سلام اسكار

خوب بالاخره شب اسكار شد. به بهانه فيلم هر كس هر حرفي دلش خواست زد. اما امشب براي سينماي ايران شب بزرگي است. به اين فرش قرمز رسيدن كار كمي نبوده است. كاش يه روزي هم در اقتصاد به اين فرش قرمز برسيم.

20120226-203057.jpg

خوب سينماي ايران اولين جايزه اسكارش را برد با فيلمي درباره ايراني كه هست؛ دست گريبان مدرنيته و سنت، چند هويت با وفاداريهاي متضاد. خوشحاليم، خوشحالي خوب است… و سپاس خدايي را كه از براي مردم شادي آفريد.

یک سوال درباره تعویض کارت پایان خدمت

یک دوست عزیز این اطلاعات را فرستاده است، می شود پرسید تکلیف آدمهایی که در این زمانها تهران نیستند چیست؟

سازمان وظیفه عمومی زمان تعویض کارت معافیت و پایان خدمت سربازی را اعلام کرد.

به گزارش مهر، سازمان وظیفه عمومی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد از آنجا که طرح تعویض کارت‌های معافیت و پایان خدمت قدیمی با کارت هوشمند از تاریخ دهم دی ماه سالجاری با تعویض کارت‌های قدیمی معافیت از خدمت آغاز شده، سازمان وظیفه عمومی به منظور رفاه حال متقاضیان و تسریع در رسیدگی به درخواست‌های آنان برای اجرای این طرح اولویت‌بندی بر اساس سال اخذ کارت قدیمی معافیت و پایان خدمت در نظر گرفته است که دارندگان کارت‌های معافیت قدیمی طبق زمانبندی ذیل فرصت داشته تا به منظور اخذ کارت هوشمند خود به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک انتظامی (پلیس+10) مراجعه کنند.

- از سال 1388 به بعد از تاریخ 10/10/1390 تا 10/11/1390

-از سال 1380 تا 1387 از تاریخ 10/11/1390 تا 10/12/1390

- از سال 1370 تا 1379 از تاریخ 10/12/1390 تا 10/1/1391

- از سال 1360 تا 1369 از تاریخ 10/1/1391 تا 10/2/1391

لازم به ذکر است تاریخ مذکور قابل تمدید نبوده و پس از انقضای مهلت فوق کارت‌های قدیمی از اعتبار ساقط می شوند.

یک خبر و یک یادداشت درباره دانشگاهها

چند روز گذشته دو اتفاق باعث شده است تا وضعیت دانشگاهی در کشور دوباره مورد توجه قرار بگیرد:  اول انتشار یادداشت دکتر رضا منصوری استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف و دوم خبر شکایت یک  استاد کانادایی از دو نفر از  اعضای هیات علمی یکی از دانشگاههای کشور.

فکر کنم جای دیگری هم گفته ام که دکتر منصوری را یکی از آدمهای واقع بین عرصه توسعه علمی کشور می دانم. آدمهایی که واقعیت را آنطور که هست می بینند و نه آنطور که دوست دارند باشد. این آدمها گروه اندکی هستند، کسانی هستند که هزینه ها و فواید را درست می سنجند و اگر هم حرفی می زنند از سر دلسوزیست.  اساس حرف دکتر منصوری به نظر من به این واقعیت بر می گردد که ما در توسعه علمی کشور یک استراتژی واحد نداریم و دردانشگاههای ما نه سیستم آموزشی بلکه بوروکراسی تمرکزگرای یک کشور در حال توسعه همه کاره است. این واقعیتیست غیر قابل انکار، که بیشتر موسسات علمی ما به آن دچارند. جالب است در حالیکه توجیه تمرکزگرایی استفاده بهینه از منابع و اجرای طرحهای توسعه است، در عمل تمرکزگرایی در آموزش عالی  ابزاریست برای تنبیه موسسات موفق و برنامه های پیشتاز آموزشی. 

در این نگرش نکته  ای که در نظر گرفته نمی شود این است که اجرای یک استراتژی واحد بواسطه  اختلاف منافع و انگیزه موسسات  در این مجموعه ممکن نیست. در واقع مشکل قبل از آنکه از دیوانسالاران باشد، از ساختاریست که دانشگاه را در نهایت یک زیرمجموعۀ زیرمجموعه زیرمجموعه دولت می داند. در این ساختار دانشگاه یک هویت علمی مستقل از سیستم اداری و بوروکراتیک کشور ندارد. تخصیص منابع نه بر اساس شایستگی بلکه بر اساس روابط و پیوندهای اداری صورت می گیرد. نمونه بارز واقعیت تفاوت فاحش بین منابع اختصاص یافته به دانشگاهها و عملکرد علمی آنها می شود. وقتی سیستم رقابتی نیست و رقابت را هم به رسمیت نمی شناسد خوب ظاهرسازی اداری و بخشنامه ها هستند که می کوشند به نیازها پاسخ بگویند.  در نتیجه در جایی که ما بودجه پژوهشی نداریم، همه لازم است برای ترفیع و ارتقاء رتبه مقاله چاپ کنند. اینجاست که رویداد تاسف بار  دوم رخ می دهد.

یک استاد کانادایی اعلام کرده است که دو استاد ایرانی مقاله او را کلمه به کلمه کپی برداری کرده اند و به اسم خودشان چاپ کرده اند. در این روزهای هجوم تبلیغاتی و رسانه ای به ایران باید یادداشت روزنامه کانادایی را بخوانیم که در آن دانشجویان بنگلادشی این دانشگاه درباره استانداردهای علمی و کیفیت دانشگاههای کشورشان داد سخن می دهند و به خواننده القا می کنند که در ایران این استانداردها و ارزشها رعایت نمی شوند و جایی ندارند.  حالا به یک خبر حاصل سالها تلاش و ممارست صدها استاد و دانشجو و پژوهشگر ایرانی در حفظ پیوندهای علمی و فرهنگی با موسسات بین المللی و دانشگاههای خارجی زیر سوال می رود. دهها متقاضی ایرانی ادامه تحصیل از این پس با بدبینی کمیته های پذیرش مواجه می شوند «نکند این همه مقاله کپی باشند».  و بدتر از همه دانشگاهی که در بیست سال گذشته پیشتاز گسترش آموزش دانشگاهی کشور بوده است زیر سوال می رود.  در داخل کار توجیه می شود، شرمساری حاصل فراموش می شود ولی نه درحافظه جهانی و بین المللی. اینجاست که آدم دوست دارد ببیند دیوانسالاران چکار می کنند و آنوقت است که یادش می آید آنها نیازی نمی بینند که کاری کنند «زیرمجموعۀ زیرمجموعۀ زیرمجموعه» که از این نگرانیها ندارد. همین که روی کاغذ مقاله ای برای ترفیع موجود باشد کافیست.

اینجاست که ما باید از خودمان بپرسیم آیا این سیستم متمرکز تمرکزگرا به خودتخریبی مشغول نیست؟

گر ما اجازه بدهیم موسسات دانشگاهیمان مستقل باشند و خود را با توجه به نیازهایشان تعریف کنند، آنگاه لازم نیست همه دانشگاهها پژوهشی باشند و همه جا یک استاندارد واحد برای سنجش عملکرد اساتید اعمال شود. چه اشکالی دارد یک دانشگاه بر آموزش تاکید کند و دانشگاه دیگری بر پژوهش؟‌ اینجاست که بحث استقلال دانشگاهها و تمرکز زدایی از دید تخصیص منابع اهمیت پیدا می کند. برای پژوهش منابع مناسب لازم است و این منابع از بخشنامه های دولتی و بریدن کیک به قطعات کوچکتر حاصل نمی شوند. … کاری که دارد انگیزه کش و تقلب پرور می گردد.

اطلاع رسانی جرم نیست

در همه بازارها اطلاعات مهمترین کالای موجود است. مشتریان بر اساس اطلاعات تصمیم به خرید می گیرند، عرضه کنندگان تصمیم به عرضه می گیرند و بازار به تعادل می رسد. اگر هیچکدام از دو طرف نتوانند به اطلاعاتی که دارند اعتماد داشته باشند، معامله ای صورت نمی گیرد و بازارها در معرض بی ثباتی بیشتر وبیشتر قرار می گیرند. اطلاع رسانی بویژه در هنگام بحران آرامش بخش است، چون به هر دو طرف، عرضه و تقاضا، اطمینان می دهد که دارند مطابق شرایط بازار تصمیم می گیرند. طبیعیست که در هنگام بحران اطلاعات نادرست هم مبادله می شود ولی به سرعت نادرستی این داده ها اثبات می شود. از این جهت وجود یک منبع مستقل جهت اطلاع رسانی لازم است. مثالهای این امر در تاریخ اقتصادی کشورمان کم نیستند. یکی از گامهای بزرگی که سازمان بورس در دهه هفتاد برداشت تاکید بر انتشار گزارشهای مالی شرکتهای حاضر در بورس بود که به خلا اطلاعاتی و دیکتاتوری شایع در این بازار پایان داد.

در بازار ارز و سکه گرچه نرخ دولتی داریم ولی این نرخ بازار نیست و خریدار و فروشنده خصوصی با نرخ بازار کار می کنند و بر اساس آن تصمیم می گیرند و نه با بخشنامه های دولتی. در نتیجه سایتهایی مانند مثقال از این جهت مهم هستند که اطلاع رسانی می کنند، آنها تحولات بازار را رقم نمی زنند بلکه تنها آنها را گزارش می کنند. در چند روز پر التهابی که بازار ارز پشت سر گذاشت تحولات آنقدر سریع بودند که حتی این سایت نتوانست گزارش دقیقی از اوضاع بدهد و تنها التهاب را گزارش کرد.  این التهاب وجود داشت و بواسطه سایت ایجاد نشد.  حتی بسیاری فکر کردند که قیمت گزارش شده بسیار پایین تر از نرخ بازار است. اما بسیاری دیگر با اطمینان به قیمت اعلام شده آرامش پیدا کردند. پذیرفتن وجود التهاب و اینکه بازارهای ایران خارج از بخشنامه ها هم حیات دارند موجب آرامش بازار  شد. بخاطر داشته باشیم در تحولات بازار اطلاع رسانی موجب تشویش اذهان نیست و باور کنید تقصیر کسی نیست که اقتصاد آنطوری نیست که ما می خواهیم باشد.  اما اگر می خواهیم اقتصاد آنطوری بشود که می خواهیم باشد، اطلاع رسانی درباره آن ضروریست.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 69 مشترک دیگر بپیوندید