آیا می توان در تحریم یک اقتصاد رقابتی داشت؟

آیا می توان در شرایط ناشی از تحریمهای بین المللی همچنان یک اقتصاد رقابتی داشت؟ فکر می کنم در سال جدید مهمترین چالش اقتصاد ما حفظ رقابتی بودن و جلوگیری از متمرکز شدن دوباره آن است. سوال این است که در شرایط فعلی چطور می توان رقابتی بودن اقتصاد را حفظ کرد؟ در اقتصاد ایران نقش دولت همیشه پررنگ بوده است و در بحرانها دولتها خود را موظف می دانند که برای حفظ رفاه عمومی و تامین مایحتاج مورد نیاز مصرف کنندگان در بازار دخالت نمایند. درباره ورود دولت به فعالیتهای اقتصادی به بهانه تحریمها قبلا هم صحبت کرده ام ولی الان مساله جدیست، ما باید ببینیم چطور می توانیم ساختار بازار و رقابتی بودن آنرا حفظ کنیم؟

یک پرسش

من یک سوال دارم، منافع اقتصادی جامعه کشاورزی ایران چیست؟ این باور عمومی شکل گرفته است، که من با آن مخالفم ولی وجود دارد، که با هدایای نقدی می توان آرای روستاییان و افراد کم درآمد کشور را جذب کرد. حالا آیا راه حل دیگری وجود ندارد؟

من هفته پیش با یک کشاورز شمالی صحبت می کردم که هم شالیکاری دارد و هم باغ مرکبات و میوه. او می گفت که معمولا کشاورزان مرکبات را انبار می کردند تا در عید نوروز که تقاضا برای آن بالا می رود، آنها را به بازار عرضه کنند. البته این انبار کردن کار راحتی نیست و باعث خرابی مرکبات و در نتیجه ضرر و زیان کشاورزان می شود.  او از تصمیم دولت کنونی راضی بود که سال گذشته به آنها اجازه صادر کردن مرکبات را در وقت برداشت داده بود و برای نوروز اجازه وارد کردن. من فکر می کنم خیلی از ما همیشه اعتراض کرده ایم که سیاستهای یارانه ای و محافظتی دولتی در ایران به بهانه حمایت از کشاورزی در واقع به ضرر کشاورزان تمام شده است. با اینحال آیا نباید خودمان را سرزنش کنیم که چرا از چنین سیاستهایی غافلیم.  در نتیجه می پرسم، منافع اقتصادی جامعه روستایی و کشاورزی چیست و چگونه بهتر تامین خواهد شد؟

پ.ن. زهرای عزیز دقیقا چغندرکارها پس چی شدند؟‌ دقت نمی کنی که این دولت یک مجموعه از سیاستها را اعمال کرده است که برخیش به نفع بعضی از کشاورزان بوده است و برخیش به ضرر گروهی دیگری از ایشان. یا این قضیه سهام عدالت چرا مهم است؟‌ چقدر به ثروت یک خانواده روستایی اضافه می کند؟‌ آیا باعث کم شدن ریسک درآمدیشان می شود؟‌ باید جزییات را دانست. .. ممنون از تذکرت

یک سوال شخصی کتاب خوبی درباره تاریخ جنگهای ایران و روس سراغ دارید؟ در کتابفروشیها تاریخ ایران منحصر است به تاریخ هخامنشیان و بعد یکی دو کتاب کلی درباره صفویه و بعد دیگر تاریخ نداریم تا ناصرالدین  شاه!

یک توضیح

ویژه نامه تحلیلی دنیای اقتصاد منتشر شد. یادداشت درباره تحصیل مهاجران در دانشگاههای ایران با تیتر دانشگاههای ایران را جهانی کنید کار شده است. و یادداشت اوباما و بحران اقتصادی: آغاز کشمکش هم منتشر شده است. یک توضیح درباره این یادداشت ضروریست. آمارهای نقل شده مربوط به ماه دسامبر 2008 است و نه ژانویه 2009. از آنجا که  در ماه ژانویه نوشته شده است ماه گذشته در متن آن اشاره به ماه دسامبر دارد.  آمار بیکاری و اشتغال در هفته اول هر ماه اعلام می شود و داده های ماه ژانویه هفته گذشته منتشر شد.

چهار سال پیش

چهار سال پیش روز سوگند رییس جمهور مصادف بود با آخرین روز کارآموزی من در  واشنگتن دی سی. دمکراتها در اوهایو و فلوریدا مبارزه انتخاباتی را واگذار کرده بودند. کارل روو با بخش آگهیهای جعلی درباره خدمت جان کری در ویتنام به زبان انگلیسی واژه جدید Swift Boatingرا اضافه کرده بود. گرچه نشانه های اقتصادی خبری از بحران در پیشرو نمی دادند اما نارضایتی از عملکرد شرکتهای بزرگ رفته رفته باعث نگرانی می شد. سقوط سهام شرکت انرون زنگ خطر را درباره مدیران شرکتهای بزرگ به صدا درآورده بود ولی کسی آنرا جدی نگرفته بود. به نظر نمی رسید که کسی از انتخاب دوباره جورج بوش خوشحال شده باشد. برای بسیاری گزینه دیگری وجود نداشت. عده حاضران در مراسم از چند ده هزار نفر تجاوز نمی کرد و خارج از محافل دولتی کسی علاقه ای به مراسم سوگند خوری ابراز نمی کرد.

امروز اما به نظر می رسد دوره جدیدی آغاز شده است. بسته شدن زندان بدنام گوانتانامو؛ منع شکنجه و تاکید نسبی بر صلح به جای جنگ افروزی همه نشانه های امیدوارکننده ای هستند. گرچه اقتصاد در حال رکود و بحران بین المللی جدیتر از آن است که باعث خوشبینی مفرط ما بشود. اما امیدواری لازم و ضروریست. امروز دو میلیون نفر در واشنگتن دی سی پایان دوره بوش را جشن گرفتند. دیروز در صف خرید کسی می گفت:‌ من در شب تظاهرات علیه جنگ ویتنام اینجا بودم. حالا دایره زندگیم کامل شده است. برای بسیاری این دایره تازه آغاز شده است. البته چالش اصلی آقای اوباما در داخل کشور نه مسایل مدنی بلکه اقتصاد خواهد بود. در زمینه روابط خارجی ایران موضوع مطرح در رسانه هاست.

بسیاری می پرسند که اوباما درباره ایران چه خواهد کرد؟ پاسخ به این پرسش آسان نیست. شخص آقای اوباما درباره چنین مساله ای نمی تواند به تنهایی عمل کند. این ساده اندیشیست که گمان کنیم آقای اوباما می تواند به سادگی بر همه  موانع پیشرو غلبه کند. نهادهای تصمیم گیری مختلفی در این روند نقش دارند که بسیاری از آنها نماینده منافع گروههایی هستند که نفعی در احیای رابطه ایران و آمریکا ندارند.  این گروهها می توانند با تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی و تبلیغات گسترده اراده سیاسی  برای بهبود روابط را تضعیف کنند. آنها همچنین می توانند به بده بستان سیاسی بپردازند. آقای اوباما ناچار است هر چه سریعتر موافقت گروههای سیاسی را برای حل بحران اقتصادی جلب کند. بهای حمایت این گروهها می تواند دادن این تضمین باشد که دولت او شرایط معینی را برای مذاکره با ایران در نظر خواهد گرفت. پذیرفتن اینکه منافع گروههای سیاسی در این کشور درباره ایران یکسان و همگون نیست و می توان از تضاد آنها به نفع ایران استفاده کرد  ( و لازم نیست آنها را با هم متحد کرد ) پذیرفتن یک واقعیت و خردمندانه است.

امروز از چهار سال پیش می توان امیدوارتر بود اما چالشهای در پیشرو همچنان سترگند.

 

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: