تحریمها، مبادله و فردای تحریمها

یادداشتم درباره تحریمها برای هفته نامه آسمان.

تحریمهای اعملا شده علیه اقتصاد ایران با این پیشفرض اعمال می شوند که با تحت فشار قراردادن اقتصاد ایران و محروم کردن آن از دریافت کالا و خدمات بانکی و فروش نفت و گاز می توان رفتار سیاسی را تغییر داد. موفقیت بخش اول این سناریو در این نکته است که تحریمها بتوانند مبادله کالا با ایران را به صفر برسانند. نکته ای که متناقض با واقعیت حیات اقتصادی جوامع است. تحریمها هزینه مبادله کالا و خدمات را افزایش می دهند و از حجم آن می کاهند ولی مبادله کالا و خدمات ادامه می یابد. این نقص در پیشفرضها و نفی واقعیتهای اقتصادی تنها باعث می شود تا سیاستمداران حامی تحریمها بر شدت آنها اصرار کنند بدون آنکه بیفایده بودنشان را در نظر بگیرند. نکته طنزآمیز اینجاست که این تحریمها در نهایت باعث کاهش تقاضای ایران برای محصولات این کشورها و جایگزین کردنشان با محصولات کشورهای دیگر می شود، تغییری که در نتیجه یک ضرورت روی داده است ولی با لغو تحریمها به راحتی معکوس نمی شود. فراموش نکنیم مبادله کالا باعث ایجاد ارزش برای کالا می شود. تحریمها با دگرگون کردن این فرآیند بر ارزش برخی فعالیتها افزوده اند و از ارزش برخی دیگر کاسته اند.

کمتر فعالیت هوشمندانه ای در زندگی روزمره ما قدمت مبادله را دارد. مبادله کالا و خدمات آنقدر برای ما و پیشینیان ما عادی شده است که کمتر از خود می پرسیم اولین بشری که برای داشتن کالایی که می خواست کالایی را که داشت واگذار کرد که بود؟ و شاید همین روزمرگی مبادله کالا و خدمات است که یادآوری این نکته را لازم می کند که مبادله کالا همیشه در جریان است، اگر نه در پیشخوان مغازه، در پستوی مغازه. با اینحال مبادله کالا امری نیست که بدون هزینه باشد. هزینه مبادلات شامل منابعی می شود که برای انجام مبادله مورد استفاده قرار می گیرند. این هزینه قیمتی نیست که فروشنده کالا آنرا می طلبد ولی برای خریدار به قیمت تمام شده محصول می افزاید. تحریمهای اعمال شده علیه ایران این هزینه را افزایش داده اند و در نتیجه قیمت تمام شده کالاها و خدمات را افزایش می دهند. ولی فرآیند مبادله کالا ادامه پیدا می کند. با این تفاوت که کسانی توان شرکت در این مبادله را دارند که منابع مورد نیاز برای این فرآیند پرهزینه را در اختیار دارند و یا می توانند فرآیند مبادله کالا و خدمات را با اجتناب از پرداخت هزینه ناشی از تحریمها دنبال نمایند. نیازی به یادآوری نیست که این افراد گروهی کوچک از فعالان اقتصادی را تشکیل می دهند که فعالیتهایشان در چهارچوبهای معمول اقتصادی نمی گنجند. برای آن فعال اقتصادی که به چنین منابع و امکاناتی دسترسی ندارد، افزایش هزینه مبادله به معنای کاهش سود است و در نتیجه به سراغ منبع جایگزین می رود.

زمانیکه این جایگزینی صورت می گیرد فرآیند مبادله در جامعه ما برای کالاها و خدمات دیگری ارزش ایجاد می کند، عرضه و تقاضا در حیطه دیگری به سراغ یکدیگر می روند. اینجاست که تحریمها با ایجاد اخلال در هزینه مبادله کالا و خدمات باعث ایجاد یک تحول در نظام مبادله کالا در ایران می شوند بدون انکه مبادله کالا را به صفر برسانند. نتیجه اولیه این تحول این است که از منافعی که فعالان اقتصادی در مبادله کالا و خدمات با کشورهای تحریم کننده دارند کاسته می شود و در نتیجه تقاضای ایشان برای این کالاها و خدمات کاهش پیدا می کند. در نتیجه کاهش این تقاضا ارزش فرآیند مبادله و ارزش این کالاها کاهش پیدا می کند. وقتی مبادله ای صورت نمی گیرد، کالا فاقد ارزش است. از سوی دیگر تقاضا برای مبادله کالا با سایر کشورها افزایش پیدا می کند و این فرآیند مبادله باعث ایجاد ارزش برای کالاهای آن کشورها و در نتیجه ایجاد منافع می شود. روزی که تحریمها به پایان می رسند این احتمال وجود دارد که فعالان اقتصادی ایران منافع بیشتری در حفظ ارتباطشان با کشورهای جایگزین داشته باشند تا از سرگیری ارتباط با کشورهای تحریم کننده، کاری که فاقد هزینه نیست و به منابعی از نوع خود احتیاج دارد. اگر این احتمال واقعیت اقتصادی کشور در آن لحظه از تاریخ باشد، آنوقت تقاضایی برای مبادله تجاری وجود نخواهد داشت. نکته ای که بار دیگر به کشورهای حامی تحریم این واقعیت را یادآوری خواهد کرد که تحریمهای اقتصادی ابزار مناسبی برای تحقق اهداف و منافع ملی نیست.

تحریمها و اتاقهای بازرگانی

از کجا شروع کنم؟ شماره 48 تجارت فردا هم منتشر شد و این مجله یکساله شد. رسانه های طرفدار بازار آزاد بیشتر و بیشتر می شوند و منطقی را ترویج می کنند که با واقعیت زندگی روزمره ما سروکار دارد. پرونده ویژه این شماره درباره تحریمها و لزوم تاسیس اتاق بازرگانی ایران و آمریکاست.    گفتگویی هم بر اساس ارائه هفته پیش من در اتاق بازرگانی تهران در این شماره منتشر شده است. هفته پیش در جلسه اتاق بازرگانی تهران ارائه ای داشتم درباره روابط تجاری آمریکا و کوبا.  تحریمهای آمریکا علیه کوبا از 1961 اعمال شده اند و حتی شامل سفر شهروندان آمریکایی به این کشور می شوند. با اینحال در سالهای اخیر حجم مبادلات تجاری دو کشور روند افزایشی داشته است و به مرز یک میلیارد دلار در سال  نزدیک می شود.  علیرغم منع پروازهای رسمی بین دو کشور، پروازهای چارتری بین هاوانا و تامپا و هاوانا و میامی هر هفته برقرار است.  بنظرم رسید این مدل می  تواند الگویی برای کاهش هزینه تحریمها و ایجاد یک رابطه تجاری باشد که منافع مشترک دو کشور را عینی کند.  از طرف دیگر در این مرحله ها از تحریمها بنظر نمی رسد دولتها توان برقراری این ارتباطات را بدون بده بستان سیاسی داشته باشند. امری که ناخوشایند است، در حالیکه فرآیند تجارت، علیرغم آنکه سیاسیست، لزوما نباید سیاست زده باشد. اتاقهای بازرگانی می توانند بستری برای ارتباطات اقتصادی بدون سیاستزدگی معمول فراهم کنند.  نمی دانم چرا ولی فکر می کنم برای خیلی از ما که اهل سیاست نیستیم ولی پایبند فرآیند توسعه هستیم مشارکت در این بسترسازی می تواند گام بزرگی باشد.

پ.ن. بچه ها زحمت کشیده اند اسلایدهای ارائه را با یک لیتوگرافی بسیار جالب منتشر کرده اند. از هنرمند خوش ذوقش بسیار متشکرم.

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: