پرویز شهریاری

مرگهایی هستند که آنها را بعنوان مرگ نمی شناسی. چون آنکه می رود برای تو همیشه بوده و هست. در روزهایت جاریست و می دانی که زندگیش پایان نیافته گرچه از دنیای خاکی و خاک گرفته ما رخت بربسته است. پرویز شهریاری یکی از این آدمها بود. معلمی که تا آخرین لحظه معلم ماند و نام خود را در آموزش کشورمان ماندگار کرد.

 در دبیرستان سه جلد کتاب همیشه روی میز من بودند: دو جلد روشهای جبر ویک جلد مثلثاث پایه بدون این سه کتاب و تاکید دبیران بر حل مسائل مختلف و زیاد بعید می دانم دیپلم ریاضی را می توانستم بگیرم چه برسد به اینکه مهندسی بخوانم. کتابها یک نویسنده  داشتند: پرویز شهریاری. از آن به بعد هر چه که نوشته بود را می خواندم. من هرگز پرویز شهریاری را از نزدیک ندیدم ولی یکی از آدمهایی بود که زندگی مرا و هزاران دانش آموز دیگر را با  نوشته هایش شکل دارد و به مهارتهای ما اضافه کرد. بعدها که مجله برهان درآمد خوشحال بودم که هنوز هست. یادداشتهایش را می خواندم و لذت می بردم. آدمی که نشان می داد برای ایجاد تغییری ماندگار لازم نیست بر منصب وزارت یا کرسی وکالت تکیه داد. اگر بخواهی از هر جا که هستی می توانی دنیای پیرامونت را بهتر کنی.

آدمهایی هستند که جامعه ما به آنها بیش از تمام سیاستمدارانمان مدیون است، چون آنچه که می توانیم باشیم و آنچه را که می توانیم به سرانجام برسانیم مدیون ایشانیم. برایشان مجسمه ای نخواهند ساخت ولی نامهایشان بر ضمیر دل ما حک شده می مانند. روانش شاد و یادش نکو باد که از جاودانگان است

 پ.ن. این یادداشت در روزنامه دنیای اقتصاد روز دوشنبه 25 اردیبهشت ماه منتشر شد.

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: