مهرنامه 18

شماره جدید مهرنامه درآمده است و بخش اقتصادی «پشت دیوار سرمایه داری»  نام دارد با یادداشتها و مصاحبه های از دوستان و پیشکسوتان:  محمد طبيبيان، جواد صالحي اصفهاني، هادي صالحي اصفهاني، هايده صالحي اصفهاني، حجت قندي، هوشنگ امير احمدي، رضا حمزه اي، كامران دادخواه و  حامد قدوسي . مصاحبه من درباره جنبش وال استریت را می توانید در شماره 11 ببینید. بنظر من این کار مهرنامه خیلی جالب است چون تصویری ورای کلیشه های رسمی و ذهنی موجود در ایران ارائه می کند. نکته خوب دیگر هم صحبت با اساتیدیست که حداقل درکی از دلایل بحران دارند و در ضمن دینامیک جامعه آمریکا را می فهمند و می توانند به دقت درباره آن صحبت کنند.  جامعه ما درباره آمریکا اطلاعات درستی ندارد و فیلمهای هالیوود و برنامه های ماهواره معمولا درباره آمریکای واقعی نیستند. این بخش خواندنی را حتما بخوانید.

وقتی افزایش بیکاری خوش یمن است

هفته پیش دفتر آمار نیروی کار آمریکا (Bureau of Labor Statistics) آخرین آمار اشتغال و بیکاری را اعلام کرد. بنا به گزارش این دفتر در ماه آوریل اقتصاد آمریکا موفق به ایجاد 244000 شغل جدید شده است. این سومین ماهیست که اقتصاد آمریکا موفق شده است بیش از دویست هزار موقعیت شغلی جدید داشته باشد، که در دوره بعد از بحران مالی سال 2008 بیسابقه بوده است. افزایش اشتغال گواه این است که بنگاههای اقتصادی در حال استخدام هستند. و این خبر خوبیست. با این حال بنا به گزارش همین مرکز نرخ بیکاری در ایالات متحده آمریکا افزایش پیدا کرده است و به نه درصد رسیده است.

از نظر بسیاری این یک تناقض است. اما حتی این افزایش بیکاری می تواند خبر خوبی باشد. پس از هر بحران اقتصادی افراد بسیاری کار خود را از دست می دهند و ممکن است برای مدت زمان طولانی بیکار بمانند. این افراد بدلیل شرایط اقتصادی از یافتن کار نومید می شوند و به همین خاطر بدنبال کار نیستند (Discouraged Workers› Effect). همانطور که در پستهای قبلی هم گفتم شد، نرخ بیکاری معمولا نسبت افراد بیکار ولی در جستجوی کار به کل نیروی کار است. نیروی شامل شاغلین و کسانیست که بدنبال اشتغال هستند.  در نتیجه افزایش نرخ بیکاری در حالیکه در سه ماه گذشته بیش از ششصد هزار شغل ایجاد شده است می تواند نشانه افزایش مشارکت در بازار کار باشد. کسانیکه از پیدا کردن کار نومید شده بودند حالا با توجه به بهبود وضعیت اقتصادی وارد بازار کار شده اند و در جستجوی اشتغال هستند.

بنا به این گزارش تعداد بیکاران نومید از یافتن کار در ماه آوریل 989000 نفر بوده است که نسبت به ماه آوریل سال گذشته 208000 نفر کاهش پیدا کرده است. همچنین سهم کسانیکه برای بیست و هفت هفته یا بیشتر بیکار بوده اند در جمعیت بیکاران کاهش پیدا کرده است. در نتیجه می شود نتیجه گرفت که حداقل و بعد از ماهها انتظار بازار کار بهتر شده است، البته بطور نسبی. با توجه به نزدیک شدن زمان آغاز رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ادامه این روند به نفع دولت باراک اوباماست. نکته جالب اینجاست که  همه می دانند یا فکر می کنند که محور اصلی رقابت  انتخابات بعدی  اقتصاد آمریکا خواهد بود.

آمريكا بر سر دو راهي

در هفته های گذشته برای تقویت رشد اقتصادی ایالات متحده موسسه فدرال رزرو این کشور اعلام کرد که ۶۰۰ میلیارد دلار اوراق قرضه خزانه داری این کشور را خریداری خواهد کرد. سرعت خرید این اوراق قرضه ۷۵ میلیارد دلار در ماه در نظر گرفته شده است و در صورت نیاز بازار و تغییر متغیرهای اقتصادی سرعت این مبادله تنظیم خواهد شد. بسیاری این مبادله اوراق قرضه با پول نقد را معادل تزریق نقدینگی به بازار می دانند که هدف واقعی آن کاهش ارزش دلار در بازارهای بین المللی است. دولت آمریکا می کوشد تا تراز منفی تجاری خود را مثبت کند و صادرات کالاهای آمریکایی را برای تولیدکنندگان بومی به صرفه نماید.

دلیل رسمی فدرال رزرو در اجرای این سیاست افزایش نرخ رشد اقتصادیست. سیاستهای پولی فدرال رزرو باعث رهایی اقتصاد آمریکا از رکود شد ولی اقتصاد این کشور با نرخی آهسته تر از نرح دلخواه سیاستگذاران و جامعه اقتصادی آمریکا در حال رشد است. افزایش نرخ بیکاری و مدت زمان عدم اشتغال دلیل دیگر اجرای این سیاست اعلام شده است. میلیونها نفر   از شهروندان آمریکایی در خطر از دست دادن مشاغل خود برای سالیان متمادی هستند. فدرال رزرو نمی تواند بیکار بنشیند.

اما این سیاست و کاهش ارزش دلار در بازارهای جهانی منتقدان بسیاری هم در کشور آمریکا و هم در جامعه جهانی دارد. جمهوریخواهان هشدار می دهند که این اقدام می تواند  باعث ایجاد تورم و افزایش قیمتها در بازارهای داخلی آمریکا بشود. اما جامعه جهانی نگران تورم در آمریکا نیست. کشورهایی مانند برزیل و چین با نگرانی به تحولات اقتصادی می نگرند که اصلیترین بازار برای صادرات محصولاتشان است.

 طی سالیان گذشته صادرات به بازارهای آمریکای شمالی موتور اصلی توسعه اقتصادی کشورهای بسیاری از جمله چین بوده است.  ارزان بودن قیمت کالاهای تولیدی این کشورها باعث شد تا صادرکنندگان این کشورها سهم عمده ای در بازار کالاهای مصرفی آمریکا بدست بیاورند. صنایع و تولیدکنندگان مجلی که توانایی رقابت را با واردات انبوه کالاهای ارزان قیمت را نداشتند یا به شرق آسیا مهاجرت کردند و یا بنگاههای خود را تعطیل کردند. برای حفظ این سهم بسیاری از این کشورها کوشیدند تا با پایین نگه داشت ارزش پول ملی خود توان رقابت را از تولید کنندگان آمریکایی سلب کنند. امریکه در شرایط عادی اقتصادی جهانی شکایت تولیدکنندگان آمریکا و سکوت سیاستمداران بازارگرایش را بدنبال داشت.  اما امروز اولویت اصلی اقتصاد آمریکا ایجاد اشتغال و احیای رشد اقتصادی است. این کشور دیگر نمی تواند واردکننده اصلی کالا باشد و خود نیازمند توسعه صادراتش است. امری که به مذاق هیج صادرکننده دیگری خوش نیامده است.

در نتیجه دولت آمریکا بر سر یک دوراهیست یا نرخهای مبادله ارز فعلی را بپذیرد که وارداتش را ارزان و صادرانش را گران می کند و یا بکوشد از طریق سیاستهای پولی فدرال رزرو نقدینگی فراوان و ارزان قیمتی را به بازار تزریق کند. بنظر می رسد دولت آمریکا راه حل دوم را علیرغم مخالفتهای شرکای تجاریش پذیرفته است و در پاسخ به انتقادات یادآوری می کند که ادامه رشد آهسته اقتصادی آمریکا به معنای توقف رشد اقتصادی این کشورهاست..

این یادداشت را در دنیای اقتصاد می توانید بخوانید : http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=233475

سرمقاله خوب حجت را هم می توانید بخوانید: http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=233476

نان و ویرانه

در خبرها آمده بود که آب انباری دویست ساله در اراک  تخریب شده است. کسی ابراز تاسف کرده بود: » نسلهای آینده به وجود آثار تاریخی برای شناخت هویت خود نیازمند هستند.» دوستی که خبر را خوانده بود می گفت نسلهای آینده اول به یک شکم سیر احتیاج دارند. هویت تاریخی را می شود به آنها یاد داد. استدلال بدی نیست اصلا و دلیلیست که خیلیهایمان می آوریم تا درختی بکنیم، جنگلی را پاک کنیم و بنایی را ویران کنیم تا لقمه نانی به دست آوریم و بتوانیم همراه با حسرت درختان قطع شده و ویرانه هایمان، آنرا بخوریم.

پشت این استدلال هم این تفکر است که میراث و آب انبار، خانه قدیمی و ارک و عمارت همه و همه مزاحم پروژه ها و ساخت و سازهایمان و نان درآوردنمان هستند. خدا رحم کرد پرسپولیس بیرون شیراز است، اگر تجریش بود که ما نوادگان کوروش تا بحال سیصد بار کوبیده بودیمش تا جایش برج بسازیم. کلا کوروش شخصیت بزرگی بوده است ولی نان مهمتر است.

ولی بهتر نیست از خودمان بپرسیم: شاید دلیل دیگرش این باشد که نمی دانیم چطور از این میراث پول دربیاوریم. در واقع فراموش کرده ایم که  هویت و میراث یک فایده دیگر هم دارد و آن تقاضا برای دیدنش است، برای لذت بردن از آن و تجدید خاطره زندگیهایی که این هویت را ساخته اند. در جهان کم نیستند کشورهایی که نان ویرانه هایشان را می خورند؛ ایتالیا، ترکیه، یونان و …. چگونه است که همین آب انبارها و بناهایی به مراتب ساده تر می تواند شکم صدها و هزاران نفر را در جاهای دیگر سیر کند ولی در کشور ما مزاحم است؟

یکی از نمونه های موفق استفاده از هویت فرهنگی در جهت کسب درآمد شهر ساوانا در ایالت جورجیا آمریکاست. این شهر بندری که در 1733 تاسیس شده است زمانی یکی از فعالترین بنادر جنوب شرقی آمریکا بود. اما در قرن بیستم با کاهش فعالیتهای اقتصادی در جنوب شرقی آمریکا از درآمد این بندر کاسته شد. اما در 1978  دانشگاه هنر ساوانا یا Savannah College of Arts and Design (SCAD) آغاز به کار کرد. این دانشگاه با مشارکت با شهرداری ساوانا شروع به خرید و بازسازی ساختمانهای قدیمی و آثار معماری شهر کرد. در اولین پروژه SCAD سربازخانه قدیمی ساوانا را مرمت و بازسازی کرد و آنرا به مرکز دانشجویی و موزه هنر دانشگاه تبدیل کرد. موفقیت این مدرسه در اجرای این پروژه ها و آموزش عملی باعث شده است تا ساوانا یکی از جذابترین مراکز جهانگردی در آمریکا باشد. تنها در سال 2006 6.85 میلیون نفر از این شهر دیدن کردند. درآمد شهر ساوانا از این افراد به 2 میلیارد دلار می رسد. برای شکم سیر کردن کم پولی نیست، نه؟  باور کنیم هویتمان هم می تواند درآمدزا باشد.

پایان رکود اقتصادی آمریکا فرارسیده است؟

پس از ماههای پر از اضطراب و شک و نگراني گزارش سه ماهه چهارم سال 2009 باعث شده است تا بسیاری با امیدواری از بپرسند که آیا رکود اقتصاد آمریکا به پایان رسیده است.  طبق گزارش فصلی منتشر شده تولید ناخالص داخلی جی دی پی اقتصاد آمریکا در سه ماهه آخر سال 2009 نرخ رشدی برابر 5.7 درصد داشته است. و به این ترتیب پس از رشد 2.2 درصدی در سه ماهه سوم سال 2009 برای دومین فصل متوالی اقتصاد آمریکا به  رشد خود  ادامه داده است. همچنين برای اولين بار از آغاز بحران اخیر سرمايه گذاری شرکتهاي آمریکا افزایش پیدا کرده است. بویژه سرمایه گذاری آنها در تجهیزات و توسعه نرم افزاری 13.3 درصد افزایش یافته است.

با وجود امیدبخش بودن این اعداد و ارقام بسیاری با بد بینی به آنها می نگرند. دلیل اول ايشان مقدماتی بودن این تخمین است. نرخ رشد مذکور می تواند با واقعی شدن اطلاعات وارقام تغيير کندو کاهش یابد. تخمين اوليه نرخ رشد اقتصادي ایالات متحده در سه ماهه سوم سال 2009  3.5 درصد بود که تخمینهاي بعدی آنرا به 2.2 رساند. ایشان همچنین بر اين باورند  که افزایش تولید ناخالص داخلی این کشور در نتيجه اثر انبارداريست. ایشان اشاره می کنند که بسیاری از شرکتها در سه ماهه چهارم سال 2009 مقادیر زیادی از کالاها و قطعات را سفارش داده اند تا موجودی انبارهایشان را افزایش دهند و بتوانند به مشتریان خود خدمات ارائه کنند.

در کنار این نگرانیها این نکته را بايد در نظر داشت که مخارج مصرف کنندگان در سه ماهه چهارمسال 2009 تنها 2 درصد افزایش یاقته است در حاليکه در سه ماهه سوم در نتیجه برنامه تشویقی دولت آمريکا براي جایگزینی خودروهای فرسوده 2.8 درصد افزايش نشان داده بود. در نتيجه اين اعداد و ارقام رونق بازار کار دور از انتظار است و به نظر می رسد نرخ بیکاری که متوسط ملی آن ده درصد است کاهش پیدا نخواهد کرد.

با اينحال نمي توان انکار کرد که رشد پيوسته در نیمه دوم سال 2009 خبر خوبیست. کریستینا رومر اقتصاددان برجسته آمریکایی و مشاور اقتصادی دولت این کشور اذعان می کند که نرخ رشد بالای سه ماهه چهارم در نتیجه اثر انبارداريست. با اینحال آنرا بخشی از فرآیند بهبود اقتصادي کشور می داند. و آنرا نشان اطمينان شرکتها به آینده بازار می شمارد. شرکتهایی که امیدی به آینده ندارند کالا و قطعات نمي خرند. نکته اميدبخش آخر تاثیر این رشد پیوسته بر مصرف کنندگان است. شاخص اعتماد مصرف کنندگان به آينده طي ماههای گذشته تغيیری نکرده است. چنانچه رشد پیوسته اقتصاد آمریکا بتواند دورنمای جدیدي از آینده برای خانوارهای آمریکایی ترسیم کند، آنگاه تغيیر رفتار ایشان می توان پایدار بودن رشد اقتصادی اين کشور را تضمین کند و به دوران رکود اقتصادی پایان دهد.

نه دوره رکود اقتصادی هنوز به پایان نرسیده است وليکن شاید اين آغاز پايان آن باشد.

پ.ن.1. این یادداشت در روزنامه کلیتون نیوز دیلی منتشر شده است.

بازار کار این روزهای آمریکا

بنظر می رسد که یک موج بیکاری در ایالات متحده در راه است. Yahoo، پپسی و چند شرکت دیگر در حال تعدیل نیرو هستند. بنا به گزارش سازمان کنفرانس بورد تقاضای برای نیروی کار در سایتهای اینترنتی 216،000 نفر کاهش یافته است.  در این میان کارگران شرکت بوئینگ اعتصاب کردند و توانستند از مدیریت قول افزایش دستمزد و ثابت ماندن هزینه های بیمه را بگیرند!

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 57 مشترک دیگر بپیوندید