ترمی دیگر و مبانی اقتصاد

یک ترم دیگه شروع شد و من  دوباره  مشغول شدم. این ترم مبانی اقتصاد کلان و اقتصاد خرد درس می دهم. درس دادن مبانی را خیلی دوست دارم. اولین جاییست که بچه ها با تئوری اقتصاد آشنا می شوند و وارد دنیا مجهولات معلوم می شوند.  هر وقت مبانی درس می دهم یک کمی هم یاد دوران موسسه می افتم که دکتر فرجادی و دکتر نیلی به ما مهندسها می خواستند اقتصاد یاد بدهند. مهندسی دنیای خوبی بود: قوانین ثابت، پیشفرضها معین و مدلهای شسته رفته ای داشت. اما در اقتصاد همه روابط در واقع فرضیه هایی هستند که تست آماری شده اند و تنها تا آمار بعدی اعتبار دارند.  بعد از اینکه فصل اول را تمام کردیم با بچه ها بخش اول مستند Freakonomics را دیدیم. این  بخش درباره نامهای متداول در آمریکا و تاثیرش بر زندگی آینده افراد و شانس اشتغال ایشان است. خیلی خوب ساختن یک فرضیه و مراحل تست آنرا نشان می داد. بعلاوه اینکه  درباره نتیجه گیری از این تستها صحبت می کرد.

یک کارگاه آموزشی

امروز اولین جلسه کارگاه «روش شناسی اقتصاد نیروی کار و کاربردهای آن در اقتصاد ایران» را در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.  اين کارگاه آموزشی دو روزه است. امروز دو مقاله کتز و مورفی درباره دستمزد نسبی و  مقاله براون را درباره همسان سازی تفاوتها در بازار کار بررسی کردیم. بعد یکی از مقاله های تازه  درباره نابرابری دستمزدها در ایران ارائه شد که براساس کار کتز و مورفی نوشته شده است. فردا چند کار جدید دیگر را درباره بازار کار ایران مطالعه می کنیم.

 شركت براي عموم دانشجويان و علاقمندان علم اقتصاد آزاد است.

یک دو برابر کردن!

دوبرابر کردن ظرفیت پذیرش دانشجویان دکترا از 5600 نفر به 10000 نفر با وعده آنکه نیازهای مادیش بعدا بررسی خواهد شد و تصمیم لازم گرفته خواهد شد شاهکاری نیست که تحسین برانگیز باشد. از چوب یک شبه نمی توان آدم تراشید. آیا متوجه هستند که چه تعداد اعضای هیات علمیهای دانشگاههای کشور را باید افزایش دهند؟ درباره امکانات پژوهشی چه؟  این افزایش تنها کاهش شدید کیفیت دوره های دکترای داخل کشور را بدنبال خواهد داشت. و کیفیت کار علمی در این دوره را به شدت پایین خواهد آورد.

راستی یک سوال بجای این طرحهای خارق العاده چرا کسی بدنبال اصلاح سیستم اداری مرکزی و تمرکز گرای دانشگاههای کشور نیست که سیستمیست انگیزه کش؟…شاید چون آن کاری خواهد بود سترگ و ودر خور پهلوانان و یک کار واقعی.

برای بچه هایی که عازم هستند

تابستان برای خیلیها فصل وداع با خانه پدری و زادگاه مادریست. بچه ها یا منتظر ویزا هستند یا ویزاهایشان را گرفته اند. امسال چند تایی از بچه هایی را که می روند کمی بیشتر و بهتر می شناسم، بعضیهایشان را در کلاسهایم دیده ام و برخی دیگر را در دانشکده مدیریت و اقتصاد. و چقدر باعث افتخار است که آدم می تواند ببیند ایشان بار سفر بسته اند تا مرحله ای تازه را تجربه کنند. امسال دو نکته درباره بچه هایی که عازم هستند برایم جالب است:

اول. گستردگی دانشگاهها: بچه های دیگر فقط از چند دانشگاه محدود به یکی دو ایالت خاص پذیرش نمی گیرند.  دوستانی عازم آمریکای شمالی هستند و برخی هم از کشورهای اروپایی پذیرش دارند. برای من که باور دارم این سفرها و مبادلات علمی اساسی ترین زیرساخت ارتباطات بین ملتهاست این خبر خیلی خوبیست.

دوم. تنوع رشته ها:  دیگر پذیرشها فقط اقتصاد نیست. بچه ها در اقتصاد، فاینانس، مدیریت، مدیریت نوآوری، مدیریت سازمانی و بازاریابی پذیرش می گیرند. این قدم بسیار مهمی برای جذب دانش و داشتن یک سرمایه انسانی مناسب در این علوم است.  باور کنید که ما هنوز با بسیاری از این رشته ها بیگانه هستیم و حضور ایرانیان در این رشته ها محدود و شاید ناچیز باشد.

برای این بچه ها باید آرزوی موفقیت کرد، راهی که می روند راه آسانی نیست

یک ایده پژوهشی خوب

امروز با یکی از همکلاسیهای قدیم دانشکده صحبت می کردم که به تدریس در یکی از دانشگاههای تهران مشغول است. ترم گذشته دانشجویانش بچه هایی بوده اند که به مدد طرح بومی گزینی وارد دانشگاه شده اند.  شکایت می کرد که سطح علمی این دانشجویان از دانشجویان سالهای قبلش بسیار پایین تراست و بر سطح علمی کلاسش تاثیر گذاشته است.  حالا به ذهنم رسید که می شود یک تحقیق خوب درباره این تغییر در روش پذیرش دانشجو نوشت و نتایج این regime change  را بررسی کرد. تا دید آیا این فرضیه ها واقعیت دارند و مستندات آماری هم آنها را تایید می کنند یا نه. خلاصه اگر کسی هست که روی سرمایه انسانی و نظام آموزشی می خواهد کار کند این ایده بدی نیست.

 

سمینار درباره آخرین تحولات اقتصاد توسعه

این لحظه آخری شده است، اما امروز دوشنبه 13 تیرماه خانم دکتر نگار قبادی  درباره آخرین تحولات رشته اقتصاد توسعه در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف صحبت خواهند کرد. سخنرانی از ساعت 3 تا 4:30 بعد از ظهر خواهد بود. خانم قبادی در رشته اقتصاد کشاورزی در دانشگاه برکلی تحصیل کرده اند.

فایده تفکیک جنسیتی در دانشگاهها چیست؟

دانشجوی کارشناسی بودم، در تالارهای دانشگاه صنعتی شریف با تابلوی آبی  قسمت خواهران و برادران را مشخص کرده بودند. نگرانی بعضیها روزهای آینده نبود بلکه ایجاد یک دیوار نامرئی بود که بعدها خودشان هم از ایجادش تاسف خوردند و هم دیگر به آن باوری نداشتند. آن سالها گذشت اما بچه های آن سالها هنوز با حسرت به سالهایی نگاه می کنند که جوان بودند ولی شاد نبودند.  سالهای روشنایی که روزهایش روشن نبودند.  می توانستیم با لبخندی روزهایمان را به یاد بیاوریم ولی با آه حسرت خاطراتمان را مرور می کنیم.

 اگر خاطرات جوانی قرار باشد یادآوری شادی ها و انگیزه ها باشد و اگر روزگار دانشجویی قرار است  زنجیره انس و الفت گروههای مختلف اجتماعی باشند، آن تابلوهای آبی و نگرش کوته بینانه ای که بر دیوارها میخکوبشان کرده بود هم شادیها را کشتند و هم پیوند ها را نابود کردند. در بهترین حالت چنین سیاستی اتلاف منابعی بود، که باید صرف کارهای دیگر می شدند. اما به چیزی بیشتر از اتلاف منابع تبدیل شد. تلخکامیهای آن روزها ابدی شدند، و برای بعضیها به کینه ای همیشگی بدل شدند و برای بعضی دیگر به دلیلی برای رفتن و هرگز بازنگشتن.

حالا چه اصراری هست به تکرار خطاهای گذشته و به پافشاری بر دیدگاهی که جز اتلاف منابع و تشدید فرار مغزها برایمان ارمغانی نداشته است. گرچه از این پافشاری متعجب نیستم. سیستمهای دیوانسالاری کارکرد خود را با تعداد بخشنامه هایشان  و گزارشهایشان اندازه می گیرند در حالیکه موفقیت دانشگاهها را با کیفیت آموزششان و حجم فعالیتهای علمیشان. بویژه وقتی دیوانسالار دستاورد دیگری برای نشان دادن ندارد، بخشنامه های جدید تنها راه اثبات کارآمدی سیستمیست که نه کار علمی می کند و نه مشوق کار علمیست.  این طرح هم مانند سایر طرحهای مشابه چند نفر کارمند مسلک  پشت میز نشین را برای مدتی به هیجان خواهد آورد ولی هزینه هایش را مردم و روند توسعه کشور خواهند پرداخت. مردمی که فرزندانشان دیگر با شادی از جوانیشان یاد نخواهند کرد و دانشجویانش بدنبال رفتنی بی بازگشت خواهند بود.  حیف کاغذ و وقتی که صرف این برنامه ها می شود.

سمینار قوانین ورشکستگی

دکتر پویان مشایخ آهنگرانی ساعت دو بعد از ظهر یکشنبه آینده ۲۲ خرداد در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف در مورد قوانین ورشکستگی و اهمیت آن در اقتصاد صحبت می کنند. ورود برای عموم آزاد است.

کارگاههای آموزشی انستیتو نفت دانشگاه تهران

 دوباره موسم تابستان و برگزاری کارگاههای آموزشی تابستانی فرا رسیده است.  انستیتو مهندسی نفت دانشگاه تهران اقدام به برگزاری دوره های تخصصی اقتصاد و تامین مالی نفت و گاز کرده است.  درباره این  کلاسها در اینجا بیشتر می توانید  بخوانید.   کلاسها در فاصله خرداد تا آبان ماه برگزار می شود. مخاطبان دوره ها کارشناسان و مدیران حوزه های مالی، اقتصادی و برنامه ریزی وزارت نفت هستند که به زبان انگلیسی آشنایی دارند و دارای حداقل سه سال سابقه کار می باشند.

پایان یک سیاست غلط

دیروز دولت آمریکا اعلام کرد که سیاست خود را درباره ویزای دانشجویی برای ایرانیان تغییر خواهد داد.  در سالهای گذشته دانشجویان ایران که مایل به ادامه تحصیل در آمریکا بودند پس از مصاحبه برای ویزا و صبر کردن برای تایید مدارک یک ویزای سه ماهه برای یک بار ورود به آمریکا دریافت می کردند که برای مدت اقامت ایشان معتبر بود ولی در صورت خروج از آمریکا اعتباری نداشت. اما سیاست جدید شامل اعطای ویزای دوساله است که برای ورود و خروج به آمریکا اعتبار خواهد داشت. به این ترتیب دانشجویان ایرانی می توانند بدون ترس از دست دادن ویزایشان و اخلال در ادامه تحصیل به خانواده هایشان در ایران سر بزنند و یا در دوره های آموزشی و کارآموزی که در سایر کشورها برگزار می شود شرکت کنند.  به این ترتیب یک سیاست غلط به پایان رسیده است. امروز روز تلخ و شیرینی برای بسیاری از دانشجویان ایرانی مقیم آمریکاست.

شیرین است چون بچه هایی که برای ادامه تحصیل عازم آمریکا هستند و یا در حال تحصیل در این کشور هستند حالا می توانند زندگی دانشگاهی نرمالی داشته باشند. دیگر لازم نیست هر تابستان به همه دنیا توضیح بدهند که چرا ناچارند در دانشگاه بمانند و به خانه نروند. لازم نیست نگران باشند که دیگر شریک خانواده هایشان در غم و شادی نخواهند بود.  می توانند برای شرکت در دوره های آموزشی در سایر کشورها اقدام کنند و در بازار جهانی با سایر ملیتها رقابت کنند. خبر شیرینیست که چون از هراسها و از تنهایی ها کم می کند.  و از موانع ناعادلانه  رشد و ترقی دانشجویان ایرانی می کاهد.

تلخ است چون در سالهای گذشته بچه هایی بودند که نتوانستند به مادران سرطان زده شان سر بزنند، خبر مرگ پدرانشان را بعد از تدفین دریافت کردند و هر روز احساس کردند از خانه پدری دور و دور تر می شوند. بچه هایی بودند که ناچار شدند به کارهای محلی راضی باشند چون نمی توانستند در بازار جهانی کار کنند.  بچه هایی که برای رفتن به ایران خطر و اضطراب بازنگشتن را پذیرفتند و در موارد زیادی برای ماهها  از درسشان عقب افتادند. واقعیت اینجاست که هزینه هر روزه سیاستهای نادرست را  مردم  عادی می پردازند. 

شاید این سیاست فقط بر زندگی چند هزار نفر یا چند هزار خانوار ایرانی تاثیر بگذارد و شاید همانطور که خیلیها می گویند فقط یک حرکت تاکتیکیست،  و شاید در عمل با چیزی که فکر می کنیم فرق کند. اما خوب است که می بینیم به پایان می رسد. و شیرین است که  از تبعیض علیه دانشجویان ایرانی کاسته می شود.  و زندگیهایشان کمی معمولی تر می شود.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 69 مشترک دیگر بپیوندید