پیشفرضها، نظریات و مدلهای اقتصادی

پیتر فیلیپس، استاد دانشگاه ییل، در یک سخنرانی در سال گذشته نقل قولی از پیکاسو را بازگو کرد: » هنر دروغی است که به ما کمک می کند تا واقعیت را درک کنیم.»  در علم اقتصاد فیلیپس خطاب به حضار گفت: » مدلهای اقتصادی دروغهایی هستند که حقیقت نهفته در اطلاعات و آمار را آشکار می کنند.»  در کنار گرم شدن مباحث اقتصادی در جامعه امروز ما، همانند سایر کشورهای در حال توسعه، بسیاری  صحت و دقت مدلهای اقتصادی و توصیه های اقتصادی مبتنی بر تحلیل ناشی از کاربرد آنها را زیر سوال می برند.  

این عده به شنوندگان و خوانندگان خود یادآوری می کنند که اقتصاد ایران متفاوت از اقتصاد سایر کشورهاست و طرفداران نظریات جریان اصلی اقتصاد می کوشند تا قالبی را برای مطالعه این اقتصاد به کار برند که برای اقتصاد های دیگر ساخته شده است. از این دیدگاه سوال محمد طاهری از پروفسور شلینگ، برنده جایزه نوبل اقتصاد که اخیرا در دانشگاه شریف سخنرانی نمود،  سوالی منطقی و بایسته است. و جواب پروفسور شلینگ به این سوال به همان بایستگی آموزنده.

 مدلهای اقتصادی همانند هر مدل دیگری بر پیشفرضهایی استوار هستند. این پیشفرضها ابعادی از واقعیت موجود را در نظر می گیرند که به نظر یک اقتصاددان مهمتر از سایر ابعاد آن هستند. و با پررنگ کردن نقش این ابعاد به ارائه نظریه و گردآوری اطلاعات در جهت آزمایش صحت آن نظریه می پردازند. روش علمی در همه جا روش علمی است  و قوانین اقتصادی تغییر ناپذیر. 

 در همه جا یک بنگاه اقتصادی به حداکثر سازی سود خود می پردازد و علیرغم تفاوتهای فرهنگی و تعاریف متفاوت از مفهوم رضایت افراد به حداکثرسازی مطلوبیت خود می پردازند. بر خلاف تصور بسیاری بحث و اختلاف نظر بین اقتصاددانان بر سر این تعاریف نیست، بلکه بر سر نقش اطلاعات، اولویتها و هزینه هاست. جوزف استیگلیتز در کتاب خود: «[1]معایب جهانی شدن» هرگز اصول اصلی اقتصاد را زیر سوال نمی برد. بلکه از خواننده خود می پرسد که آیا همه به اطلاعات یکسانی دسترسی دارند؟ آیا   بیشینه کردن سود باعث نمی شود تا برخی مخالف سیاستهای جهانی شدن یا آزادی جابجایی نیروی کار در جهان باشند؟ برخی با تکیه بر تحلیل و نتایجی که استیگلیتز ارائه می دهد اصولی را زیر سوال می برند که او خود  برای استنتاج این نظرات به کار برده است. 

 به عنوان مثال مدلی که با فرض آزادی ورود و خروج بنگاههای اقتصادی در بازارهای یک کشور در حال توسعه ساخته می شود و هزینه آغاز عملیات اقتصادی، یا سختی مقررات اعطای مجوز در این کشور  را در نظر نمی گیرد ، نمی تواند تحلیل درستی ارائه نماید. با استفاده از آمارها و مشاهده رویدادهای بازار می توان این امر را نشان داد واین دلیل نادرستی نظریات اقتصادی نیست.

 از سوی دیگر پیشفرضها هم تعریف یکسانی دارند. یک خانوار چینی شاید فرهنگ متفاوتی از یک خانوار هندی داشته باشد ولی هر دو خانوار مطلوبیت خود را حداکثر می کنند و برای تحقق این امر اوقاتی را به کار و ساعاتی را به استراحت و تفریح اختصاص می دهند. حال اگر از نظر فرهنگی خانواده چینی ارزش بیشتری برای کار فیزیکی قائل باشد و به نوعی از کار زیاد کسب مطلوبیت کند و خانواده هندی برای اوقات فراغت و تفریح ارزش بیشتری قائل باشد و فقط از این اوقات کسب مطلوبیت کند قطعا ساعاتی که این دو خانواده به  کار اختصاص می دهند از یکدیگر متفاوت است. ولی این دلیلی بر این نیست که یک خانواده به دنبال حداکثرسازی مطلوبیت خود نیست. این فقط به این مفهوم است که خانوادهها توابع مطلوبیت متفاوتی دارند. پیشفرض حداکثرسازی مطلوبیت درست و یکسانی توابع مطلوبیت نادرست خواهد بود.

 به جای بحث درباره نادرستی نظریات اقتصادی و کلی گویی درباره واقعیتهای اقتصادی ایران اکنون زمان سنجش و کمی سازی این واقعیتهاست.  به عنوان یک خواننده نظرات تا کنون با یادداشتی برخورد نکرده ام که برای نادرستی مدلهای اقتصادی معمول برای مطالعه اقتصاد ایران یا ناکاریی سیاستهای مبتنی بر آنها آمار یا مدل اقتصادی ارائه کرده باشد یا به مقاله ای در این زمینه اشاره کرده باشد.  اگر چنین نوشته ای را سراغ دارید لطفا معرفی کنید.         


[1] Globalization and Its Discontents
Advertisements

2 نظر برای “پیشفرضها، نظریات و مدلهای اقتصادی

  1. یه روز با یه فروشنده فرش ایرانی در مادرید اسپانیا اشنا شدم که از ایران فرش میخرید و در مادرید میفروخت (سال 78 خورشیدی) خب مغازه پرو پیمونی و چند خانم فروشنده داشت راجع به مدل کارکردش مسائلی بین ما رد وبدل شد ومعلوم شد که ایشون نه دفتری داره نه دستکی ، فقط یه مدل و دنبال میکنه حساب پس اندازش خوبه ، بدهی هاشو داره میده ، فرشهای تو مغازه اشم داره زیاد میشه، نتیجه پس داره کار میکنه حال این مدل ابتدائی رو مقایسه کنید با بنگاه اقتصادی ایران ، مهم نیست که از چه مدلی داره استفاده میکنه مهمه اینه که نتیجه اش مطلو بیت جامعه رو برآورده نمیکنه. از یکی شنیدم که اوایل انقلاب خبرنگار مصری بنام حسن الهیکل با همه سران انقلاب مصاحبه کرده بود و یه مقاله ای هم منتشر کرد که آقایان ایده های خیلی خوبی دارند و نیت های جالبی و راجع به خیلی از موارد نیز فکرهای قشنگی دارند اما از یک چیز غافلند و راجع به آن ایده و فکر خاصی ندارند آنهم اقتصاد است . بنظر میرسد هنوز سردرگمی برای انتخاب مدل اقتصادی گریبان ما را رها نکرده. بنظر من که اقتصاد نخوانده ام مدل اقتصادی در یک جامعه مثل رهبر ارکستر میماند که میتواند کلیه سازو کارها را در یک شکل هارمونیک و البته مطلوب رهبری نماید در غیر اینصورت هر کس برای خودش و گوش خودش مینوازد و آن میشود که امروز با آن مواجهیم. البته به نظر میرسد که اقتصاددانان داخلی هم سر هیچ مدلی متفق القول نمی شوند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s