سوپرسه شنبه

امروز در مرحله مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا روز سوپر سه شنبه بود. در چندین ایالت بطور همزمان رای دهندگان به پای صندوقهای رای رفتند تا از میان نامزدهای نمایندگی حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری یکی را انتخاب کنند. میت رامنی فرماندار سابق ماساچوست و نامزد اصلی تا الان در سه ایالت ویرجینیا، ماساچوست و ورمونت نفر اول بوده است. سنتوروم نامزد جناح محافظه کار حزب جمهوریخواه در داکوتای شمالی،  اوکلاهما و تنسی پیروز شده است. رییس سابق کنگره نویت گینگریچ در جورجیا، ایالت زادگاهش با فاصله زیادی برنده شده است. شمارش آرا در ایالت مهم اوهایو هنوز ادامه دارد و هر سه کاندیدا دلایل خوبی دارند که به مبارزه انتخابی ادامه بدهند.

در این مبارزه انتخاباتی نکته جالب بهره برداری تبلیغاتی گینگریچ از سیر صعودی افزایش قیمت نفت و بنزین در بازارهای آمریکا بود. در حالیکه در آتلانتا بنزین به گالنی چهار دلار نزدیک می شود، گینگریچ وعده داده است که با برداشتن محدودیت حفاری برای نفت در فلات قاره ایالات متحده و دادن مجوز به خط لوله کانادا – هیوستون قیمت بنزین را به گالنی دو تا دو و نیم دلار خواهد رساند. در ایالتی که نرخ بیکاری از متوسط ملی بالاتر است و همه برای تردد به وسایل نقلیه شخصی وابسته هستند این وعده انتخاباتی مناسبی بود. البته گینگریچ هوشمندانه به این اشاره نمی کند که اگر این محدودیتها الان لغو شوند نفت مورد نظر تا چند سال دیگر به بازارها نخواهد رسید.

امسال همه نامزدها با استفاده سوپر پکها یا گروه شرکتها و شهروندان حامیشان منابع مالی بیشتری برای تبلیغات  و حمله به یکدیگر دارند. جنبه مثبت این است که یک کاندیدا می تواند برای مدت زمان بیشتری به مبارزه انتخاباتی ادامه بدهد ولی در نتیجه طولانی تر شدن مبارزه نامزدهای جمهوریخواه می توانند آنقدر همدیگر را تخریب کنند که  در عمل به پیروزی حزب رقیب کمک کرده باشند.

مهرنامه 18

شماره جدید مهرنامه درآمده است و بخش اقتصادی «پشت دیوار سرمایه داری»  نام دارد با یادداشتها و مصاحبه های از دوستان و پیشکسوتان:  محمد طبيبيان، جواد صالحي اصفهاني، هادي صالحي اصفهاني، هايده صالحي اصفهاني، حجت قندي، هوشنگ امير احمدي، رضا حمزه اي، كامران دادخواه و  حامد قدوسي . مصاحبه من درباره جنبش وال استریت را می توانید در شماره 11 ببینید. بنظر من این کار مهرنامه خیلی جالب است چون تصویری ورای کلیشه های رسمی و ذهنی موجود در ایران ارائه می کند. نکته خوب دیگر هم صحبت با اساتیدیست که حداقل درکی از دلایل بحران دارند و در ضمن دینامیک جامعه آمریکا را می فهمند و می توانند به دقت درباره آن صحبت کنند.  جامعه ما درباره آمریکا اطلاعات درستی ندارد و فیلمهای هالیوود و برنامه های ماهواره معمولا درباره آمریکای واقعی نیستند. این بخش خواندنی را حتما بخوانید.

وقتی افزایش بیکاری خوش یمن است

هفته پیش دفتر آمار نیروی کار آمریکا (Bureau of Labor Statistics) آخرین آمار اشتغال و بیکاری را اعلام کرد. بنا به گزارش این دفتر در ماه آوریل اقتصاد آمریکا موفق به ایجاد 244000 شغل جدید شده است. این سومین ماهیست که اقتصاد آمریکا موفق شده است بیش از دویست هزار موقعیت شغلی جدید داشته باشد، که در دوره بعد از بحران مالی سال 2008 بیسابقه بوده است. افزایش اشتغال گواه این است که بنگاههای اقتصادی در حال استخدام هستند. و این خبر خوبیست. با این حال بنا به گزارش همین مرکز نرخ بیکاری در ایالات متحده آمریکا افزایش پیدا کرده است و به نه درصد رسیده است.

از نظر بسیاری این یک تناقض است. اما حتی این افزایش بیکاری می تواند خبر خوبی باشد. پس از هر بحران اقتصادی افراد بسیاری کار خود را از دست می دهند و ممکن است برای مدت زمان طولانی بیکار بمانند. این افراد بدلیل شرایط اقتصادی از یافتن کار نومید می شوند و به همین خاطر بدنبال کار نیستند (Discouraged Workers› Effect). همانطور که در پستهای قبلی هم گفتم شد، نرخ بیکاری معمولا نسبت افراد بیکار ولی در جستجوی کار به کل نیروی کار است. نیروی شامل شاغلین و کسانیست که بدنبال اشتغال هستند.  در نتیجه افزایش نرخ بیکاری در حالیکه در سه ماه گذشته بیش از ششصد هزار شغل ایجاد شده است می تواند نشانه افزایش مشارکت در بازار کار باشد. کسانیکه از پیدا کردن کار نومید شده بودند حالا با توجه به بهبود وضعیت اقتصادی وارد بازار کار شده اند و در جستجوی اشتغال هستند.

بنا به این گزارش تعداد بیکاران نومید از یافتن کار در ماه آوریل 989000 نفر بوده است که نسبت به ماه آوریل سال گذشته 208000 نفر کاهش پیدا کرده است. همچنین سهم کسانیکه برای بیست و هفت هفته یا بیشتر بیکار بوده اند در جمعیت بیکاران کاهش پیدا کرده است. در نتیجه می شود نتیجه گرفت که حداقل و بعد از ماهها انتظار بازار کار بهتر شده است، البته بطور نسبی. با توجه به نزدیک شدن زمان آغاز رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ادامه این روند به نفع دولت باراک اوباماست. نکته جالب اینجاست که  همه می دانند یا فکر می کنند که محور اصلی رقابت  انتخابات بعدی  اقتصاد آمریکا خواهد بود.

آمريكا بر سر دو راهي

در هفته های گذشته برای تقویت رشد اقتصادی ایالات متحده موسسه فدرال رزرو این کشور اعلام کرد که ۶۰۰ میلیارد دلار اوراق قرضه خزانه داری این کشور را خریداری خواهد کرد. سرعت خرید این اوراق قرضه ۷۵ میلیارد دلار در ماه در نظر گرفته شده است و در صورت نیاز بازار و تغییر متغیرهای اقتصادی سرعت این مبادله تنظیم خواهد شد. بسیاری این مبادله اوراق قرضه با پول نقد را معادل تزریق نقدینگی به بازار می دانند که هدف واقعی آن کاهش ارزش دلار در بازارهای بین المللی است. دولت آمریکا می کوشد تا تراز منفی تجاری خود را مثبت کند و صادرات کالاهای آمریکایی را برای تولیدکنندگان بومی به صرفه نماید.

دلیل رسمی فدرال رزرو در اجرای این سیاست افزایش نرخ رشد اقتصادیست. سیاستهای پولی فدرال رزرو باعث رهایی اقتصاد آمریکا از رکود شد ولی اقتصاد این کشور با نرخی آهسته تر از نرح دلخواه سیاستگذاران و جامعه اقتصادی آمریکا در حال رشد است. افزایش نرخ بیکاری و مدت زمان عدم اشتغال دلیل دیگر اجرای این سیاست اعلام شده است. میلیونها نفر   از شهروندان آمریکایی در خطر از دست دادن مشاغل خود برای سالیان متمادی هستند. فدرال رزرو نمی تواند بیکار بنشیند.

اما این سیاست و کاهش ارزش دلار در بازارهای جهانی منتقدان بسیاری هم در کشور آمریکا و هم در جامعه جهانی دارد. جمهوریخواهان هشدار می دهند که این اقدام می تواند  باعث ایجاد تورم و افزایش قیمتها در بازارهای داخلی آمریکا بشود. اما جامعه جهانی نگران تورم در آمریکا نیست. کشورهایی مانند برزیل و چین با نگرانی به تحولات اقتصادی می نگرند که اصلیترین بازار برای صادرات محصولاتشان است.

 طی سالیان گذشته صادرات به بازارهای آمریکای شمالی موتور اصلی توسعه اقتصادی کشورهای بسیاری از جمله چین بوده است.  ارزان بودن قیمت کالاهای تولیدی این کشورها باعث شد تا صادرکنندگان این کشورها سهم عمده ای در بازار کالاهای مصرفی آمریکا بدست بیاورند. صنایع و تولیدکنندگان مجلی که توانایی رقابت را با واردات انبوه کالاهای ارزان قیمت را نداشتند یا به شرق آسیا مهاجرت کردند و یا بنگاههای خود را تعطیل کردند. برای حفظ این سهم بسیاری از این کشورها کوشیدند تا با پایین نگه داشت ارزش پول ملی خود توان رقابت را از تولید کنندگان آمریکایی سلب کنند. امریکه در شرایط عادی اقتصادی جهانی شکایت تولیدکنندگان آمریکا و سکوت سیاستمداران بازارگرایش را بدنبال داشت.  اما امروز اولویت اصلی اقتصاد آمریکا ایجاد اشتغال و احیای رشد اقتصادی است. این کشور دیگر نمی تواند واردکننده اصلی کالا باشد و خود نیازمند توسعه صادراتش است. امری که به مذاق هیج صادرکننده دیگری خوش نیامده است.

در نتیجه دولت آمریکا بر سر یک دوراهیست یا نرخهای مبادله ارز فعلی را بپذیرد که وارداتش را ارزان و صادرانش را گران می کند و یا بکوشد از طریق سیاستهای پولی فدرال رزرو نقدینگی فراوان و ارزان قیمتی را به بازار تزریق کند. بنظر می رسد دولت آمریکا راه حل دوم را علیرغم مخالفتهای شرکای تجاریش پذیرفته است و در پاسخ به انتقادات یادآوری می کند که ادامه رشد آهسته اقتصادی آمریکا به معنای توقف رشد اقتصادی این کشورهاست..

این یادداشت را در دنیای اقتصاد می توانید بخوانید : http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=233475

سرمقاله خوب حجت را هم می توانید بخوانید: http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=233476

نان و ویرانه

در خبرها آمده بود که آب انباری دویست ساله در اراک  تخریب شده است. کسی ابراز تاسف کرده بود: » نسلهای آینده به وجود آثار تاریخی برای شناخت هویت خود نیازمند هستند.» دوستی که خبر را خوانده بود می گفت نسلهای آینده اول به یک شکم سیر احتیاج دارند. هویت تاریخی را می شود به آنها یاد داد. استدلال بدی نیست اصلا و دلیلیست که خیلیهایمان می آوریم تا درختی بکنیم، جنگلی را پاک کنیم و بنایی را ویران کنیم تا لقمه نانی به دست آوریم و بتوانیم همراه با حسرت درختان قطع شده و ویرانه هایمان، آنرا بخوریم.

پشت این استدلال هم این تفکر است که میراث و آب انبار، خانه قدیمی و ارک و عمارت همه و همه مزاحم پروژه ها و ساخت و سازهایمان و نان درآوردنمان هستند. خدا رحم کرد پرسپولیس بیرون شیراز است، اگر تجریش بود که ما نوادگان کوروش تا بحال سیصد بار کوبیده بودیمش تا جایش برج بسازیم. کلا کوروش شخصیت بزرگی بوده است ولی نان مهمتر است.

ولی بهتر نیست از خودمان بپرسیم: شاید دلیل دیگرش این باشد که نمی دانیم چطور از این میراث پول دربیاوریم. در واقع فراموش کرده ایم که  هویت و میراث یک فایده دیگر هم دارد و آن تقاضا برای دیدنش است، برای لذت بردن از آن و تجدید خاطره زندگیهایی که این هویت را ساخته اند. در جهان کم نیستند کشورهایی که نان ویرانه هایشان را می خورند؛ ایتالیا، ترکیه، یونان و …. چگونه است که همین آب انبارها و بناهایی به مراتب ساده تر می تواند شکم صدها و هزاران نفر را در جاهای دیگر سیر کند ولی در کشور ما مزاحم است؟

یکی از نمونه های موفق استفاده از هویت فرهنگی در جهت کسب درآمد شهر ساوانا در ایالت جورجیا آمریکاست. این شهر بندری که در 1733 تاسیس شده است زمانی یکی از فعالترین بنادر جنوب شرقی آمریکا بود. اما در قرن بیستم با کاهش فعالیتهای اقتصادی در جنوب شرقی آمریکا از درآمد این بندر کاسته شد. اما در 1978  دانشگاه هنر ساوانا یا Savannah College of Arts and Design (SCAD) آغاز به کار کرد. این دانشگاه با مشارکت با شهرداری ساوانا شروع به خرید و بازسازی ساختمانهای قدیمی و آثار معماری شهر کرد. در اولین پروژه SCAD سربازخانه قدیمی ساوانا را مرمت و بازسازی کرد و آنرا به مرکز دانشجویی و موزه هنر دانشگاه تبدیل کرد. موفقیت این مدرسه در اجرای این پروژه ها و آموزش عملی باعث شده است تا ساوانا یکی از جذابترین مراکز جهانگردی در آمریکا باشد. تنها در سال 2006 6.85 میلیون نفر از این شهر دیدن کردند. درآمد شهر ساوانا از این افراد به 2 میلیارد دلار می رسد. برای شکم سیر کردن کم پولی نیست، نه؟  باور کنیم هویتمان هم می تواند درآمدزا باشد.

پایان رکود اقتصادی آمریکا فرارسیده است؟

پس از ماههای پر از اضطراب و شک و نگراني گزارش سه ماهه چهارم سال 2009 باعث شده است تا بسیاری با امیدواری از بپرسند که آیا رکود اقتصاد آمریکا به پایان رسیده است.  طبق گزارش فصلی منتشر شده تولید ناخالص داخلی جی دی پی اقتصاد آمریکا در سه ماهه آخر سال 2009 نرخ رشدی برابر 5.7 درصد داشته است. و به این ترتیب پس از رشد 2.2 درصدی در سه ماهه سوم سال 2009 برای دومین فصل متوالی اقتصاد آمریکا به  رشد خود  ادامه داده است. همچنين برای اولين بار از آغاز بحران اخیر سرمايه گذاری شرکتهاي آمریکا افزایش پیدا کرده است. بویژه سرمایه گذاری آنها در تجهیزات و توسعه نرم افزاری 13.3 درصد افزایش یافته است.

با وجود امیدبخش بودن این اعداد و ارقام بسیاری با بد بینی به آنها می نگرند. دلیل اول ايشان مقدماتی بودن این تخمین است. نرخ رشد مذکور می تواند با واقعی شدن اطلاعات وارقام تغيير کندو کاهش یابد. تخمين اوليه نرخ رشد اقتصادي ایالات متحده در سه ماهه سوم سال 2009  3.5 درصد بود که تخمینهاي بعدی آنرا به 2.2 رساند. ایشان همچنین بر اين باورند  که افزایش تولید ناخالص داخلی این کشور در نتيجه اثر انبارداريست. ایشان اشاره می کنند که بسیاری از شرکتها در سه ماهه چهارم سال 2009 مقادیر زیادی از کالاها و قطعات را سفارش داده اند تا موجودی انبارهایشان را افزایش دهند و بتوانند به مشتریان خود خدمات ارائه کنند.

در کنار این نگرانیها این نکته را بايد در نظر داشت که مخارج مصرف کنندگان در سه ماهه چهارمسال 2009 تنها 2 درصد افزایش یاقته است در حاليکه در سه ماهه سوم در نتیجه برنامه تشویقی دولت آمريکا براي جایگزینی خودروهای فرسوده 2.8 درصد افزايش نشان داده بود. در نتيجه اين اعداد و ارقام رونق بازار کار دور از انتظار است و به نظر می رسد نرخ بیکاری که متوسط ملی آن ده درصد است کاهش پیدا نخواهد کرد.

با اينحال نمي توان انکار کرد که رشد پيوسته در نیمه دوم سال 2009 خبر خوبیست. کریستینا رومر اقتصاددان برجسته آمریکایی و مشاور اقتصادی دولت این کشور اذعان می کند که نرخ رشد بالای سه ماهه چهارم در نتیجه اثر انبارداريست. با اینحال آنرا بخشی از فرآیند بهبود اقتصادي کشور می داند. و آنرا نشان اطمينان شرکتها به آینده بازار می شمارد. شرکتهایی که امیدی به آینده ندارند کالا و قطعات نمي خرند. نکته اميدبخش آخر تاثیر این رشد پیوسته بر مصرف کنندگان است. شاخص اعتماد مصرف کنندگان به آينده طي ماههای گذشته تغيیری نکرده است. چنانچه رشد پیوسته اقتصاد آمریکا بتواند دورنمای جدیدي از آینده برای خانوارهای آمریکایی ترسیم کند، آنگاه تغيیر رفتار ایشان می توان پایدار بودن رشد اقتصادی اين کشور را تضمین کند و به دوران رکود اقتصادی پایان دهد.

نه دوره رکود اقتصادی هنوز به پایان نرسیده است وليکن شاید اين آغاز پايان آن باشد.

پ.ن.1. این یادداشت در روزنامه کلیتون نیوز دیلی منتشر شده است.

چه کسی مقصر است؟

دوشنبه این هفته برف شدیدی در شمال شرقی آمریکا بارید. ظریفی گفت:‌ به علت برف  شدید یک میلیون نفر در خانه هایشان گیر کرده اند چون پارو برف روبی نخریده بودند. دولت اوباما تصمیم گرفت تا با اختصاص ۱.۷ تریلیون دلار به ایشان کمک کند. دوستی با نقل این لطیفه ادامه داد دولت اوباما تصمیم به نجات کسانی گرفته است که با حرص و آز بیشتر از توان بازپرداخت خود خانه خریده اند و  کسانیکه در محاسبات خود اشتباه کرده اند. و این صحیح نیست.

شکی نیست که در هفته های گذشته رسانه ها به دو دسته تقسیم شده اند:‌ گروهی که خریداران خانه و دریافت کنندگان وام را مقصر می دانند. این گروه از رسانه ها بر این باورند که طمع این گروه باعث شده است تا بانکها وامهایی را اعطا کنند که اکنون ارزشگذاری آنها ممکن نیست. از نظر این گروه از رسانه ها این خریداران مسبب حوادث اخیر هستند.  در نتیجه تنها می توان خشم ایشان را از شنیدن خبر کمک دولت اوباما به خریداران خانه که از بازپرداخت وامهایشان بازمانده اند تصور کرد. بنظر ایشان دولت دارد به کسانی کمک می کند که با دریافت وام بیشتر خواسته اند خانه مجللتری تهیه کنند.  این رسانه ها در حال خلق یک کلیشه فراگیر برای این دسته از خریداران هستند.

اما گروه دیگر رسانه ها بانکها و بنگاههای سرمایه گذاری و اعطای وام مسکن را مقصر می دانند.  ایشان بر این باورند که این بنگاهها با اعمال سیاستهای غلط ریسک سرمایه گذاری در بخش مسکن را کمتر از آنچه که بوده است جلوه داده اند. این گروه از رسانه ها بر این باورند که بانکها از فرصت سرمایه گذاری در بخش مسکن سوءاستفاده کرده اند و بدون احساس مسوولیت به متقاضیان بیشتر از حد مجاز وام پرداخته اند و حتی به متقاضیان فاقد شرایط وام پرداخته اند. این گروه از رسانه ها یادآور می شوند که بانکها و بنگاهها قرار است اطلاعات بمراتب بیشتری از مصرف کنندگان ساده دل داشته باشند ولی سودجویی مدیران این شرکتها و بیباکی ایشان در پذیرش ریسک بیش از اندازه باعث متضرر شدن سهامدارانشان و ایجاد حباب مسکن شده است. این گروه از رسانه های یادآور می شوند که بانکها و بنگاههای مذکور در حالی از کمک دولت به دریافت کنندگان وام مسکن شکایت می کنند که خود متقاضی کمک دولت هستند .

واقعیت اینجاست که هر گروه بخشی از واقعیت را بیان می کنند و نه همه آنرا.  و در بیان آن هم بیشتر به تعمیم و ارائه نظریه هایی می پردازند که درستی آنها هنوز ثابت نشده اند.  درست است که گروهی از متقاضیان مسکن با این باور وام خانه دریافت کردند که پس از مدتی بهای خانه خریداری شده افزایش خواهد یافت  و حتی برخی بیش از توان بازپرداخت خود وام دریافت کرده اند. با این حال نباید این نکته را از نظر دور داشت که بسیاری از شرکتهای سرمایه گذاری و بانکها هم برای مثبت نشان دادن تراز خود این وامها را اعطا کرده اند. بحث درباره کارایی سیاستهای اتخاذ شده برای مبارزه با این بحران است و نه درستی آنها. در بحران کنونی بیش از یک گروه مقصر است.  و کلیشه سازی رسانه ای کمکی به درک دلایل آن و تحلیل سیاستهای دولت نمی کند…. درضمن پاروی برف روبی یک کالای مصرفی است که مستهلک خواهد شد در حالیکه مسکن همیشه یک سرمایه گذاریست.

یادداشتی درباره سیاستهای اقتصادی اوباما

این یادداشتیست که در شماره آذرماه ماهنامه توسعه و صنعت درباره سیاستهای اقتصادی باراک اوباما نوشته ام:

سیاستها و اندیشه های اقتصادی باراک اوباما

 

 

پیش زمینه

هفته گذشته پس از یکی از طولانی ترین مبارزات انتخاباتی تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده باراک حسین اوباما سناتور ایالت ایلینوی آمریکا به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور این کشور برگزیده شد. گرچه انتخاب اولین آفریقایی تبار به  ریاست جمهوری آمریکا یک واقعه تاریخی به شمار می آید اما برای تصدی یکی از مشکلترین مشاغل دنیا او پیشینه ای چندانی ندارد. سناتور ایالت ایلینوی پیش از رفتن به واشنگتن و عضویت در مجلس سنا  یک استاد  حقوق قانون اساسی دانشگاه شیکاگو، عضو مجلس ایالتی ایلینوی، وکیل و یک فعال اجتماعی بوده است.

 او رئیس جمهور کشوری خواهد بود که در دو کشور درگیر عملیات نظامیست، اقتصاد آن بتازگی از بحرانهای شدید مالی گذشته است و بسیاری بر این باورند که در سال آینده دچار رکود اقتصادی خواهد بود،  سیستم تامین اجتماعی آن در حال ورشکستگیست و دولتش با کسری بودجه هنگفتی دست به گریبان است، تراز تجاری آن با چین منفیست و همچنان مشاغل بخش تولیدش در حال تغییر مکان به کشورهای آسیایی هستند و صنایع خودروسازیش در حال ورشکستگی. او در حالی مصدر امور یکی از کشورهای صنعتی را در دست می گیرد که گرمایش زمین وارد مرحله جدیدی شده است و چالشهای محیط زیستی ناشی از آن بر همگان آشکار گشته است. 

باراک  اوباما همچنین با افزایش انتظارات جهانی مواجه است. آفریقای در حال توسعه با چشم امید به رئیس جمهوری می نگرد که پدرش دیوانسالاری کنیایی بوده است و از او انتظار افزایش کمکهای مالی آمریکا به روند توسعه در این قاره را دارد.   مسائل دو چندان و منابع محدودترشده او را به چالش می طلبند و ناظران می پرسند او با چه اندیشه هایی به سراغ این مشکلات خواهد رفت؟

 

اندیشه ها و سیاستها

گرچه در آخرین هفته های مبارزات انتخاباتی اوباما به سوسیالیست بودن متهم شد، اما او قطعا یک چپگرای اقتصادی نیست. طرحهای اقتصادی او با اعتقاد به نقش دولت به عنوان تنظیم کننده بازار و باور به یک بازار آزاد بین المللی تنظیم شده اند. این به این معنا نیست که او بازار آزاد را متعارف آزادی مطلق شرکتها و یا مضرر برای حل  مسائل محیط زیستی می داند. سبد سیاستهای پیشنهادی او سبد متعادلیست از نقش دولت، بازار آزاد و اهداف گوناگون اقتصادی و محیط زیستی.  در نتیجه سیاستهای پیشنهادی او موضوعات گسترده و متنوعی را در بر می گیرند.

او به مصرف کنندگان آمریکایی اطمینان داده است که با گرفتن مالیات از سودهای هنگفت شرکتهای نفتی از افزایش شدید قیمت نفت به ایشان یک هزار دلار برای پرداخت هزینه های افزایش یافته تحت عنوان کمک بخاطر وضعیت اضطراری انرژی کمک خواهد کرد. او همچنین تائید کرده است که تنها مالیات کسانیکه بیش از دویست و پنجاه هزار دلار در سال درآمد دارند افزایش خواهد یافت. او پیشنهاد اصلاح سیستم بیمه خدمات درمانی را به نفع مصرف کنندگان داده است و همچنین بیست و پنج میلیارد برای کمک به دولتهای ایالاتی و جلوگیری از کاهش بودجه آموزش، بهداشت و افزایش مالیات مسکن اختصاص خواهد داد. او همچنین می خواهد مقرراتی را برای جلوگیری از تکرار بحران مسکن تنظیم و اعمال کند.

در تجارت بین الملل تاکید او بر تجارت آزاد و عادلانه  است. او بر این باور است که برخی دولتهای عضو سازمان تجارت جهانی از طریق پرداخت یارانه و تعرفه های پنهانی از تولیدکنندگان خود حمایت می کنند و روح رقابتی مقررات این سازمان را زیر سوال برده اند. او درصدد است از طریق این سازمان و بازنگری پیمانهای تجارت آزاد آمریکا با سایرکشورها رقابتی بودن بازار بین المللی را تضمین کند تا مشاغل صنعتی آمریکاییان به کشورهای دیگر منتقل نشود. افزایش اشتغال در آمریکا ، که اکنون در بدترین وضعیت از سال 1997 است، یکی از اصلیترین اهداف اوست.

 

بحران اقتصادی

اکنون مبارزات انتخاباتی تمام شده است، اولین مساله در پیشرو بحران اقتصادی و خطر رکود ناشی از آن است. در اولین جلسه مطبوعاتی پس از پیروزی در انتخابات باراک اوباما به خبرنگاران اطمینان داد که او با این بحران و خطرات ناشی از آن مقابله خواهد کرد.  او تائید کرده است که اولویت اول او تصویب طرحی جهت نیرو بخشیدن به اقتصاد و کمک به صنایع خودروسازیست. بسیاری منتظرند تا ببینند که چه کسانی اعضاء اصلی تیم اقتصادی او خواهند بود. درباره وزیر خزانه داری که ناظر اجرای طرح نجات اقتصادی خواهد بود از لاورنس سامرز رئیس دانشگاه هاروارد و وزیر خزانه داری دولت کلینتون و تیموتی گیثنر رئیس بانک فدرال رزرو نیویورک بعنوان کاندیداهای نهایی  نامبرده می شود.  تیم مشاوران اقتصادی اوباما همچنین شامل: رابرت رابین، وزیر اسبق خزانه داری،  پاول ولکر، رئیس سابق فدرال رزرو، اریک اشمیت، رئیس شرکت گوگل، ویلیام دیلی، وزیر سابق تجارت، و ویلیام دونالدسون، رئیس سابق هیات مبادله سهام، است. بنظر مجله اکونومیست، که طرفدار سرسخت بازار آزاد است: «آقای اوباما شاید تجربه چندانی نداشته باشد اما مشتاق یادگیریست.» چنین نظراتی کمک بزرگی به آقای اوباماست، او در چالش در پیشرو بیش از هر چیز می خواهد همگان را مطمئن سازد که برای برون رفت از بحران موجود راه حلهایی وجود دارد که او می تواند آنها را اجرا کند. سوال این است که آیا او خواهد توانست اقتصاد آمریکا را علیرغم تجربه اندکش از بحران برهاند؟

آینده به این پرسش پاسخ خواهد داد. اما ناظران محافظه کار خوشبین هستند. به گفته مجله اکونومیست: «اوباما علیرغم تجربه اندکش دو گروه اصلی سیاست آمریکا ، حزب جمهوریخواه و کلینتونها، را شکست داد. توانست منابع مالی بیشتری جذب کند و هوادران خود را در سازمانی گسترده و منضبط گرد آورد». باورهای اقتصادی اوباما به یک سو او مدیر سیاسی موفقی بوده است. و شاید اقتصاد در حال بحران بیشتر از هر چیز به یک مدیر خوب احتیاج داشته باشد.

بازار کار این روزهای آمریکا

بنظر می رسد که یک موج بیکاری در ایالات متحده در راه است. Yahoo، پپسی و چند شرکت دیگر در حال تعدیل نیرو هستند. بنا به گزارش سازمان کنفرانس بورد تقاضای برای نیروی کار در سایتهای اینترنتی 216،000 نفر کاهش یافته است.  در این میان کارگران شرکت بوئینگ اعتصاب کردند و توانستند از مدیریت قول افزایش دستمزد و ثابت ماندن هزینه های بیمه را بگیرند!

توافق حاصل شد

در نهایت توافق حاصل شد و احتمالا طرح نجات مالی آمریکا تا فردا آنلاین خواهد بود. بنظر می رسد که نظر بسیاری از مدیران مالی و کارشناسان در نهایت پذیرفته شد. افرادی مانند وارن بافت، دومین مرد ثروتمند جهان، به کنگره گفته اند یا طرح نجات را بپذیرد یا شاهد ذوب شدن بازارها و بنگاههای مالی آمریکا باشند. وزرای خرانه داری و تجارت، دبیر هیات مبادله اوراق بهادار و رئیس فدرال رزرو اعضاء هیات نظارت بر طرح نجات هستند. پاولسون وزیر خزانه داری پس از یک هفته برای اولین بار لبخند می زند.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 69 مشترک دیگر بپیوندید