تاریخ و شایعه: پرواز بی بازگشت

سی و دو سال از آغاز جنگ تحمیلی با عراق و بیست و چهار سال از پایان آن  و تابستان پرحادثه 1367 می گذرد. این تیرماه برای بسیاری بیست و چهارمین سالگرد پرواز بی بازگشت عزیزانشان با پرواز 655 هواپیمایی هما از بندرعباس به مقصد دبی است. پروازی که دقایقی بعد از برخاستن از فرودگاه بندرعباس مورد هدف ناو موشک انداز وینسنس قرار گرفت و سقوط کرد. در این حادثه تمام مسافران و گروه پروازی، در کل 290 نفر، جان باختند. یکی از عکسهایی که در ذهن من حک شده مانده است تصویر سربازیست از گروه نجات که عروسک یک پایی را از آب درآورده است و رو به دوربین گرفته است. علاوه  بر شهروندان ایرانی، شهروندان کشورهای امارات، هند، پاکستان، یوگسلاوی (سابق) و ایتالیا هم در این سانحه جان باختند.

جمع

گروه پروازی

مسافران

ملیت

254 16 238

ایران

13 0 13

امارات متحده عربی

10 0 10

هند

6 0 6

پاکستان

6 0 6

یوگسلاوی

1 0 1

ایتالیا

290  

تعداد کل

بدنبال حادثه تحقیقات کاملی از سوی دولتهای درگیر انجام شد و گزارش نهایی هیات تفحص ایالات متحده آمریکا را دریاسالار ویلیام ام. فوگارتی تهیه کرد که تنها دو بخش آن، یکی در 1988 و دیگری در 1993، منتشر شده است. در این گزارش می خوانیم: » داده های جمع آوری شده از نوارهای موجود در یو اس اس وینسنس، اطلاعات موجود در یو اس اس اسلایدز (کشتی همراه یو اس اس وینسنس که در همان منطقه عملیاتی در حال ثبت یک فروند ایرباس در حال اوج گیری بود) و گزارشهای منابع اطلاعاتی قابل اعتماد تایید می کنند که پرواز 655 در یک کریدور پروازی ثبت شده عادی در ارتفاع تعیین شده در حال اوج گیری و بخش سیگنال غیرنظامی در مود سه 6760 بوده است.» در یک مصاحبه با شبکه نشنال جئوگرافیک ناخدا راجرز فرمانده یو اس اس وینسنس تایید کرد که برای او این سیگنال برای غیرنظامی و بی خطر دانستن هواپیما کافی نبوده است.  اما بر اساس گزارشهای موجود ویژگیهای شخصیتی راجرز در بروز این فاجعه بی اهمیت نبوده اند.

مقامات نیروی دریایی آمریکا و افسران آمریکایی مستقر در منطقه همه راجرز را افسری با شخصیت تهاجمی می دانند. او در هنگام بروز حادثه در داخل آبهای ایران قرار داشته است؛ چهل مایل دورتر و شمالیتر از نقطه ای که باید در آن قرار می داشت. تقریبا در گزارشهای همه منابع مستقل بی توجهی راجرز به قوانین بین المللی و پیش شرطهای لازم برای گشودن آتش مورد تاکید قرار گرفته است.  نکته جالب توجه دیگر این است که یو اس اس وینسنس یکی از مجهزترین ناوشکنهای زمان خود بوده است که به سیستم آگیس Aegis مجهز بوده است. این سیستم کلیه اطلاعات و سیگنالهای دریافتی توسط کشتی را ثبت و ذخیره کرده است. لس آسپین نماینده دمکرات ایالت ویسکانسین و رییس کمیته نیروهای مسلح کنگره ایالات متحده آمریکا  در زمان این حادثه بر اساس همین اطلاعات ذخیره شده در نوامبر 1988 تنها چندماه بعد از سانحه در یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز می نویسد «هیچکدام از نه مونیتور کشتی هواپیمایی را در حالت حمله نشان نمی دهند، در هیچکدام از نوارها اثری از سیگنال مود دو، مورد استفاده هواپیماهای نظامی و غیرنظامی، وجود ندارد. همه دستگاهها در حال نشان دادن یک فروند هواپیمای ایرباس در حال اوج گیری هستند».

در کنار این شواهد  گزارش ناخدا دوم دیوید کارلسون فرمانده یو اس اس اسلایدز هم موجود است. او در سال 2005 در بازگویی خاطراتش به دیوید فیسک از حادثه ای که تنها چهار هفته پیش از سانحه اتفاق افتاده بود یاد می کند. راجرز با نقض مقررات درگیری نظامی به یک ناوچه ایرانی که در حال بازرسی «قانونی» ( به نقل از کارلسون) یک کشتی باری بوده است نزدیک می شود و در فاصله 2 تا 3 مایلی با به پرواز درآوردن هلی کوپترش به قایقهای ایرانی حمله می کند. طبق دستور نیروی دریایی آمریکا راجرز باید یک فاصله 4 مایلی را با شناورهای ایرانی رعایت می کرده است. کارلسون درباره واحدهای ایرانی که با آنها برخورد کرده است می گوید «آنها بسیار حرفه ای عمل می کردند و تهدید آمیز نبودند». او تاکید می کند «سیگنالهای نیروهای نظامی ایران کامل واضح بود و جایی را برای اشتباه باقی نمی گذاشت».  وقتی راجرز اعلام می کند که می خواهد هواپیمای ایرانی را سرنگون کند کارلسون دوباره مونیتورهای کشتیش را چک می کند  و نتیجه می گیرد «این هواپیما که دارد اوج می گیرد» کارلسون به خدمه اش می گوید «معلوم هست راجرز دارد چه غلطی می کند؟»

مطابق تمام مدارک موجود هواپیمای ایرباس آ – 300 پرواز 655 یک هواپیمای غیرنظامی بوده است و دستگاههای یو اس اس وینسنس هم یک هواپیمای غیرنظامی را نشان می داده اند. اختلاف نظر تا کنون درباره  علت این رویداد بوده است. ایران سانحه را عمدی  می داند و آمریکا خطای انسانی بدون نیت قبلی را دلیل آن دانسته است. در سال 2000 در یک نامه رسمی به سازندگان یک فیلم مستند درباره این حادثه برای  شبکه بی بی سی دولت آمریکا شرایط روانی موجود در پست فرماندهی یو اس اس وینسنس را عامل اصلی خطای فرمانده کشتی اعلام می کند، تقریبا هیچ کس شکی ندارد که ناخدا راجرز در یک اقدام نسنجیده فرمان به آتش داده بود.

اما حالا این روزها ما شاهد روایت دیگری هستیم. کسی با جایی مصاحبه ای کرده است. در این مصاحبه او گفته است که در سایه معکوس هواپیمای ایرباس یک جنگنده اف – 14 در حال پرواز بوده است و یو اس اس وینسنس در واقع به طرف این هواپیمای نظامی آتش کرده است. بدون آنکه برای این ادعا سندی خواسته شود همه آنرا تیتر خبر کرده اند و حالا سندیت دارد. در واقع صدها صفحه سند و تحقیقات علمی و فنی، بازسازی سانحه توسط نیروی دریایی آمریکا و کنگره این کشور همه و همه فاقد اعتبارند و فقط یک ادعا مطرح می شود. چند نکته درباره این ادعا:

اول. اگر هواپیمای نظامی اف -14 در حال پرواز در سایه هواپیمای ایرباس بوده است و برای حمله باید در حالت شیرجه قرار می داشته است، اما هیچ دستگاهی نه در عرشه یو اس اس وینسنس و نه در یو اس اس اسلایدز یک هواپیما در حال شیرجه را نشان نمی دهد.

دوم. اگر این هواپیما در سایه ایرباس وجود داشته است، بعد از سقوط ایرباس باید بر صفحه رادار هر دو کشتی ظاهر می شد، هیچکدام از این کشتیها هواپیمای اف-14 را ثبت نکرده اند.

سوم. در طول جنگ تحمیلی نیروی هوایی ایران از هواپیماهای اف – 14 بعنوان شکاری  رهگیر استفاده می کرد. این هواپیماها برای حمله به اهداف سطحی مورد استفاده قرار نمی گرفتند. اف-14 های موجود در پایگاههای ششم و نهم شکاری، بوشهر و بندرعباس، برای دفاع از نفتکشهای ایرانی و مقابله با حملات هوایی علیه آنها به پرواز درآورده می شدند.  پشتیبانی هوایی از نیروی دریایی بعهده گردانهای فانتوم  اف-4 بود (مانند عملیات مروارید و با استفاده از موشک ماوریک) و نه اف-14. مطابق نامه  ناخدا دوم کارلسون به  نشریه نیروی دریایی آمریکایی  در سپتامبر 1989 فرماندهان آمریکایی مستقر در منطقه از این واقعیت مطلع بوده اند که هواپیماهای اف – 14 ایران مجهز به سلاحهای هوا به زمین نیستند.

خوب است قبل از آنکه تاریخمان را با شایعه ای عوض کنیم کمی هم اسناد و اطلاعات موجود را بررسی کنیم.

پ.ن. نامه ناخدا دوم کارلسون به  Proceedings  در سپتامبر 1989 به داستان اف- 14 ایرانی  و سایر مشاهداتش اشاره می کند. این شایعه حتی تازه هم نیست! حتما این نامه را بخوانید.

پ.ن.2. یادداشتهای موجود در اینترنت را که می بینم تاسف می خورم. حتی آدمهایی که ادعای روزنامه نگاری دارند بدون چک کردن اسناد موجود درباره واجب المرگ بودن حرف می زنند. منطق همه یکسان است «از شیطان هر چه بگویی بر می آید». کجایی دایی جان که نبرد برازجان زنده است! عجب فضای مسمومی ساخته شده است.

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: