هدفمند سازی یارانه ها و دانشگاهها

(سرمقاله امروزم در دنیای اقتصاد)لازمه موفقیت طرح هدفمند سازی یارانه ها در دانشگاههای کشور تمرکززدایی از فرایند تصمیم گیری و دادن اختیارات بیشتر به دانشگاههای کشور است.

گرچه در ماههای گذشته درباره ابعاد مختلف طرح هدفمند سازی یارانه ها صحبت شده است، اما کمتر کسی به این نکته اشاره کرده است که بخش دولتی بعنوان بزرگترین بخش اقتصادی کشور و ارایه دهنده خدمات آموزشی و بهداشت عمومی بیشترین افزایش هزینه ها را در نتیجه این طرح تجربه خواهد کرد. تیغ این افزایش هزینه بیش از همه موسسات دولتی متوجه دانشگاههای دولتیست. اکثر دانشگاههای کشور موسساتی هستند چند منظوره که مجموعه ای از خدمات را به دانشجویان و سایر اعضای جامعه دانشگاهی ارایه می کنند. این خدمات علاوه بر کلاسهای درس شامل خوابگاههای، سلف سرویسهای دانشجویی، خدمات حمل و نقل به دانشجویان و هیات علمی و پرسنل اداری و غیره و غیره می باشد. برای ارایه این خدمات دانشگاهها باید کالاهای گوناگونی را تهیه کنند و به خدمات گسترده ای دسترسی داشته باشند.

طبیعیست که فکر کنیم با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها هزینه تمام شده خدمات دانشگاهی واقعی خواهد شد و افزایش خواهد یافت. برای جبران هزینه افزایش یافته دانشگاهها یا باید به افزایش بودجه اختصاص یافته امیدوار باشند یا بکوشند از طریق قیمت گذاری بر خدماتی که ارایه می دهند هزینه آنها را از دانشجویان دریافت کنند. سوال اینجاست که چه کسی مرجع تعیین این قیمتها و یا پذیرفتن هزینه های دانشگاهیست. چنانچه بپذیریم اینکار از طریق یک سیستم مرکزی میسر است. آنگاه پذیرفته ایم که یک دستگاه اداری دیوانسالار می تواند جایگزین نهاد بازار شود. سیستمهای مرکزی معمولا عوامل موثر بر تقاضای بازار را در نظر نمی گیرند و فرض می کنند که همه دانشگاهها خدماتی همگون ارایه می کنند.

هم این نادیده انگاری و هم آن پیشفرض اشتباه است. موسسات دانشگاهی کشور گرچه خدمات دانشگاهی ارایه می کنند اما این خدمات بهیچوجه همگون نیستند. سابقه موسسات، کیفیت تدریس و امکانات دانشگاهی در کنار شهرت این موسسات در بازار کار باعث می شوند تا متقاضیان تقاضای متفاوتی برای تحصیل در دانشگاههای مختلف داشته باشند. مثال واضح این امر انتخاب رشته است. برای نمونه تقاضا برای تحصیل در دانشگاه اصفهان از تقاضا برای تحصیل در دانشگاه سیستان متفاوت است. متقاضیان اصفهان حتی حاضرند مابه التفاوتی برای ادامه تحصیل در این دانشگاه بپردازند اگر هم به دانشگاه اصفهان و هم به دانشگاه سیستان دسترسی داشته باشند. از طرف دیگر دانشگاهها هزینه های یکسانی ندارند. بعنوان مثال هزینه احداث یک خوابگاه دانشجویی در شهری مانند تهران با شهری مانند ایلام یکسان نیست. این تفاوتهای منطقه ای را نمی توان در یک سیستم مرکزی لحاظ کرد.

تمرکز زدایی و دادن اختیارات کافی برای دانشگاهها برای تنظیم و احیانا قیمت گذاری خدماتی که به دانشجویان ارایه می دهند باعث می شود تا علاوه بر استفاده از امکانات منطقه ای برای کمک به سیستم دانشگاهی دانشگاههای کشور بتوانند با استفاده از مزایای نسبی خود در خدمات دانشگاهی؛ کیفیت آموزشی رشته ها، موقعیت جغرافیایی، اعضا هیات علمی و سایر موارد به جذب منابع مورد نیاز برای اداره امور روزمره و توسعه فضای علمی خود بپردازند. در غیر اینصورت کیفیت آموزشی دانشگاههای کشور در نتیجه هزینه های اداری بیشتر و تاخیر ذاتی یک سیستم مرکزی تصمیم گیری کاهش پیدا خواهد کرد. کاهشی که جبران آن اگر نه به سالها، به ماهها برنامه ریزی و صرف منابع ملی بیشتری احتیاج خواهد داشت.

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: