روزنامه دنیای اقتصاد یادداشتی درباره سیاستهای پولی و انتقاد از سیاستهای انقباضی به چاپ رسانده است ( نظر) که نشاندهنده وضعیت رقت بار بحث علمی و تخصصی درباره اقتصاد و سیاستهای اقتصادی در کشور ماست. نگارنده محترم درباره چندین موضوع به بحث پرداخته اند.
اول آنکه فرموده اند اقتصاد نئو کنزین مدرنترین و پرطرفدارترین و موثرترین مکتب اقتصادی جهان امروز است…. از کجا به این نتیجه رسیده اند خدا داند. نئو کنزین نه موثرترین مکتب تفکراقتصاد یست و نه مدرنترین. و حتی اگر هم باشد دلیل کارایی سیاستهای برخواسته از این مکتب فکری در همه جا نیست. آیا مدرن بودن یک نظریه دلیل درستی آن است؟ بر خلاف رشته های مهندسی مدرن بودن نظریه در علم اقتصاد به معنای «آخرین سیستم » بودن نیست. در خیلی از موارد به این مفهوم است، که مکتب فکری مورد نظر هنوز در معرض آزمون وقایع قرار نگرفته است.
دوم نوشته اند «که از خزانه که منبع اصلی سرمایه است به عنوان محرک اقتصاد استفاده شود. اگر نه، بستن درهای خزانه کاری ساده است. شاید این کار تورم را هم موقتا کاهش دهد، ولی رشد اقتصادی را هم از بین ميبرد، باعث بیکار شدن افراد جامعه ميشود و در نهایت با کم شدن حجم تولید، تورم هم مجددا بالا خواهد رفت» آیا خزانه منبع سرمایه است؟ آیا سرمایه گذاری به مفهوم تزریق دارایی خزانه به جامعه است؟ خزانه یک کشور منبع سرمایه و سرمایه گذاری نیست. در این چند سطر ایشان رشد اقتصادی و نرخ بیکاری را مرتبط دانسته اند، تولید و تورم را دارای رابطه منفی می دانند و در یک کلام مساله اقتصاد ایران را حل می کنند.
سوم نوشته اند: «اگر بستن درهای خزانه راه حل بود کشورهای غربی هم این کار را ميکردند، ولی در عمل ميبینیم که این کشورها دقیقا به عکس عمل ميکنند. در زمانی که نرخ تورم تا حدود دو برابر حد مطلوب در این کشورها بالا رفته نه تنها بهره را بالا نميبرند، بلکه کاهش هم ميدهند و بنابراین میزان اعطای وامهای بلند مدت را افزایش ميدهند. دلیل این کار استفاده از نیروی محرکه سرمایه است.» این فرض که نرخ بهره در ایران، که فاقد بازار مالیست و بانکداری خصوصی در آن محدود است، کارکردی مشابه اقتصادهای آزاد و مجهز به بازارهای مالی و سرمایه دارد؛ خطا، اشتباه، ساده انگاری و سطحیست. برای اطلاع ایشان در ایالات متحده فدرال رزرو یا بانک مرکزی فقط به بانکها وام می دهد و هیچیک از این بانکها دولتی نبوده و نیستند. کشورهای صنعتی به دلیل استفاده از نظام بازار و توزیع اطلاعات می توانند امیدوار باشند که بانکها این وامها را به مولدترین طرحها اختصاص دهند. در هیچیک از این موارد خزانه کشور صرف سرمایه گذاری نمی شود. به نظر می رسد نگارنده محترم به پایه پولی و حجم نقدینگی و تقاضای نقدینگی درجامعه باور ندارند.
تاسفبار اینست که روزنامه اقتصادی کشور چنین یادداشتهایی را به چاپ می رساند. اقتصاد جاده نیست که چون فلان نوع ماشین آخرین سیستم است به دردش بخورد. اقتصاد یک کشور مجموعه پیچیده ای از روابط، کنشها و واکنشهاست که کاوش درباره هریک از آنها به سالها پژوهش احتیاج دارد.
روزبه حسینی بهترین بحث ممکن را مطرح کرده است: http://roozbehmn.wordpress.com/2008/04/08/10/

بیان دیدگاه