شکاف ارزش و قیمت در بورس تهران

اول از همه اینکه از همه دوستانی که در پاسخ به یادداشت قبلی درباره بورس پیام فرستادند سپاسگذارم. یک گروه تشکر کردند و یک گروه فکر کردند که هدف ترساندن مردم بوده است. در حالیکه دعوت به احتیاط هیچوقت ترساندن نیست. یک سری هم نوشتند که کلا در بورس یک عده برنده هستند و یک عده بازنده. گویی بازار بورس یک جور مسابقه رزمیست که یکی می زند و یکی می بازد. در حالیکه اصلا اینطور نیست. بازار بورس بازار مبادله اوراق بهادار و اصلی ترین بازار سرمایه هر اقتصادیست. در این بازار کشتی نمی گیرند و شرط بندی نمی کنند بلکه بر اساس اطلاعات موجود و تحلیل شرایط سرمایه گذاری می کنند. برای همین فکر می کنم که لازم است تفاوت یک سری مفاهیم توضیح داده شود.

اول. ارزش سهام یا سرمایه گذاری: ساده ترین تعریف ارزش سهام یا هر دارایی سرمایه تعریفیست بر اساس درآمد حاصل از آن در آینده. اگر شما اننظار دارید از سرمایه گذاریتان یک میلیون تومان بعد از ۲ سال درآمد داشته باشید٬ ارزش سرمایه گذاری ارزش حال آن یک میلیون تومان است در امروز. این ارزش بر اساس نرخ بازگشت سرمایه مورد نظر شما٬ که سرمایه گذار هستید تعریف می شود. بعلاوه این تعریف ارزش می توان برای سهام یا برگه بهادار یک ارزش ذاتی قائل شد که بر اساس بررسی تمامی ابعاد کسب‌وکار مورد نظر، از جمله صورت‌های مالی، پتانسیل رشد شرکت و لحاظ دارایی‌های مشهود و نامشهود انجام گرفته ‌است.

دوم. قیمت سهام یا سرمایه گذاری: قیمتی آن مبلغیست که سهام را به آن قیمت از شما می خرند. در واقع قیمت می شود ارزشی که سایر سرمایه گذاران یا خریداران برای درآمد و مزایای این سرمایه گذاری در حال حاضر قائل هستند.
آنچه که در بازار وجود دارد این واقعیت است که قیمت سهام معمولا برابر با ارزش سهام یا ارزش ذاتی سهام نیست . بويژه از آنجایی

که سیگنالی درباره ارزش ذاتی سهام وجود ندارد درباره آن حدس و گمانهای فراوانی زده می شود . و برخی فکر می کنند ارزش ذاتی سهام بالاتر از قیمت آن است و برخی آنرا پایین تر می دانند. این شکاف بویژه در بازارهایی بیشتر است که در آنها جریان آزاد اطلاعات وجود ندارد و شرکتهای مورد معامله در بورس محصولاتشان را در بازارهای غیررقابتی عرضه می کنند. اینجاست که قیمت سهام از ارزش ذاتی آن جدا می شود و درباره ارزش ذاتی سهام حرفهایی زده می شود که ربطی به واقعیتهای اقتصادی ندارد.
در اقتصاد ایران هم باید نگران اثر منفی دخالتهای دولت و بازارهای غیررقابتی بر درآمدزایی شرکتها بود و هم باید بر کامل نبودن جریان آزاد اطلاعات درباره بنگاهها تاکید کرد. برای همین است که من بازار بورس را بازار پر ریسکی می دانم که هیچوقت نباید همه سرمایه را وارد آن کرد. به اینها این نکته را هم باید اضافه کرد که حتی تعیین ارزش ذاتی شرکتهای در بازار بورس راحت نیست. بسیاری از داراییهای فیزیکی شرکتها با نرخهای مختلف مبادله ارز وارد شده اند و ارزش تمام شده آنها برای شرکت متناسب با قیمت واقعی آنها در بازار یا هزینه فرصت آنها نیست. گاهی می شد شرکتی به بازار می آمد که دفاترش در روزگار دلار هفتصد تومانی بر اساس دلار هفت تومانی بود که معمول بود ارزش ماشین آلات و تجهیزاتش به راحتی یک صد برابر دفاترش است. در این بازار باید اطلاعات را سنجید و دوباره سنجید و کار تخصصی کرد.

آنچه که در بازار بورس شاهد هستیم کسب درآمد و ارزش افزوده از افزایش قیمت سهام و نه ارزش سهام است. بازار وقتی به تعادل می رسد که قیمتها با ارزش ذاتی برابر شوند و اگر ارزش ذانی شرکتها از قیمت سهامها در بازار کمتر باشد آن وقت شاهد یک بحران در بازار بورس خواهیم بود. بازارها در بلند مدت تابع واقعیتهای اقتصادی هستند. برای همین است که احتیاط شرط عقل است نه برخاسته از ترس.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: