حرفها و مشاهدات ویروسی- ۱

خیلی حرفها می آید و می روند و آدم می ماند که انها را بزند یا نه. بخصوص وقتی بحرانی مثل کرونا می آید و کشور و دنیا را به چالش می کشد و رفتارها و نگاهها و حرفها فرق می کند. خوب این یک سری حرف است بر اساس مشاهدات این روزها. نه این اولین ویروس و بیماریست که نوع بشر آنرا تجربه می کند نه آخرین. از طاعون و آبله تا آنفلونزای اسپانیایی و اچ آی وی ویروسها می آیند و می روند. این پایان دنیا نیست حتی اگر برخی آدمها آنقدر از زندگی بیزارند که به هر بهانه ای منتظر آخرالزمان هستند. این روزها روزهای عمل است نه نگرانی. یک آدمی مثل من فقط مشاهده می تواند بکند و ثبت کند.

برای من این یکی از آن تجربه هاست که می شود رفتار آدمها را در آن دسته بندی کرد و دید هر کس چکار می کند.

اول آن پرستارها و پزشکان و متخصصان آزمایشگاهی هستند که از مردم هستند و مثل مردم٬ برای ورود به این حرفه درس خوانده اند و پدر خودشان را درآورده اند از سد کنکور و امتحان و آزمایشگاه و طرح گذشته اند تا امروز بی ادعا و بی سروصدا مشغول درمان بیماران باشند. کاری که بیشتر از هر کار دیگری در گذشتن از این روزها و نجات جان بیماران موثر است. نه صندلیشان در دانشگاه خریدنی بوده است نه مشاغلی که دارند. در یک سیستم فساد زده رانت خوار آدمهایی هستند که صداقت حرفه ای دارند و هر عیب و نقصی که داشته باشند حالا برای خیلیها امید بهبود و راه درمان هستند. اینها پهلوانان هستند. به ایشان سلام می دهم٬ و می دانم فردا هم بی ادعا در کنار بقیه مردم زندگی خواهند کرد و شریک درد و غمخوار غصه هایشان خواهند بود.

دوم. آدمهایی که پزشک و پرستار نیستند ولی از دیدن درد بقیه به درد می آیند. اینها آدم هستند٬ می خواهند کمک کنند به بیمار به خانواده اش به گروه اول. انسانهایی که گمنامند و دیده هم نمی شوند. نگهبان جلوی بیمارستان که با همراهان مریض مهربان است٬ بچه های محل که می آیند و خریدهای آدمهای مسن را انجام می دهند. آدمهایی که دنبال کمک هستند تا کاری بکنند و این روزها هم بگذرند. بی ادعا هستند و می مانند و خوبیشان روزها و لحظه های ما را دوست داشتنی می کند. لبخند انسانیت هستند در این روزهای سخت.

سوم. این گروه را نمی دانم چه بنامم. آدمهایی که دلشان می خواهد قهرمان باشند و مثل سوپرمن آدمها را نجات بدهند ولی از پشت میزها و از دل دفاتر امنشان. نظر دارند و تخصص ندارند٬ شایعه می شنوند و پخش می کنند از همه کس و همه چیز طلبکار هستند. انگار در تخیل ماسک زده اند و لباس مخصوص پوشیده اند و مشغول درمان بیمارانند بدون آنکه مشغول این کار باشند. برج عاج نشینند ولی حس بازیگری خوبی دارند طوری که انگار وسط اورژانس دارند دستور می دهند. ذهنشان واقعیت را می پیچاند و به خورد بقیه ای می دهد که در سکوت گروههای اول و دوم نظاره گر ایشانند. این روزها برای ایشان هم خواهد گذشت. ولی بعدها ادعاها ادامه خواهد داشت انگار آنها یک تنه با کرونا مقابله کرده اند و شکستش داده اند. نمی دانم کدام ذهنیت می تواند عمل را نبیند و پرحرفی را ببیند ولی بگذریم. در دنیایی که دن کیشوتها همه جا هستند و حمله به آسیابهای بادی کاری روزمره است٬ اینها و ادعاهایشان هم عادی خواهند بود.
…. ادامه دارد

کانال خیابان فرصت در تلگرام t.me/khiabanforsat

پهلوانان عمل نه قهرمانان حرف

نوشتن و صحبت کردن و ابراز نظر کردن لذت و جاذبه ای دارد ولی در عمل فضیلت آن زن و مردی که در میدان عمل قرار دارد و کار می کند از همه بالاتر است. این روزهای بیماری ویروس کرونا روزها تفکر و تعمق هم هست. روزهای پرسیدن اینکه چرا به این جا رسید که دروغ اینقدر عادی شده است و مردم را اینقدر کم شعور می دانند. روزهای پرسیدن و احوالپرسی و قوت قلب دادن هم هست ولی مهمتر روزهای عمل و کار هم هست.

این روزها روزهای پزشکان و پرستاران بی ادعاییست که در همه جای ایران به مداوا و درمان بیماران مشغولند. از واژه هایی مانند خط مقدم و جنگ درباره شان استفاده نمی کنم چون به کشتن مشغول نیستند٬ به نجات دادن مشغول هستند و کشف ناشناخته ها درباره این ویروس خطرناک. راهی که می روند پر خطر است و پر از ناشناخته. ولی با شجاعت مثال زدنی و اخلاق حرفه ای در این فضای پر از خودبزرگ بینیها و رانت خواریها و فساد آقازادگان به کار خود مشغولند. خسته نباشند که بهترینند ایران امروزند و بر خلاف همه مدعیان بزرگی و فضیلت و همه برج عاج نشینان پر مدعای بی عمل به کاری سترگ مشغولند.

در این روزهای غم و اندوه که آدمی مثل من از خودش می پرسد چکار می شود کرد و چطور باید کمک کرد و احساس بیفایده بودن و بی خاصیت بودن می کند٬ چقدر خوب است پیامها و اخبار کارهای دوستان. در اینستاگرام دیدم نازنین  از دوستان عزیز و بچه های خوب شریف که روزی می گفتم  دانشجویم هست و بعدا به هاروارد رفت و تحصیل کرد و برای خودش بانوییست در عرصه توسعه و تفکر توسعه٬ کتابهایش را زیر بغل زده و به میدانی در رشت برده و رایگان به مردم هدیه کرده است تا این روزها کتاب بخوانند و قیمت کتاب و اندوه دوران را بهانه نکنند. البته وقتی کتابی را دیده که هدیه بوده است و از جعبه درش اورده مردم حاضر اعتراض کرده اند که چرا کتابی از کتابهای خودش را کنار گذاشته. دوستی نهیبشان زده «مگر بدهکاره بهتون؟» شاید کسی کتابهایی  را که پشت نویسی کرده از روی نیمکتهای جلوی ساختمان شهرداری رشت برداشته باشد.

در تهران مهندس صفایی از بچه های خوب برق شریف که غمخوار مادرش هست٬ گروهی راه انداخته است تا برای افراد مسن و کهنسال که آسیب پذیرترین گروه در شهر ویروس زده هستند خریدهایشان را انجام بدهند و به آنها سر بزنند. خانه خورشید در حال جمع اوری کمک و اقلام مورد نیاز کودکان بی سرپرست است. دوستانی عزیزی که در تهران٬ مشهد٬ رشت و جاهای دیگر دارم همه مشغول کاری هستند. خسته نباشید. در این روزها زیبایی شما به روزگاران می ماند و ماندگار می شود. خدا قوت پهلوانان بی نام و نشان. شاید مردم چند دقیقه را به عکس لیس زدن ضریح بگذرانند ولی بقیه زندگیشان را صرف این خواهند کرد جنسشان و جوهر وجودشان مانند شما باشد که دلهایتان به نوری روشن است که خداییست.

هراس و عدم قطعیت

منابع محدود و بحرانهای نامحدود و لزوم یادگیری از اشتباهات گذشته

[سرمقاله ام درباره ویروس کرونا برای هفته نامه تجارت فردا]

الان که نوشتن این یادداشت را شروع کرده ام بیش از ۲۵۰ نفر بعد از آلوده شدن به ویروس کرونا از عوارض ناشی از این آلودگی درگذشته اند. ویتنام و استرالیا هم به جمع کشورهایی پیوسته اند که سفر به چین را محدود کرده اند و به نظر می رسد ویروس کرونا یک ایپدمی ملی را رقم زده است که می تواند جهانی شود. سازمان جهانی بهداشت٬ دولت چین و دولتهای مختلف در حال برنامه ریزی برای مقابله با گسترش این ویروس هستند. سفرها به چین محدود شده است و در داخل چین قرنطینه در جریان است. واکنش دولت چین در برابر این ویروس از چند جهت در خور تامل است و درسهای فراوانی برای یادگیری دارد.

اول. ویروس ها مستقل از قدرت سیاسی دولتها می ایند و می کشند. حالا این که این ویروس از بدن خفاش به انسان منتقل شده است یا خیر مهم نیست. این مهم است که دولت چین بعنوان یک قدرت سیاسی انحصارطلب پذیرفته است که همه چیز را نمی تواند کنترل کند. در نتیجه بعد از ظهور علائم ابتلا به بیماری ناشی از ویروس کرونا اطلاع رسانی درباره آن را آغاز کرده است و هدف را بر جلوگیری از گسترش و پیشگیری از ابتلای افراد بیشتری به این ویروس قرار داده است. این نشان می دهد که در فاصله یکصد سال بین بروز و اپیدمی آنفولانزای اسپانیایی و کرونای چینی درسهای بسیاری گرفته شده است و دولتها انرا به کار می بندند.

دوم. یادگیری از اشتباهات گذشته. وقتی در سال ۲۰۰۲ ابتلا به ویروس سارس یک بیماری فراگیر شد. پاسخ دولت چین آمیخته ای از رازداری٬ ناباوری و کندی بود. چهار ماه باید می گذشت تا دولت چین رسما ظهور ویروس سارس را به سازمان جهانی بهداشت اطلاع بدهد. نتیجه این شد که ۷۷۴ نفر جان باختند٬ ویروس به ۳۷ کشور رسید و ظرف شش ماه ۴۰ میلیارد دلار زیان اقتصادی انباشته شد. در کمتر از دو دهه دولت چین نه تنها درسهای سارس را فراگرفته است بلکه هم در سیاستگذاری و هم در نهادسازی متفاوت عمل کرده است. خلاف اپیدمی سارس حالا دولت چین در همان روزهای اول ظهور ویروس کرونا را به جهان اعلام کرده است. مرکز کنترل بیماریهای کشور چین با اقتدار وارد صنحه شده است و ارتباط ۴۱ مورد اولیه بیماری را با یک بازار ماهی و جانداران دریایی را در ووهان تایید کرده است. دولت بلافاصله این بازار را تعطیل کرده است. مهمترین نکته اینکه دولت چین بلافاصله از یک گروه از کارشناسان داخلی (چینی)‌ و خارجی برای تحلیل شیوه های انتقال ویروس و الگوی گسترش آن دعوت کرد و گزارش این گروه را چند روز بعد از ظهور ویروس کرونا منتشر نمود. این توانایی محصول تغییر در چهارچوب ذهنی دولت چین درمقابله با بیماریهای فراگیر و واگیردار بعد از تجربه ویروس سارس در سال ۲۰۰۲ است.

سوم. برای واکنش سریع و درست به سرمایه گذاری در زیرساختها احتیاج هست . اگر ویروس سارس یا همان آنفلونزای پرندگان نشان داد که مرکز کنترل و پیشگیری بیماریهای چین آمادگی لازم را نداشته است. دولت چین در سالهای بعد از تجربه ویروس سارس با سرمایه گذاری در تاسیس آزمایشگاهها٬ تقویت سیستمهای گردآوری اطلاعات و هشدار بهداشت عمومی و تربیت نیروی انسانی و کارشناسی لازم این مرکز را تقویت کرد و آنرا از قید و بند دیوانسالاری حزبی رهانید. این باعث بهبود کیفیت و سرعت واکنش مرکز مذکور در مقابله با ویروس کرونا شده است. اینبار ویروس کرونا در ۳۱ دسامبر مشاهده شد و تا ۱۲ ژانویه تحلیل ژنتیکی آن برای سازمان جهانی بهداشت ارسال شده بود. برخلاف شیوع آنفلونزای پرندگان٬ سارس٬ در سال ۲۰۰۲ سازمان جهانی بهداشت به واکنش دولت چین به شیوع ویروس کرونا اطمینان دارد.

اینها به معنای  این نیست که کسی از ابتلا به ویروس کرونا نخواهد مرد. تا این لحظه این ویروس به اندازه یک سوم ویروس سارس تلفات جانی به همراه داشته است. ولی آنچه که در چین شاهد آن هستیم واقع بینی حکومتی حزبی و انحصارطلب در مواجه با بحرانها و برنامه ریزی برای آنهاست. دولت چین هم به محدود بودن منابعش واقف است و هم از روی تجربه تلخ می داند که ویروسها فقط انسانها را نمی کشند. حتی اگر دولتها سفرهای هوایی را به چین محدود نمی کردند انسانهای کمتری این روزها می خواستند به کشوری بروند که تصویرش آدمهای ماسک به دهن ترسیده ایست که از خیابانها زود می گذرند یا همسایه های شجاعی که با فریاد از پنجره ها به یکدیگر قوت قلب می دهند. بیماریهای واگیردار و اپیدمیهای ویروسی با کاهش حجم مبادلات اقتصادی و مختل کردن زنجیره تامین مواد اولیه و قطعات به اقتصاد جهانی ضرباتی چندین ده میلیارد دلاری می زنند. اینکه دولتها بتوانند با آمادگی دربرابر این چالشها از آسیب پذیری خود بکاهند و آماده واکنش مناسب باشند یک ضرورت است.

