یک سوال درباره واردات میوه

در  مغازه ها چیزی که به نظر فراوان است میوه است. نارنگی پاکستانی، انگور چینی، آلوی آفریقای جنوبی و پرتغال تامسون. جایی هست که بشود آمار واردات میوه را پیدا کرد؟ آیا می دانیم چند درصد فروش میوه شب عید محصولات وارداتی بوده اند؟

چراغ ماشین

چراغ ماشین برای چیست؟  این روزها برایم جالب شده است بدانم مردم چه برداشتی از چراغ ماشین دارند. کلا رفتار جالبیست! اول چند نمونه:

 هوا گرگ و میش است و من جرات به خرج داده ام و با ماشین می روم جایی. چراغهایم روشن است. همه در حال ایماء و اشاره هستند که چراغ ماشینت روشن است!

شب ظلمات است و دارم می روم از دور دو تا کور سوی زرد دارند از پشت نزدیک می شوند، یک دفعه از دل تاریکی وانت نیسان اوراقی می آید بیرون که تا طبقه دوم نداشته اش بار زده است و گازش را گرفته است. به هزار گرفتاری جمع می کنم تا به من نزند. از کنارم که رد می شود می بینم راننده چراغ آبی رنگی بالای سرش گذاشته است و سیگاری دارد دود می کند که بیا و ببین و در عالم هپروت است.

بزرگراه است و داریم می رویم، یک نقطه قرمز رنگ در جلو می بینیم، یک چراغ قرمز کوچولوی کوچولو به بزرگی شب رنگ یک دوچرخه معمولی، خاک گرفته و کم رنگ. نور که چه عرض کنم کورسویی دارد! اما این دوچرخه نیست اصلا و ابدا. چراغ خطر کامیون با عظمتیست که پنجاه سالی هست بر جاده های ایران فرمان می راند. حالا اگر شما این ماشین به این عظمت را در دل سیاه شب در خط سبقت ندیده ای دیگه مشکل خودته.

…درست است که چراغ روشن می کنیم تا ببینیم ولی در رانندگی چراغ را روشن می کنند تا هم ببینند و هم دیده شوند. این کارکرد دیده شدن در ایران اصولا شناخته شده نیست. انگار کفر است چراغ روشن کردن تا بقیه متوجه حضور شما در جاده باشند. راستی چرا؟ چرا ما با اینکه ما را ببینند مشکل داریم؟

کجا تاکسی می گیرید

اصولا یک جاهایی هست که توقع داری مسافر وایساده باشد، مسافرکشها هم باشند و  دو پشته و سه پشته راه را بند آورده باشند. مثلا سر چهارراهها، اول بزرگراهها،  میادین، جلوی دانشگاهها، مدارس، ساختمانهای اداری و غیره و غیره. توجیح اقتصادی هم دارد،پیاده روی نامطلوب است در نتیجه مسافرین در اولین نقطه ای که به مسیر ایشان می خورد منتظر تاکسی و مسافرکش شخصی می شوند. برای رانندگان هم هزینه جستجوی مشتری را پائین می آورد در نتیجه از خدایشان است که در چنین جاهایی مسافر سوار کنند و می کنند. بازار در تعادل است و من تا بجال ندیدم که جریمه ها باعث روانی ترافیک در این موارد بشود. در بهترین حالت مقامات با تسلیم به این وضعیت تعادلی ایستگاه تاکسیها و خطی ها را نزدیک چنین نقاطی قرار داده اند.

اما خداوکیلی وسط پل یادگار امام هم جاست که برخی منتظر ماشین می ایستند؟؟؟ اصلا چطور خودشان را به وسط پل می رسانند؟ و بعد کدام راننده احمق و از جان گذشته ای وسط این پل می تواند بایستد؟ دوستان حمل و نقلیم این داستانها را باور نخواهند کرد.

امروز فکر می کردم خیابانها و بزرگهای تهران مانند رگهای رسوب گرفته آدمیست که صد سال است قند و کلسترول خیلی بالایی دارد. ماشینها در میان آنها مانند گلبولهای قرمز هستند که از میان این موانع با نوسان می گذرند!

انتخاب مصرف کننده و اینترنت

یکی از اثرات جانبی پیشرفت تکنولوژی در زمان ما افزایش قدرت انتخاب مصرف کننده و درجه آزادی او در انتخاب کالای مورد نظرش است.
دویست سال پیش ما برای شنیدن موسیقی باید به مجلسی خصوصی دعوت می شدیم و یا به سمفونی هال می رفتیم. یکصد سال پیش می توانستیم صفحات موسیقی مورد نظر خود را تهیه کنیم و هر وقت که مایل بودیم و هر جا که مایل بودیم به آنها گوش کنیم. پیشرفت تکنولوژی باعث شد که دیگر به خرید صفحه محتاج نباشیم و بتوانیم با رادیو به موسیقی مورد نظر گوش کنیم. نوار کاست و تولید انبوه سی دی باعث شد تا حجم زیادی از محصولات موسیقی تولید و منتشر شوند و در دسترس علاقمندان قرار گیرد. اینترنت باعث معرفی رادیوی آنلاین شد. شما لازم نیست برای گوش دادن به اجرای سمفونی پنجم بتهوون در وین باشید می توانید به رادیویی آنلاین وصل شوید و به آن گوش کنید.
اکنون pandora.com مرز بین سی دی و رادیو را محو کرده است. شنونده می تواند با انتخاب موسیقیدانان مورد نظرش به نواهای موسیقیدانان مشابه ایشان گوش دهد. یعنی اگر شما مثلا از بتهوون خوشتان می آید این رادیو مجموعه ای از کارهای معاصران و شاگردان او را برایتان بر می گزیند.
به این ترتیب شنونده هر جا و هر زمان که بخواهد می تواند به مجموعه ای از قطعات موسیقی گوش کند که با استفاده از انتخاب او مطابق سلیقه او برگزیده شده اند. البته اگر اینترنت داشته باشد. به این ترتیب به آزادی کامل در انتخاب نزدیک می شود.

سنت والنتاین و آدام اسمیت

امشب شب والنتاین است و خیلی ها در حال خرید شاخه ای گل سرخ یا بسته ای شکلات یا هدیه ای کوچک  برای محبوب و دلدارشان هستند. چند سوال:‌ آیا امروز روزی خواهد بود که قیمت گل رز سرخ  پایین بیاید؟ آیا یک دسیسه پنهان باعث افزایش بهای گلها و عروسکها و بسته های شکلات و حتی نایابی آنها شده است؟‌
این توضیح چطور است:

بدلیل آنکه انسانها مایل هستند علاقه و مهر خود را به شریک زندگی و محبوب خود نشان دهند از مناسبتهای مختلف برای انجام اینکار استفاده می کنند  (حتی اگر آن مناسبتها بومی نباشند) . روز سنت والنتاین یکی از این مناسبتهاست. این تمایل یکی از عوامل کننده تقاضاست و با نزدیک شدن این روز باعث افزایش تقاضا برای گل سرخ می شود. اگر شما خواننده محترم پیش از این پرداخت (مثلا)‌ ده هزار تومن برای یک سبد گل را غیر ضروری می دانستید امروز شاید نظرتان عوض شده باشد. امروز تمایل شما به خرید گل افزایش یافته است.  و این یعنی تقاضای شما برای گل افزایش یافته است. و شیفت پیدا کرده است.
این افزایش تقاضا باعث جابجا شدن نقطه تعادل بازار می شود و قیمت گل سرخ افزایش می یابد. تابع عرضه تغییر نمی کند چون فن آوری و هزینه عوامل تولید ثابت مانده است اما قیمت بالاتر به معنی آن است که گل سرخ بیشتری به بازار عرضه می شود. چون تولید بیشتر آن در قیمت جدید میسر است. در نتیجه هم گل سرخ بیشتری در بازار فروخته می شود و هم بهای آن بالاتر رفته است. چون تقاضای شما برای آن تغییر کرده است ولی عرضه ثابت مانده است. … بنظر شما همچنان یک دسیسه باعث افزایش بهای گل شده است؟

درباره یارانه بنزین و فقر

با دوستی درباره ضرورت حذف یارانه بنزین بحث می کردم. او می گفت حذف یارانه باعث فقیرتر شدن طبقات محروم جامعه می شود، چون دیگر به بنزین ارزان دسترسی ندارند. او می پرسید؛ چه تضمینی هست که هزینه یارانه بنزین پس از حذف آن صرف پروژه های زیربنایی و ایجاد درآمد در جامعه بشود؟ چه تضمینی هست این منابع آزاد شده صرف گسترش حمل و نقل عمومی بشوند؟  او می گفت چون حذف یارانه بنزین باعث افزایش قیمتها می شود و چون باعث می شود تا گروههای کم درآمد دیگر به بنزین آزاد دسترسی نداشته باشند، در واقع باعث افزایش فقر در جامعه می شود و اجرای آن به صلاح نیست.  و اگر اجرای آن واقعا به صلاح بوده است، چرا الان که دولت با کاهش قیمت نفت روبروست خواستار اجرای آن است؟ آیا این طرح در واقع برای تامین منابع مورد نیاز طرحها و سازمانهای دولتی نیست که به اجرا گذاشته می شود؟

مهمترین نکته در این استدلال برداشت از مساله فقر در جامعه است.  فقرا در جامعه فقیر نیستند چون قیمتها بالا هستند یا بالا می روند، فقرا فقیرند چون درآمد کافی ندارند و درآمدشان بقدر کافی افزایش نمی یابد. پرداخت یارانه بنزین تا کنون باعث غنی شدن هیچ فقیری در ایران نشده است.  محققان بسیاری نشان داده اند که بخش بزرگی از یارانه بنزین نصیب افراد پر درآمد جامعه می شود. حتی در طرح سهمیه بندی بنزین طولی نکشید که ناهمگونی تقاضا برای بنزین در سطح جامعه باعث ایجاد بازار سیاه بنزین شد. نه سهمیه بندی و نه پرداخت یارانه باعث رفاه بیشتر اقشار کم درآمد نشده اند. این طرحها با صرف منابع توسعه برای تامین بنزین ارزان قیمت در واقع در کم درآمد نگه داشتن این اقشار نقش داشته اند.

آری شاید حذف یارانه بنزین باعث افزایش قیمتها بشود. این محتمل است که بهای کالاهایی که هزینه تولید آنها تابعی از بهای مواد سوختی و یا بنزین است افزایش یابد. هزینه خدمات حمل و نقل صعود کند و دوباره دوره ای از افزایش قیمتها را تجربه کنیم. این تطبیق قیمتها تورمی نخواهد بود، چرا که هزینه های تولید کالا و خدماتی که بدلیل مصنوعی نگه داشتن بهای بنزین غیرواقعی بوده اند،  واقعی خواهند شد. این تورم ناشی از کاهش ارزش پول در جامعه نیست، بلکه ناشی از واقعی شدن قیمتهاست.

سناریوی دیگر این است که دولت به پرداخت یارانه بنزین ادامه بدهد. با توجه به کاهش بهای نفت کسری بودجه قطعیست. پرداخت یارانه ها این کسری بودجه را افزایش خواهند داد. این کسری بودجه است که تورم زاست نه حذف یارانه بنزین. ادامه پرداخت یارانه بنزین تنها باعث تشدید کسری بودجه و عواقب تورمی آن خواهد شد. 

مصرف کننده ایرانی امروز یا می تواند بر ادامه سیاست پرداخت یارانه بنزین پافشاری کند و در نتیجه منتظر عواقب تورمی شدیدتری باشد، یا می تواند حذف یارانه را بخواهد. قیمتها گرچه افزایش خواهند یافت اما عواقب تورمی کسری بودجه کمتر خواهند بود.

من نمی توانستم و نمی توانم به دوستم تضمینی بدهم که منابعی که به این طریق آزاد می شوند، به درستی مصرف خواهند شد. ولی می دانم این منابع در باک ماشینهای قدیمی پر مصرف و آلوده کننده به هدر نخواهند رفت و ایجاد آنها امکان دستیابی به توسعه پایدار را فراهم می کند.  برای همین خاطر است که بسیاری از اقتصاددانان ایران در دو دهه گذشته خواستار حذف آن بوده اند. چرا اکنون دولت مصمم به اجرای آن است؟ برای اینکه شاید برای اولین بار در تاریخ اقتصاد ایران منافع حاشیه ای پرداخت یارانه از هزینه های واقعی آن کمتر شده اند.

در پایان  تاکید این نکته  ضروریست این طرح تنها در شرایطی موفق خواهد بود که اول تورهای حمایتی کافی با ارائه خدمات حمل و نقل عمومی در جامعه ایجاد شود و دوم کار کارشناسی دقیق، علمی و موشکافانه بدور از جنجالهای سیاسی درباره آنها انجام شود. اجرای این طرح به ظرافت و آینده نگری احتیاج دارد. تنها ساده اندیشی درباره آن است که  فقرآفرین خواهد بود. و نه اجرای آن.

پ.ن. این یادداشت در صفحه ماهانه تحلیلی دنیای اقتصاد منتشر شده است.

درباره یارانه نقدی و رفتار خانوار

بسیاری از منتقدان یارانه و قیمتگذاری دولتی، از آنجمله نگارنده،  بر این باورند که این اقدامات با ایجاد اخلال در مکانیسم بازار باعث می شود تا بازار به تعادل نرسد و مصرف کنندگان نه بر اساس قیمت واقعی منابع و کالاها بلکه بر اساس قیمت  نامی آنها تابع مطلوبیت خود را حداکثر سازند. تقاضای خانوارها در چنین شرایطی بر اساس قیمت واقعی نمی باشد و هزینه حاشیه ای واقعی را در نظر نمی گیرد. .. ادامه مطلب را در اینجا بخوانید:

آیا مردم بیش از نیاز خود نان می خرند؟

بی بی سی بخشی را به یادداشتهای مصرف کنندگان از تجربه خود در دوران تورمی اخیر اختصاص داده است. یکی از یادداشتها درباره مزیت قیمت بالا بر تنظیم سبد مصرفی مردم است. تئوری نویسنده مذکور این است که مصرف کننده ایرانی معمولا بیش از «نیاز» خود خرید می کند.

این یک حکم درباره الگوی مصرف در جامعه ماست. آیا یک مصرف کننده ایرانی بیش از «نیاز»ش خرید می کند؟ گرچه برای این حکم هیچ داده آماری و یا مدل اقتصادی ارائه نمی شود و البته تعریف «نیاز» هم گنگ و مبهم است.  اولین پیشفرض هر اقتصاددانی در مطالعه رفتار مصرف کننده این است که او با توجه  به بودجه خود مطلوبیتش را حداکثر می کند. حالا بیایید از این دید  خرید بیش از مصرف نان را بررسی کنیم:

 کیفیت: آیا مصرف کننده ای که از خوردن ده نان لواش لذت می برد، می تواند مطمئن باشد که هر ده نان لواش مطلوب او هستند؟  پاسخ منفیست. ده نان لواش می تواند کیفیتهای بسیار متفاوتی داشته باشد در نتیجه برای آنکه ده نان مطلوب داشته باشیم شاید دوازده نان بخریم. شاید!

 ریسک: در شرایط تورمی قدرت خرید مصرف کننده هر لحظه در حال کاهش است. این واقعیتیست که خریدار ایرانی از آن آگاه هست و هر خانواری آنرا تجربه کرده است. در نتیجه خریدار در هنگام خرید کالا می داند که بهای نسبی آن می تواند افزایش پیدا کند. خریدار ناچارست بین مصرف در حال  حاضر و آینده تصمیم بگیرد  در حالیکه خطر افزایش قیمت و کاهش قدرت خرید او وجود دارد. در نتیجه خرید بیشتر بنوعی خرید  بیمه است در برابر نوسانات بازار.

 زمان خرید: زمانی که صرف خرید یا ایستادن در صف خرید نان می شود می تواند مطلوبیت زا نباشد و فرد مایل به تجربه هر روزه آن نباشد.  در  نتیجه فرد برای اجتناب از  تکرار مجدد آن برای چند دوره مصرف کالای مورد نظر خود را تهیه می کند.  از آنجا که کیفیت کالا بالا نیست این کالا فاسد می شود.

افزایش قیمت می تواند با افزایش فاکتور ریسک باعث شود تا خریدار هربار بیشتر از بار قبل خرید کند تا خود را در برابر حوادث بیمه کند. این هم یک تئوریست و فقط یک تئوریست چون  فاقد آمار لازم برای تست این نظریه هستم. اما می تواند دلیلی باشد برای اینکه هیچیک از افزایش قیمتهای قبلی و دوره های تورمی قبلی باعث نشده است تا مصرف کننده ایرانی به اندازه نیازش خرید کند. و شاید بهتر باشد ما از دید «نیاز» به این مساله نگاه نکنیم.  تعریف هر کس از نیاز بی اندازه متفاوت است.

تغییر رفتار خانوارها در ایالات متحده

ماههایی که گذشت برای خانوارهای آمریکایی ماههای سختی بود؛ بحران وامهای مسکن، افزایش بهای بنزین به بیش از چهار دلار در گالن و نوسانهای بازار  سهام باعث شده است تا اعتماد مصرف کنندگان به سرمایه گذاری در مسکن و بازار سهام کم شود. 

 این امر از آنجا حائز اهمیت است که بسیاری از آمریکاییان برای ایام بازنشستگی در حسابهای 401 پس انداز می کنند.  و پیش از بحرانهای اخیر بر این باور بودند که افزایش بهای خانه های مسکونی آنها قطعیست و باعث افزایش ارزش سپرده های ایشان در ایام بازنشستگی می گردد.  با اینحال خانواده های بسیاری ناچار شدند برای نجات خانه های خود و پرداخت هزینه رو به افزایش زندگی از این حسابها برداشت کنند.

بنا به گزارشی از AEI  طی ماههای آینده خانواده ها به پس انداز بیشتر روی خواهند آورد  و سعی خواهند کرد سهم پس اندازهای نقدی را در سرمایه گذاری خانوادگی افزایش دهند.   

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: