یونان: کشوری برای مطالعه

این روزها از نظر اقتصادی کمبود خبر نداریم. خبرهای یونان را با دقت دنبال می کنم به دو دلیل:

اول شباهتهای یونان به ایران: مشاور اقتصادی نخست وزیر یونان در مصاحبه ای با ان پی آر حرف خیلی جالبی زد: ما یک تمدن چندهزار ساله هستیم  ولی از عمر نهادهای ما تنها چند دهه می گذرد. این حرفیست که خیلیها (از جمله این یادداشت را ببینید) درباره ایران زده اند و می زنند. سنتهای چند هزارساله و نهادهای چند ده ساله همیشه چالش خواهند داشت. مثلا در یونان گریز از پرداخت مالیات یک سنت ملیست حالا دولت یونان لازم است که برای تحقق درآمدهایش مالیاتهای مقرر را جمع آوری کند. بدون اینکار این دولت نمی تواند به تعهداتش در بازار عمل کند.

دوم. چالشهای پیشروی یونان: فکر می کنم ما هم دیر یا زود با چالشهای مشابهی روبرو خواهیم شد. دستگاه دولتی فربه کشور ما ناگزیر از اصلاح است، اما مانند هر بوروکرات خوب دیگری دیوانسالاران ما تا روز واقعه و اضطرار سانحه کاری نخواهند کرد.  در نتیجه جامعه ما هم با حوادث مشابهی مواجه خواهد شد و لازم است که حداقل بدانیم کدام سیاستها جواب خواهند داد و کدام سیاستها در عمل موفق نخواهند بود.

بحثی که امروز درباره یونان برایم جالب بود، سیاست دولت برای کاهش هزینه ها و کسری بودجه اش بود. در این برنامه انقباض مالی دولت یونان حقوق بسیاری از کارمندان و کارکنان بخش دولتی را کاهش می دهد. سیاست دیگری که می تواند اجرا کند اخراج تعداد بیشتری از کارمندان و حفظ افرادیست که کارایی بیشتری دارند. اما این دولت برای جلوگیری از نارضایتی عمومی بیشتر ترجیح داده است حقوقها را کاهش دهد. حالا این کاهش دستمزدها چه تاثیری بر روی کارایی بخش دولتی خواهد داشت؟ آیا این کاهش دستمزد می تواند انگیزه کارمندان را آنقدر کاهش بدهد که انگیزه ای برای ارائه خدمات نداشته باشند و بخش دولتی را ناکارآمد کنند؟

نکته جالب بعدی این است که هیچ مردمی در وقت بحران با لبخند از امتیازات و خدمات دولتی و یارانه ها صرفنظر نخواهند کرد.  جورج پاپاندروس نخست وزیر یونان این روزها می داند که هدفش اداره کشور است و نه پیروزی دوباره در انتخابات. چند سیاستمدار در شرایط مشابه درک خواهند کرد که برای نجات کشور باید ازانتخابات بعدی بگذرند؟

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: