زيرساخت يعني چه؟ اين همه از زيرساختهاي اقتصادي حرف مي زنيم يعني چه؟ امروز براي من زيرساخت يعني دودكش. دودكشي كه هر طفلي براي خانه روياييش مي كشد ولي در دنياي واقعي به اين معصوميت نيست. دودكشي كه گازهاي سمي را به بيرون منتقل نمي كند جان مهمانهاي خانه را خواهد گرفت. راستي در سال چند نفر از مسموميت مونوكسيدكربن در ايران مي ميرند؟ امروز چهار نفر به آن آمار اضافه شد. دكتر ميرباقري، استاد و پزشك برجسته كشورمان، به همراه دو برادرش و يك نفر ديگر در دزفول بدست دودكشهاي غيراستاندارد به قتل رسيدند. فقدان زيرساختهاي اقتصادي يعني همين. وقتي نمي توان بخوابيدن در خانه اي و بيدار شدن در آن اطمينان داشت مي شود به جذب سرمايه فكر كرد؟ آنها كه خوابيدند و بيدار نشدند سرمايه هاي كشور بودند. چه مرگهاي بيهوده اي در كشورمان روي مي دهند.
به همكلاسي خوبم آرش ميرباقري فقدان سه عمويش را تسليت مي گويم، چه صبري بايد داشته باشد در اين روزها.
مقایسه یک معضل فرهنگی با تلاشهای تکنیکی و صنعتی کلان یک کشور برای رفع مشکلات اقتصادی و ..
این مقایسه ها منو یاد یامین پور و اون داستان مقایسه بخاری مدارس آذربایجان با بمب ناپالم میندازه. فقط جهتگیری های سیاسیشون فرق داره ..
پدرام عزیز من ربط فرهنگ را به غیراستاندارد بودن دودکشها متوجه نشدم. آیا در فرهنگ ما مردن از مونوکسید کربن ارزش حساب می شود؟