نکته مهم دیگر در رفتار دولت چین در واکنشش به ظهور ویروس کرونا تاکید این دولت بر بهره وری و افزایش تاثیر سیاستهاست. اطلاع رسانی در اینباره فقط با هدف پیشگیری از بیماری صورت نمی گیرد بلکه با هدف افزایش میزان اثرگذاری سیاستهای اتخاذ شده و کارآیی منابع اختصاص داده شده هم صورت می گیرد. در هر بحرانی و در مقابله با هر ویروسی مردم هستند که در نهایت موفقیت سیاستها را رقم می زنند. این روزها که بحث طب اسلامی در جامعه داغ شده است خوب است نگاهی به دورانی بیاندازیم که ابرمردی مانند امیرکبیر کوشید با اجباری کردن آبله کوبی به آن بیماری شوم و خانمانسوز پایان دهد. علیرغم جریمه های سنگین برای متخلفان باز بسیاری با انکار شیوه های علمی و درمانهای موجود خانواده ها و عزیزان خود را در مرض خطر آبله قرار دادند و تن به آبله کوبی ندادند. حتی بهترین سیاستها در صورتی موفق هستند که مردم اعتماد لازم را به مرجع تصمیم گیری و اجرای آنها داشته باشند و با آنها موافق باشند. در این روزها دولت چین اگر در عرضه جهانی پرچمدار مبارزه با ویروس کرونا نباشد حداقل در عرصه ملی مرجع و تصمیم گیرنده اصلیست  و با اطلاع رسانی از طریق رسانه ها و شبکه های اجتماعی این اعتماد عمومی را به توانایی خودش در مهار این بحران افزایش داده است و در عمل آنرا تایید کرده است.

شاید مقایسه عملکرد احتمالی دستگاههای دولتی در ایران با ادارات مشابه در کشور چین اشتباه باشد٬ ولی هر ناظر ایرانی اپیدمی اخیر خود را ناچار به مقایسه می یابد. اطلاع رسانی درباره هرگونه بیماری و یا ویروسی هنوز در درجه اول یک امر سیاسیست تا یک اجبار مدیریت بهداشت عمومی. نه تنها افکار عمومی به مرجعیت و پیشگامی در مدیریت چنین بحرانهایی اعتماد ندارد٬ اطلاع رسانی گاهی آنقدر دیر صورت می گیرد که دیگر نمی توان به همراهی مردم در مدیریت بحران امیدوار بود. سرمایه گذاریهای مشابه در پیشگیری از گسترش بیماریها در آن حجم و اندازه نسبی رخ نداده است و توانایی نهادهای دولتی به جای بهبود و افزایش شاید حتی کاهش هم یافته است. به اینها باید اضافه کرد که بلکه  نظر می رسد مرجعیت نهادهای علمی و ادارات دولتی هم مورد سوال است. هر روز گروه جدیدی با سوزاندن کتابها و انکار دانش موجود می کشد دائره حاکمیت نهادهای دانش محور را بر مدیریت بهداشت و درمان کشور کاهش دهد و در این میان به بازار گرمی برای شیوه های درمانی بپردازد که با تزئین آنها به نامهای مقدس امیدوار است آنها را از امتحان و سنجش علمی در امان دارد. تجربه دولت چین نشان می دهد مثلث سرمایه گذاری در زیرساختهای علمی٬ اتکاء به دانش کارشناسان داخلی و خارجی و اطلاع رسانی به موقع می تواند از عدم قطعیت و هراس همراه با ویروسی مرگبار بکاهد. و البته دولت چین با درس گیری از اشتباهات گذشته به این توانایی رسیده است. درسی که هنوز بر دیوار تاریخ ما نوشته مانده است بی آنکه کسی بخواهد آنرا فرابگیرد.

منابع:

World Health Organization. Novel Coronavirus – China https://www.who.int/csr/don/12-january-2020-novel-coronavirus-china/en/ (12 January 2020).

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: