند. حال آنکه برای اداره کشوری به گستردگی و گوناگونی ایران به یک زبان واحد احتیاج هست که مفاهیم و قوانین را بیان کند و جای شک و شبهه باقی نگذارد. جالب اینجاست که آنها که با ایران ضدیت دارند از ابتدا با زبان فارسی دشمنی می کنند.

از روزی که کوروش کبیر بابل را فتح کرد و اولین ابرقدرت جهانی را بوجود آورد تا روزی که پرچم بریتانیا در مستعمرات آفریقاییش پایین کشیده شد، دولتها و امپراتوریها به یک زبان واحد نیاز داشته اند تا بتوانند مفاهیم و قوانین رادر میان اقوام و ملتها منتشر کنند و انتظار فهم و درک یکسان داشته باشند. برخلاف زبانهایی مانند انگلیسی و فرانسوی و اسپانیایی که در دنیای امروز یادگار اشغال سرزمین توسط قدرتهای بیگانه از ماورای دریاهاست، زبان فارسی زبان همزیستی و رشد مردم ایران و ایرانشهر بوده و هست. رشد و تکامل این زبان باعث شده است تا هویت ایرانی در دوران مختلف نسل به نسل منتقل شود. شاید لازم است نگاهی به تاریخ مردم کشورهای دیگر و تکامل زبانهایشان بیاندازیم تا درک کنیم زبان فارسی چه موهبتی برای ایران کهنسال ما و موجب شادمانی زندگی ما بوده است.

تا زمان استقرار کمپانی هند شرقی در شبه قاره هند زبان فارسی زبان رسمی و اداری و فرهنگی آسیای غربی و جنوبی بوده است. و البته اشغالگران و استعمارگران شبه قاره برای تحکیم قدرت خود زبان انگلیسی را جایگزین زبان فارسی کردند. حال آنکه بسیاری از مردم شبه قاره حتی تا پایان استعمار بریتانیا هنوز زبان فارسی را یاد می گرفتند. بارها شده است که با اساتید و دانشگاهیان برخاسته از دهلی،‌ بمبئی، کراچی و لاهور آشنا شده ام که به من گفته اند پدران یا پدران بزرگشان به فارسی مسلط بوده اند و شعرهای بسیاری به زبان فارسی از بر بودند. حالا بگذریم. بیایید نگاهی به فارسی و زبان انگلیسی در گذر زمان نگاهی کنیم.

امروز یکی از آدمهایی هستم که به هر دو زبان صحبت می کنم، می نویسم و می خوانم. هم به فارسی کتاب می خوانم  و هم به انگلیسی. و خیلی ها، هزاران ایرانی مهاجر، هم مانند من و بسیار بهتر از من به این دو زبان می خوانند و می نویسند. ولی آیا ما می توانیم هم فارسی و هم انگلیسی قرنها و سده های گذشته را بخوانیم و بفهمیم بیایید نگاهی بیاندازیم  به تغییرات این دو زبان. برای ساده تر کردن کارمان بیایید به ترجمه انگلیسی بخشی از کتاب مقدس و ترجمه فارسی بسم الله الرحمن الرحیم در قرون مختلف نگاهی می کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم زمان – timeFor God so loved the world that he gave his only Son, that whoever believes in him should not perish but have everlasting life. (John 3:16)
بنام خدای مهربان بخشاینده  – تفسیر طبری قرن چهارم هجری – قرن دهم میلادیGod lufode middan-eard swa, dat he seade his an-cennedan sunu, dat nan ne forweorde de on hine gely ac habbe dat ece lif.
ابتدای کارها بنام کنید که منم آن خدای که مهربانم بر بندگان خویش مومن و کافر را در دنیا روزی دهم،‌ بخشانیده ام بر بندگان خاص خود و خاص در قیامت بر ایشان رحمت کنم – جرجانیقرن هشتم هجری – قرن چهاردهم میلادیfor god loued so the world; that he gaf his oon bigetun sone, that eche man that bileueth in him perisch not: but haue euerlastynge liif
بنام خدای سزاوار پرستش آن مهربان به روزی دادن،‌‌ آن بخشاینده بگناه آمرزیدن – ناشناس ولی ذکر شده مکرر قرن دهم هجری – قرن شانزدهم میلادیFor God so loveth the worlde, that he hath geven his only sonne, that none that beleve in him, shuld perisshe: but shuld have everlastinge lyfe.
ابتدا می کنم بنام معبود مستجمع جمیع صفات کامله، نیک بخشاینده بر جمیع خلق در دنیا و بخشاینده بر مومنین در آخرت به سبب ایمانقرن یازدهم هجری – قرن هفدهم میلادیFor God so loued the world, that he gaue his only begotten Sonne: that whosoeuer beleeueth in him, should not perish, but haue euerlasting life.

برای هر کس که با فارسی آشناست خواندن و فهمیدن ترجمه های مختلف بسم الله الرحمن الرحیم در دوازده قرن گذشته آسان و راحت است. او حتی می توان به شما ترجمه فارسی عصر صفوی این آیه را از قرن یازدهم توضیح بدهد ولی ترجمه انگلیسی آیه ۳:۱۶ کتاب جان برای بسیاری از انگلیسی زبانان تنها در قرن حاضر مفهوم است نه ده قرن پیش.

در حالیکه هر فردی که به زبان فارسی آشناست می تواند تمام آثار نوشته شده از قرن دوم هجری را بخواند و بفهمد و توضیح بدهد، بیشتر انگلیسی زبانان تنها آثار دویست تا دویست پنجاه سال گذشته را می توانند بخوانند و بفهمند. زبان فارسی به شکل فعلیش بیش از ۱۲۰۰ سال تجربه بشری به شکل مستقیم در خود ذخیره کرده است و تجربه مشترک ما ایرانیان را ثبت کرده است. حال آنکه حتی زبانی به گستردگی امروز زبان انگلیسی تاریخ وگذشته ای مانند زبان فارسی ندارد. برای همین است که آدمی مثل من هنوز به فارسی می نویسد،‌ می خواند و فکر می کند. چون این زبان برای هر تجربه ممکن بشری معادلی دارد و مفهومی.

تا زبان فارسی هست مردم ایران مستقل و آزاد از نفوذ هر بیگانه ای از هر پایتختی هستند از اعراب تا مهاجمان قرن حاضر زبان فارسی ستون استوار هویت ایرانی مانده است. امروز کسی در آرژانتین یا مکزیک نمی تواند دم از احیای امپراتوریهای گذشته بزند چون ازتکها و اینکاها محو شده اند. زبانهای آنها مرده است و همراه با مرگ آن زبانها خاطره آن کشورها و قومها محو شده است. ولی ایرانیان، ایرانیان هنوز بیست و پنج قرن بعد از فتح بابل ایرانی هستند و می دانند ایرانی بودن یعنی چه و ایرانی یعنی که.

فارسی فقط زبان ما نیست، فارسی شناسنامه ماست.

پانویس:‌ تصویر از نشریه ایرانشناسیست و قدیمی تریم کتابی که به خط و زبان فارسی تا کنون باقیمانده را نشان می دهد. این برگها از نسخه‌ای از کتاب «الابنیه عن حقایق الادویه» تألیف (۳۵۰-۳۶۶ ق.) ابومنصور موفق هَروی داروشناس ایرانی است که به خط اسدی طوسی شاعر معروف و صاحب گرشاسپ‌نامه در ۴۴۷ ق. استنساخ شده است. «خجسته باد بر خداوندش» (کتابخانۀ دولتی وین)



یک پاسخ برای “زبان فارسی و ایرانی بودن”.

  1. […] زبان فارسی و ایرانی بودن ـ دکتر علی دادپی […]

بیان دیدگاه

,