سرمایه گذاری خارجی مکمل و نه جایگزین

برای ستون سرمقاله روز سه شنبه بیست و یک اردیبهشت ماه روزنامه فرهیختگان نوشته ام.

تکیــه بر جــــذب سرمایه‌گذاری خارجی نباید باعث غفلت از تجارت خارجـی شود. ســرمایه‌گذاری مستقیم خارجی تابع چندین متغیر‌ است و پژوهش‌های اقتصادی نشان می‌دهند که تجارت خارجی مشوق و مکمل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی ‌است.
سرمایه، یکی از چهار عامل اصلی پیش‌نیاز هر فعالیت اقتصادی است. همان‌طور که بدون نیروی کار، منابع طبیعی و پیشتازی کارآفرینانه هیچ فعالیت اقتصادی ممکن نیست، بدون سرمایه هم هیچ فعالیت اقتصادی ممکن نیست. این یک اصل پذیرفته‌شده در فعالیت‌های اقتصادی، برنامه‌های توسعه و تلاش برای سرعت بخشیدن به رشــد اقتصادی است.
با این‌حال نباید فراموش کرد که حتی جذب سرمایه‌گذاری خارجی تابع عواملی است که میزان اثرگذاری آن را تعیین می‌کنند. سرمایه‌گذاری خارجی به تنهایی برای احیای اقتصادی و تسریع فرآیند توسعه کافی نیست.
پژوهش‌های اقتصادی، به‌ویژه مطالعه فرآیند جذب سرمایه‌گذاری خارجی توسط بوث و میلنر در سال 2008 نشان می‌دهد گرچه دهه‌های اخیر شاهد افزایش چشمگیر سرمایه‌گذاری خارجی در کشورهای در حال توسعه بوده، فرآیند سرمایه‌گذاری، میزان و زمانبندی آن برای کشورهای مختلف بسیار متفاوت بوده است. دلیل یا دلایل این تفاوت‌ها موضوع پژوهش‌های مختلفی بوده است. این روزها که دولتمردان و تحلیلگران بر لزوم جذب سرمایه‌گذاری خارجی تاکید می‌کنند درک دلیل این تفاوت‌ها بسیار مهم است.
اولین عامل چنین تفاوتی، ابهام در تعریف حقوق مالکیت و رعایت آنها در کشورهای مختلف بوده و هست. اولین نگرانی سرمایه‌گذاران خصوصی و حقیقی، چه بومی و چه خارجی، تهدیداتی است که متوجه سرمایه‌گذاری و دارایی‌های آنهاست. این تهدیدات در آشوب‌های سیاسی به شکل مصادره انقلابی ظاهر می‌شوند و در دوران ثبات، تحت‌تاثیر فساد اداری به شکل دسیسه‌هایی با ظاهر قانونی به وجود می‌آیند. کشورهای در حال توسعه‌ای که در جذب سرمایه‌گذاری خارجی موفق بوده‌اند، کشورهایی بوده‌اند که حدود حقوق مالکیت را به روشنی تعریف کرده‌اند. در این کشورها، دستگاه قضایی کمر به دفاع از این حقوق بسته است و کمبودهای قانونی را که برای تعرض به این حقوق مورد استفاده قرار می‌گیرند، برطرف کرده است.
دومین عاملی که توجه تحلیلگران اقتصادی را به خود جلب کرده ، دخالت دستگاه‌های دولتی و نهادهای حکومتی در امور اقتصادی است که باعث کاهش حاشیه سودآفرینی سرمایه‌گذاری خارجی در کشورهای در حال توسعه می‌شود. برخلاف تصوری که بسیاری دارند منظور از این دخالت‌ها نظارت بر اجرای مقررات نیست، بلکه دخالت‌هایی است که به بهانه‌های مختلف ولی با هدف کارشکنی صورت می‌گیرند. دخالت‌هایی که باعث فرار سرمایه می‌شوند، کارهایی هستند که بر تجارت خارجی و رقابتی‌بودن بازار تاثیر می‌گذارند وگرنه کارهایی که در دفاع از حقوق کارگران یا محیط‌زیست انجام می‌شوند معمولا باعث افزایش امنیت سرمایه‌گذاری می‌شوند.
در نتیجه برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی علاوه‌ بر تشویق سرمایه‌گذاران خارجی، رفع موانع تجارت خارجی، عضویت در سازمان تجارت جهانی، افزایش توافقات تجاری منطقه‌ای و گسترش روابط دو جانبه اقتصادی باید در اولویت قرار بگیرند. سرمایه‌گذاران خارجی به امید کسب سود به سرمایه‌گذاری در کشورهای مختلف روی می‌آورند. جذب آنها نتیجه فرآیندی چندبعدی و چند مرحله‌ای است. براساس پژوهش انجام شده توسط بوث و میلنر، عضویت در سازمان تجارت جهانی به‌طور متوسط میزان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی را تا 24/0 درصد تولید ناخالص داخلی افزایش می‌دهد. از سوی دیگر پژوهش‌های اقتصاددان برجسته مانسفیلد در سال 1998، نشان داده که میزان و تعداد توافقات تجاری منطقه‌ای یک کشور، نشانه‌ای است از آسانی تجارت خارجی در آن کشور. این عامل یکی از عوامل اصلی جذب سرمایه‌گذاری خارجی است.
پژوهش‌ها نشان می‌دهند که افزایش میزان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در یک کشور نتیجه نهادینه‌شدن حضور آن کشور در اقتصاد جهانی است؛ حضوری که دیگر بدون عضویت در سازمان تجارت جهانی، دیپلماسی اقتصادی فعال، انعقاد قراردادهای منطقه‌ای و گسترش روابط اقتصادی دو جانبه نهادینه به شمار نمی‌آید. تجارت خارجی و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی هرگز جایگزین یکدیگر نبوده‌اند بلکه مکمل یکدیگر هستند و سیاستمداران و برنامه‌ریزان نباید فراموش کنند جذب سرمایه‌گذاری خارجی دیگر بدون گسترش تجارت خارجی ممکن نیست.

منافع سرمایه گذاری مشارکتی در جهانگردی

برای ستون نگاه نخست جهان صنعت نوشتم.

افزایش تقاضا برای ایرانگردی و جهانگردی در هر مقطعی کمبودهای زیرساختاری صنعت توریسم را به رخ می کشند. یکی از بهترین راهها برای توسعه پایدار صنعت جهانگردی در ایران سرمایه گذاری مشارکتی در این صنعت توسط گروههای ذینفع است. این گروهها کسانی نیستند جز سیاستگذاران دولتی که کلید خزانه را در اختیار دارند، کارآفرینان بخش خصوصی که توانایی و کارآیی اجرایی را دارند و اهالی بومی که در نهایت ذینفعان اصلی این پروژه ها هستند و پایداری توسعه صنعت جهانگردی در گرو همراهی و مشارکت ایشان می باشد.

مدل سرمایه گذاری مشارکتی در صنعت جهانگردی محصول تجربه روشهای مختلف در کشورهای مختلف با فرهنگهای متنوع در دهه های گذشته می باشد. در بسیاری از موارد دولتها متوجه شدند که در درجه اول توان پرداخت هزینه هنگفت بازسازی و نگهداری جاذبه های توریستی کشور متبوعشان را ندارند و در موارد دیگر جوامع بومی متوجه شدند که بخش خصوصی همانند دولتهای مرکزی قادر به درک حساسیتهای آنها نیست. حال آنکه چهار مزیت اصلی سرمایه گذاری مشارکتی در پروژه های توسعه جهانگردی آنرا به بهترین شیوه ممکن تبدیل می کند.

اول از همه سرمایه گذاری مشارکتی در این پروژه ها با جمع کردن همه گروهها و نهادهای ذینفع از ایجاد تنش جلوگیری می کند و باعث می شود ضمن در نظر گرفتن نقطه نظرات طرفهای مختلف ایشان را سهیم منافع حاصل بنماید. این امر باعث کاهش هزینه تمام شده پروژه از طریق کاهش هزینه لازم برای رفع اختلافات و تغییرات در حین اجرای پروژه می شود.

 دوم در این پروژه ها تصمیمات از مشروعیتی بیشتری برخوردارند و قدرت قانونی بیشتری دارند. بویژه از آنجایی که جمعیت محل اجرای پروژه در تصمیم گیری سهیم بوده اند بعد از اتمام پروژه هم کاربری اصلی پروژه را پیگیری خواهند کرد. این نکته حائز اهمیت است که این مشارکت مردم است که دوام و پایداری توسعه و تداوم درآمد زایی را تضمین می کند. و مشارکت آنها مبنای مشروعیت پروژه است.

سوم با توجه به حضور همه طرفها در تصمیم گیری و برنامه ریزی اجرای این پروژه ها از کارآیی بیشتری در مقایسه با طرحهای دولتی یا پروژه های خصوصی برخوردار است. این کارآیی نتیجه در نظر گرفتن ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی اجرای این پروژه ها از منظر دیدگاههای مختلف است. زمانی که پروژه آغاز می شود جا و راهی برای دخالت ارگانهای یا نهادها برای جلوگیری از پیشرفت کار و متوقف کردن آن باقی نمانده است. مشارکت به شراکت تبدیل شده است و تصمیمات گرفته شده نتیجه توافق همگانی و قابل تبدیل به یک قرارداد اجتماعی.

چهارمین و مهمترین مزیت این شیوه در توسعه صنعت جهانگردی افزایش ارزش افزوده است. با استفاده از نظر همه طرفهای درگیر و نهادهای اجتماعی ضمن انباشت تجربه و دانش تصویر روشنی از انتظارات طرفهای درگیر بدست می آید. بحث اجتماعی درباره این پروژه ها ضمن افزایش درک و آشنایی همه طرفها با منافع حاصل از آنها باعث می شود که کلیشه های غلط و نادرست فرهنگی شکل گرفته بر مبنای اطلاعات نادرست و انتظارات بدون توجیه به چالش کشیده شوند. بعنوان نمونه نگاهی به تجربه تورهای طبیعت گردی در ایران نشان می دهد که در مواردی که جوامع محلی به مشارکت دعوت شده اند تجربه مسافران به مراتب بهتر و درک اهالی به مراتب بیشتر بوده است. موفقیت پروژه هایی مانند ابیانه یا جنگل ابر دقیقا محصول این مشارکت و نقد کلیشه های نادرست می باشد.

بنظر می رسد همزمان با افزایش تقاضا برای سفر به ایران و افزایش تعداد جهانگردان خارجی در ایران زمان مناسبی رسیده است تا منابع مورد نیاز طرحهای توسعه جهانگردی با استفاده از این شیوه تامین گردند. راه درازی در پیش است و نمی توان آنرا با گامهای لرزان پیمود. مشارکت همه نهادهای اجتماعی و مردم شهرها و مناطق مختلف برای موفقیت در این طرح لازم و ضروریست.

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: