تحریمها و دولتی تر شدن اقتصاد ایران

در ستون نگاه صفحه اندیشه اقتصادی روزنامه دنیای اقتصاد به چاپ رسیده است.

ده روز پیش مهمان کمیسیون فضای کسب و کار و کمیسیون تولید در اتاق بازرگانی تهران بودم و درباره نهادهایی مانند بازار و مفاهیمی مانند رقابت پذیر در ایران صحبت می کردم و رتبه کشورمان را با کشورهای همسایه ای مانند قطر، ترکیه، آذربایجان و ارمنستان مقایسه می کردم. در پایان صحبت آقای مهندس رادمهر، معاونت محترم وزارت صنعت و معدن که در جلسه شرکت داشتند، خبر دادند که شرکت دولتی بازرگانی کالا و شرکت پرورش دام مجددا فعال شده اند و جذب نیرو کرده اند و در حال انجام واردات مواد غذایی مورد نیاز هستند، از آنجمله ایشان اعلام کردند که دولت نه میلیون تن غله وارد کشور کرده است. انجام اینکار را دولت جزء پیروزیهایش در مقابله با تحریمها می شمارد و بسیاری از دولتمردان از موفقیت خودشان در دور زدن تحریمها خوشحال هستند. برای بسیاری از حضار که از بخش خصوصی آمده بودند این خبر تلخی بود و نشان پایان یک دوره از حضور بخش خصوصی در تجارت خارجی.

بسیاری از بازرگانان بحق می پرسند که اگر دولت امکانات و اعتبارات بانکی لازم برای این حجم از واردات را در اختیار دارد چرا بجای آنکه آنها را در اختیار شرکتهای خصوصی قرار دهد، آنها را در اختیار یک شرکت دولتی قرار داده است که مجددا احیاء شده است. کمتر دولتمردیست که متوجه باشد این موفقیت در دور زدن تحریمها در واقع جابجا کردن اثر آنها از تجارت خارجی به روند نهادسازی در کشور است. در واقع دولت موفقیت چند سال گذشته را در ارتقاء نقش بخش خصوصی در واردات و درگسترش زیرساختهای تجارت خارجی را قربانی کرده است تا بتواند واردات کالا را منحصرا انجام بدهد. اینجاست آن اثر دیگر تحریمها و وضعیت فعلی روابط خارجی را بر اقتصاد کشور می توانیم مشاهده کنیم.

تحریمها معمولا باعث قطع مبادلات اقتصادی نمی گردند، بلکه هزینه آنها را افزایش می دهند. بخش خصوصی برای جبران این افزایش هزینه ناگزیر است که در قیمتهای مختلف حجم کمتری از کالاها و خدمات را نسبت به گذشته ارائه کند، یا بعبارت دیگر تابع عمومی عرضه کالا و خدمات در جامعه کاهش می یابد. این کاهش باعث افزایش قیمت تعادلی در بازارها می شود، امری که مصرف کنندگان آنرا خوش ندارند و نارضایتی ایشان باعث واکنش دولتها می شود. اینجاست که دولت وارد عمل می شود.

دولت با استفاده از زیرساختهای بانکی، که دولتی هستند، و ارتباطاتی که در سطح دولتها وجود دارد، موافقت دولتهای دیگر را جلب می کند تا بتوان مواد مورد نیاز کشور را وارد کند و از افزایش قیمتها جلوگیری نماید. برای انجام این کار دولت از اعتبارات عمومی و بودجه کشور استفاده می کند و در واقع یک یارانه پنهان را پرداخت می نماید. توانمندیهای دستگاه دولتی و منابعی که در اختیار دارد به این معنا نیست که در امر واردات کارآمد یا کارآ خواهد بود. زمانیکه شما بازیگر بازار نباشید نیازی نیست که کارآمد باشید. در شرایط انحصاری فعلی و فارغ از رقابت بخش خصوصی شرکتهای دولتی انگیزه ای برای کارآمد بودن ندارند. در نتیجه امر واردات انجام می شود و مرحله توزیع آغاز می شود، که باز دولت در آن نقش پررنگی را بازی خواهد کرد و اولویتهای دولتمردان در کنار نیازمندیهای بازار و یا مرجح به آنها مکانیسم توزیع را تعیین خواهند کرد.

جامعه ما با کمی ها و کاستیهای اقتصاد دولتی و بخش دولتی آشناست و خاطرات ناکارآمدیهای ذاتی این بخش که علیرغم نیت نیک دولتمردان روی می دهند برای بسیاری هنوز تازه است. در شرایط فعلی استفاده از تحریمها برای بازگرداندن اقتصاد دولتی و انحصارات دولتی در واقع نهادینه کردن هزینه ناشی از این تحریمهاست و پایدار کردن اثرات منفی آنها. اقتصاد ما برای شکوفایی به بخش خصوصی پویا نیاز دارد و نه به بازگشت انحصاراتی که دهه ها صرف شکستن آنها شده است، نگذاریم اقتصاد دولتی یادگار تحریمها برای اقتصادمان باشد.

پ.ن. وقتی یادداشت را فرستادم ده روز از این جلسه می گذشت ولی وقتی چاپ شد از دو هفته گذشته بود. در همین رابطه هم با تجارت فردا مصاحبه ای کردم که اینجا می توانید بخوانید.

یادداشتهای مجارستان – 4

سفر مجارستان به پایان رسید. بعد از دو هفته تدریس در دانشگاه پانونیا به کلیتون برگشتم. درس دادن سازمانهای صنعتی همیشه لذت بخش است. بخاطر علاقه دانشجویان بیشتر روی بحث collusion و merger کار کردیم.  دو روز کلاس به مرور مقاله های جدید درباره این دو موضوع گذشت. در آخرین روز به بوداپست رفتم، بوداپست شهر بسیار زیباییست و یک روز برایش واقعا کم بود. پیتر شهر را به من نشان داد و اطلاعات خیلی خوبی هم درباره شهر داشت. نکته هایی که می خوانید چیزهایی هستند که برایم جالب بود:

1. بوداپست از دو بخش بودا و پست تشکیل می شود. کاخ ریاست جمهوری و ارک قدیمی شهر، کلیسای سنت استفان و دژ اتریشیها در ارتفاعات بودا قرار دارند. مرکز شهر، بازارهای تجاری، دانشگاههای برزگ شهر، کلیسای جامع و هتلها بیشتر در بخش پست در ساحل مقابل بودا قرار دارند. رود دانوب شهر را به دو بخش تقسیم می کند. 

2. توریسم شهر را فعال کرده است و فعال نگه داشته.  انگار در همه بیست سال گذشته  مجارها در حال  نوسازی ساختمانها و ابنیه تاریخی بوداپست بوده و هستند. بانکهای اروپایی با خرید ساختمانهای زیادی در بخش پست آنها را بازسازی کرده اند و از آنها بعنوان دفتر و شعبه استفاده می کنند. حجم سرمایه گذاریها متنوع هستند. از چندین ده میلیون دلار تا چند صد هزار دلار. پیتر یک ساختمان قدیمی را نشانم داد که در زمان فرانتس یوزف ساخته شده بود تا آپارتمانهایش با اجاره بهای کم به اهالی شهر اجاره داده شوند. یک گروه از دانشجویان شهر بخشی از این ساختمان را خریده بودند و آنرا به یک مهمانسرای دانشجویی تبدیل کرده بودند. خیلی از ساختمانهای چهار طبقه به هتلهای خانوادگی و پانسیون تبدیل شده بودند. با وجود اینکه فصل مسافرتهای توریستی شروع نشده است بسیاری از این هتلها پر بودند.

3. تفاوت ابنیه قرن نوزدهم، قرن بیستم، دوران حکومت کمونیستی و دوره معاصر کاملا آشکار است.  محصول معماری دوره کمونیستی ساختمانهای بدرنگ و چهارگوشی هستند که نه با محیط پیرامونشان همخوانی دارند و نه در آنها از ذوق و سلیقه خبری هست. جواهر بافت شهری ابنیه قرن نوزدهم هستند که هر کدام داستان متفاوتی دارند. یک مرکز خرید در مرکز شرق از مراکز خرید مشابه در پاریس قرن نوزدهم الهام گرفته بود، دیگری تحت تاثیر مدرنیسم کلاسیک ساخته شده بود.

4. مجارها به میراث ادبی خود می بالند، بوداپست پر از مجسمه های شخصیتهای ادبی و فرهنگی تاریخشان است.  کتیبه ها به مجاری تاریخ تولد و فوت این شخصیتها و عناوینشان را اعلام می کنند. در شهر خبری از مجسمه های دوره کمونیستی نیست. این مجسمه ها بلافاصله بعد از فروپاشی بلوک شرق از سطح جمع آوری شده اند. حتی از بنای یادبود جنگ جهانی دوم مجسمه سربازان روسی برداشته شده اند. جالب اینجاست که اولین شهردار بوداپست آزاد، که سال گذشته بازنشسته شد، بعد از جمع آوری این مجسمه ها به کسانی که خواهان نابودی آنها بودند گفته بود «ما هنر را نابود نمی کنیم». همه این مجسمه ها در یک پارک موزه گردآوری شده اند که امروز یکی از جاذبه های اصلی توریستی بوداپست است.

5. دولت فعلی مجارستان محافظه کار است و در حال انجام کارهای عجیب غریب. دولت می خواهد اسم میدان روزولت بوداپست را عوض کند. این میدان که در 1946 به نام روزولت نامگذاری شده است، نوعی ادای احترام دولت وقت مجارستان به متفقین بوده است. در نتیجه همه منتظر یک جنجال دیپلماتیک هستند.  جالبتر از این بحث قانون اساسی مجارستان است. در افسانه ها هست که استفان اول بنیانگذار مجارستان و اولین پادشاه مسیحی آن که از طرف کلیسای کاتولیک قدیس اعلام شده است، در هنگام مرگ تاجش را به مریم مقدس اهداء کرده است. مطابق روایت مجارها مریم مقدس این تاج را پذیرفته است. درنتیجه تاج مجارستان متعلق به مریم مقدس است و او منبع قدرت پادشاهان این کشور و دلیل حقانیت آنها بوده است. دولت فعلی می خواهد این روایت را وارد قانون اساسی کند و اعلام کند که احکام و قوانین دولت مجارها به پشتیبانی مریم مقدس است که نفاذ دارد. من فکر کردم پیتر دارد شوخی می کند!

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: