پرنده ها را آزاد کنید

سرمقاله امروز من در دنیای اقتصاد درباره صنعت هواپیمایی.

وزیر محترم راه در حاشيه همايش سراسري مديران ستادي و فرودگاهي شرکت فرودگاه‌هاي کشور اعلام کرده‌اند «پيشنهاد افزايش قيمت بليت هواپيما در ازاي ميزان افزايش قيمت سوخت تهيه مي‌شود و به محض آغاز گام دوم هدفمندسازي يارانه‌ها به دستور رييس‌جمهور و ابلاغ ستاد هدفمندسازي يارانه‌ها، افزايش قيمت بليت هواپيما به دنبال افزايش قيمت بنزين صورت مي‌گيرد.» اما در شرایط فعلی چنین افزایشی شاید خیلی دیر و خیلی اندک باشد و نتواند به بهبود وضع شرکت‌های هواپیمایی کمک کند. بهترین سیاست در شرایط فعلی افزایش قیمت بلیت نیست، بلکه آزادسازی بازار می‌باشد. دولت مدت‌هاست که قیمت بلیت هواپیما را تعیین می‌کند. این نظام سیاست‌گذاری شاید زمانی موثر بوده که صنعت هواپیمایی کشور کاملا دولتی بود، اما در حال حاضر بیش از ده شرکت هواپیمایی به ارائه خدمات هوایی در داخل کشور مشغول هستند. دولت بیشتر نقش ناظر در هواپیمایی را دارد، نه صاحب سرمایه است و نه کارفرما. گرچه سیاستمداران بسیاری به بهانه حمایت از مصرف‌کننده دولت را محق و موظف به دخالت در بازار و تعیین قیمت محصولات می‌دانند، اما حداقل در هواپیمایی قیمت‌گذاری نه تنها راه حمایت از مصرف‌کننده است و نه حتی مهم‌ترین نگرانی. در این صنعت ایمنی حرف اول را می‌زند، دولتی که ناظر و مجری مقررات است، به جای قیمت‌گذاری، مقررات ایمنی و استانداردهای پروازی را اعمال خواهد کرد و دست شرکت‌ها را در قیمت‌گذاری محصولشان باز خواهد گذاشت. طی سی سال گذشته صنعت هواپیمایی و ساختار هوانوردی در کشور متحول شده‌اند. این تحولات را می‌توان به‌درستی همه جانبه دانست. هواپیمایی بازرگانی کشور، هم از نظر ساختار بازار و هم از نظر نهادهای دولتی و هم از نظر حجم مسافر تغییر کرده است. فراموش نکنیم این تغییرات در حضور انحصارات دولتی و تحریم‌های بین‌المللی روی داده‌اند. صنعتی که زمانی در انحصار دولت بود، اکنون شاهد حضور بخش خصوصی است و در ظاهر رقابتی و پویا است. گرچه طرف دولتی آن همچنان تمرکزگرا مانده است؛ اما اولین گام‌ها در تفکیک نقش نظارتی دولت از نقش اجرایی آن برداشته شده است.

تاسیس شرکت فرودگاه‌های کشور و تبیین نقش نظارتی سازمان هواپیمایی کشوری یکی از این گام‌ها بوده است. با این حال نقش دوگانه وزارت راه در این صنعت تغییری نکرده است. این نهاد از یک طرف در قالب سازمان هواپیمایی کشوری مسوول نظارتی هواپیمایی‌هاست و از طرف دیگر در قالب شرکت فرودگاه‌های کشور فروشنده خدمات فرودگاهی و قیمت‌گذار نهاده‌های مورد نیاز این هواپیمایی‌ها. و البته که قیمت‌گذار محصول این شرکت‌ها و خدماتشان نیز می‌باشد. این چندگانگی در شرایط فعلی کمکی به نقش نظارتی این نهاد نمی‌کند. بعد از بهینه‌سازی یارانه‌ها که تغییر قیمت بنزین و خدمات فرودگاهی را به‌دنبال داشته است، وقت آن فرارسیده که شرکت‌های هواپیمایی اجازه تعیین قیمت محصولشان را داشته باشند.
نکته جالبی که شاید از دید سیاستگذاران این صنعت پنهان مانده است این است که افزایش قیمت اسمی ‌بلیت هواپیما معمولا به معنای افزایش قیمت واقعی بلیت هواپیما نیست. مطالعه روند قیمت‌گذاری بلیت هواپیما نشان می‌دهد که افزایش تعرفه اسمی ‌بلیت در سال‌های 1380، 1382 و 1385 حتی به‌طور موقت قیمت واقعی بلیت را افزایش نداده‌اند. جالب است بدانیم در سال 1387 قیمت واقعی بلیت هواپیما از نرخ واقعی آن در سال 1381 کمتر بوده است. این روند در واقع بیانگر این واقعیت تلخ است که افزایش تعرفه اسمی ‌تنها در پاسخ به کاهش قیمت واقعی بلیت صورت گرفته است، آن هم بعد از آنکه شرکت‌های هواپیمایی با تحمل افزایش هزینه‌هایشان برای ماه‌های متمادی زیان‌های هنگفتی را متحمل شده‌اند. افزایش قیمت بلیت برای شرکت‌های هواپیمایی معمولا نوشداروی بعد از مرگ سهراب بوده است.
در کنار این تحولات ساختاری و قیمت‌گذاری دولتی تقاضا برای سفرهای هوایی همیشه در حال افزایش بوده است. نکته‌ای که با توجه به تعداد سوانح هوایی در کشورمان در خور توجه است؛ در سال 1386 تعداد مسافران هوایی داخلی به دوازده میلیون و ششصد هزار نفر رسید که سه برابر تعداد مسافران داخلی در پایان دهه شصت بوده است. در کنار افزایش سفرهای هوایی داخلی، تعداد سفرهای خارجی هم از نظر تعداد مسافران و هم از نظر سهم از کل مسافران هوایی افزایش داشته‌اند. در سال 1386 مسافران پروازهای خارجی سی و شش درصد مسافران پروازهای هوایی بوده‌اند و تعدادشان به هفت میلیون و سیصد هزار نفر رسیدند. جای تعجبی ندارد اگر بازار هواپیمایی ایران را بزرگ‌ترین بازار منطقه خاورمیانه بدانیم و عجيب نيست که شرکت‌های هوایی منطقه امیدوار به ورود به این بازار هستند. جالب اینجاست که قیمت واقعی بلیت هواپیما بر مبنای شاخص قیمت مصرف‌کننده در دهه هشتاد کاهش داشته است در حالی‌که در همین دهه تقاضاي سفرهای داخلی پنجاه درصد افزایش یافته است. در برابر این واقعیت‌ها، در حالی‌که شرکت‌های هواپیمایی هر روز با افزایش هزینه‌هایشان مواجه هستند و در شرایطی که تقاضا در بازار در حال افزایش بوده و هست، آزادسازی قیمت‌ها تنها راهکار مناسب برای تضمین کیفیت و ایمنی پرواز و تنها راه حمایت واقعی از مصرف‌کننده است.

نهمین کنفرانس بین المللی مدیریت

برنامه نهمین کنفرانس بین المللی مدیریت اعلام شده است. امسال هم گروه خوبی از اساتید و دانشجویان از داخل و خارج از کشور در این کنفرانس مقاله هایشان را ارائه خواهند کرد. من هم یکی از کارهای در حال انجامم را ارائه می کنم که پژوهشیست درباره صنعت هواپیمایی. برنامه زمانی ارائه بقیه دوستان و من به این شرح است:

-          شیرین علوی سه شنبه 29 آذرماه از 8:30 تا 10:00 صبح

-          علی دادپی سه شنبه 29 آذرماه 3:30 تا 4:15 بعد از ظهر

-          مجتبی نوید چهارشنبه 30 آذرماه 9:15 تا 10:00 صبح

-          کاوه وحدت چهارشنبه 30 آذرماه 9:15 تا 10 صبح

-          سارا سرخیلی چهارشنبه 30 آذرماه 8:30 تا 10 صبح

-          لمنا پروینی ثانی چهارشنبه 30 آذرماه 1:30 تا 3:00 بعد از ظهر

علاوه بر این یک پانل هم درباره آموزش مدیریت روز چهارشنبه از 10:30 تا 12:00 برگزار خواهد شد که همه دوستان در آن شرکت خواهند داشت. من خودم مشتاقانه منتظر شنیدن نقطه نظرات شرکت کنندگان و سوالات و مشاهداتشان درباره آموزش مدیریت هستم.  مطمئن هستم که نکات مفید و تامل برانگیزی را خواهم شنید و یاد خواهم گرفت.

تراژدی رانت خواری

یادداشت امروزم در روزنامه دنیای اقتصاد با عنوان تراژدی رانت خواری بر اساس مشاهدات روز یکشنبه.

امروز برای شرکت در جلسه سرمقاله نویسان روزنامه دنیای اقتصاد داشتم می رفتم طرف ساختمان جدید روزنامه در خیابان مطهری. حوالی ظهر رسیدم سر تقاطع مطهری و خیابان ولیعصر و ترافیک نه چندان دلپذیرش. درحال انتظار پشت چراغ قرمز گروهی از مردم که جلوی یک شعبه بانک ملی جمع شده بودند توجه ام را جلب کردند. متقاضیان خرید سکه طلا صف بسته بودند و جلوی در ازدحام کرده بودند. کارمندی از کارمندان بانک داشت سر مردم فریاد می زد و سعی می کرد در شعبه را ببندد. مردم فریاد می زدند. بگو مگو شروع شد و بعد از چند ثانیه دو مرد دست به گریبان شده بودند و مشغول مبادله مشت و لگد.

گویا بانک ملی در قبال ارائه کارت ملی به هر شهروند پنج سکه طلای بهار آزادی را به نرخ بانک مرکزی واگذار می کند. در حال حاضر این نرخ بین شصت تا هشتاد هزار تومان کمتر از نرخ بازار است. در نتیجه هر شهروند می تواند با استفاده از کارت ملیش در ازای یک شب انتظار در صفهای این چنینی درآمدی بین سیصد هزار تا چهارصد هزار تومان کسب کند. در جامعه ای که یک استاد دانشگاه در حدود نهصد هزار تومان در ماه حقوق می گیرد این درآمد قابل توجهی برای طبقه متوسط و قشر کم درآمد جامعه است. نتیجه تشکیل صفهاییست که در آنها دعواهای اینچنینی هم می شود.

این یک نمونه بارز از تراژدی رانت خواری در جامعه ماست. زنان و مردانی که قدرت تولید و رقابت اقتصادی دارند بجای صرف منابع خود در بازارهای اقتصادی منابع خود را صرف کسب رانتهای اقتصادی می کنند، ولو می خواهد سیصد هزار تومان باشد. این اتلاف منابع، اتلاف منابع بیشتری را بدنبال خواهد داشت و حلقه عقب ماندگی اقتصادی ما تشدید خواهد شد. کارآفرینی، مشارکت اقتصاد و رقابت پذیری برای بسیاری مفاهیمی بیگانه خواهند ماند، چون رانت هست و رانت شیرین است.

علامت سوال اینجاست که سیاستگزار با چه نیتی چنین سیاستی را، که تبعات رانت خوارانه آن کاملا مشخص است، اعمال می کند؟ آیا هدف پایین نگه داشتن قیمت سکه طلاست؟ چنین هدفی نه واقع بینانه است و نه با توجه به افزایش نرخ طلا در بازارهای جهانی ممکن. آیا هدف /کنترل نقدینگی و جایگزینی پول نقد با طلا در سبد پس انداز خانوارها و کنترل تورم از این طریق است؟ اگر چنین است بهتر است که سیاستمداران عوارض جانبی و هزینه های اجتماعی چنین سیاستی را در نظر بگیرند. دعوایی که امروز شاهدش بودم تنها یکی از مناظراتیست که در چنین مواقعی روی می دهد. چه دلیلی وجود دارد که آشوبگران اجتماعی و بدخواهان با استفاده از چنین حوادثی به چنین شعباتی حمله نکنند و ضریب ناامنی اجتماعی را افزایش ندهند؟

شاید بهتر باشد به جای فروش سکه طلا، بانک ملی آنرا پیشفروش کند و بانک مرکزی اجازه مبادله این اوراق پیشفروش را در بازار بورس سهام بدهد. آنوقت بجای چنین ازدحامهایی شاهد تشکیل یک بازار ثانویه خواهیم بود که بجای توزیع رانت به مبادله سرمایه گذاری به شکل طلا مشفول خواهد بود. و بجای اتلاف منابع می توانیم شاهد افرایش ارزش افزوده باشیم؟

 

عاشوراست

عاشوراست،

امسال عاشورای ما هم در غربت گذشت. دوسالی بود که می شد برویم خانه ولی امسال هنوز ترم تمام نشده است و رئیس دانشکده هم محترمانه گفت که مرخصی نمی دهد. چقدر دلیل مسخره ایست.  یاد عاشوراهای کودکی می افتم، تکیه های شاهرود، تعزیه های امیرآباد دامغان،  دسته های حسین آباد افشار، شمشیر به دستهای خیابان شاهپور و بقیه و بقیه… دسته هایی که سر چهار راه ها به هم سلام می دادند. مردمی به یاد مظلومیت حسین بیرون می آمدند. علمها بالا و پایین می رفتند پیر و جوان سینه می زدند. «وای حسین کشته شد»

عاشوراست،

وقتی به عاشورا فکر می کنی،  انگار یک طرف همه بدیهاست: ترس و بزدلی مردم کوفه، ظلم یزید، خشونت و شقاوت شمر، آز عمر سعد و همه آن چه که بدی را بد می کند. اینطرف همه خوبیهاست: وفاداری و پهلوانی عباس، جوانی و برازندگی علی اکبر، خواهری زینب و آن امید جاودانه به انسانیت  در یک کلام همه آنچه که خوبی را خوب می کند. خوبی از بدی می خواهد که به حال خودش باشد، خوبی با بدی بیعت نمی کند. می خواهد برود جایی که بدی نیست. اما بدی راه را می بندد و آب را هم می بندد. بدی آزادگی ندارد، شرف ندارد، حیا ندارد، حرمت نمی شناسد، بدی حتی اسم خدا را به زبان می آورد. عمرسعد بشارت به بهشت می دهد» پا در رکاب کنید و بر بدنهای این کشتگان بتازید» . مگر می شود از تاختن بر بدن مرده به بهشت رسید؟ مگر خداوند اعلی نیست؟

عاشوراست،

عاشورا زنده است.  شمشیرها حسین را جاودانه کردند، ولی ما انگار می خواهیم با اهل کوفه کاری را کنیم که اهل کوفه می کردند نه آنچه که حسین با آنها می کرد. حسین همه خوبیهاست و هنوز بدی می خواهد بر سم اسبانش نعل تازه بکوبد شاید که خوبی نماند. حسین حتی در جاودانگیش مظلوم است.

وای که حسین کشته شد.

لبخندی وسط این شلوغی زندگی

وسط این شلوغی زندگی و این روزها که اخبار خیلی هم بامزه هستند (آقاجان داریم راجع به آرسنال و بارسلونا و والیبال حرف می زنیم سواستفاده نکنید) چقدر خوب است که می توانی هنوز با یک خبر خوب دلت شاد بشود. به ندا و احسان، دو دوست عزیز و دانشجویان دوست داشتنیم تبریک می گویم. چقدر خوب است که آدم می بیند هنوز در دنیا خوبی هست و خوبان در کنار همند.

یک مشاهده

 یک نکته برای من بسیار جالب است. انگار روشنفکری ایرانی یعنی مخالف بودن با شعور همگانی با استفاده از منطق پیچیده و دلایل عجیب غریب. در واقع روشنفکری ایرانی، یا حداقل بخشی از این تفکر، بیشتر در پی ابراز وجود از طریق متفاوت بودن است تا در پی تولید فکر یا اندیشه یا انجام وظیفه بعنوان یک پل ارتباطی.  در این تفکر بودن مهمتر از رسیدن می شود.

 

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 69 مشترک دیگر بپیوندید