یک سوال سوختی

یک سوال سوختی! اگر مصرف سوخت 34 درصد کاهش پیدا کرده است، چرا آلودگی هوای تهران همچنان برقرار است؟؟ آیا پایداری این غبار خاکستری مرگ آفرین به این معناست که سفرهای درون شهری کاهش پیدا نکرده است؟ و کاهش مصرف سوخت در نتیجه کاهش سفرهای بین شهریست؟

پراکنده

یک داستان کوتاه گرفته ام «اتاق افسران» نوشته مارک دوگن ترجمه پرویز شهدی. داستان جالب و خوبیست و خداییش خیلی جالب است.  از آن کتابهاییست که داستان بلند خوبی می توانسته باشد. حتی شک کرده ام که نکند تلخیض است؟ داستان از جنگ اول شروع می شود تا 1947 در 140 صفحه. یک کمی کوتاه به نظر می آید.

 گاهی از خودم می پرسم چقدر در خواندن یک ترجمه می توان به مترجم اعتماد کرد؟ ترجمه های ذبیح ا… منصوری که معروف بود چند برابر متن اصلیست. برخی دیگر از ترجمه های ولی انگار یک دهم متن اصلی هستند. این حرفها البته درباره این کتاب صادق نیست. کتاب اصلی به زبان فرانسه بوده است و 180 صفحه بوده است. و نثر فارسیش ساده و روان است.

هدفمند سازی یارانه ها و دانشگاهها

(سرمقاله امروزم در دنیای اقتصاد)لازمه موفقیت طرح هدفمند سازی یارانه ها در دانشگاههای کشور تمرکززدایی از فرایند تصمیم گیری و دادن اختیارات بیشتر به دانشگاههای کشور است.

گرچه در ماههای گذشته درباره ابعاد مختلف طرح هدفمند سازی یارانه ها صحبت شده است، اما کمتر کسی به این نکته اشاره کرده است که بخش دولتی بعنوان بزرگترین بخش اقتصادی کشور و ارایه دهنده خدمات آموزشی و بهداشت عمومی بیشترین افزایش هزینه ها را در نتیجه این طرح تجربه خواهد کرد. تیغ این افزایش هزینه بیش از همه موسسات دولتی متوجه دانشگاههای دولتیست. اکثر دانشگاههای کشور موسساتی هستند چند منظوره که مجموعه ای از خدمات را به دانشجویان و سایر اعضای جامعه دانشگاهی ارایه می کنند. این خدمات علاوه بر کلاسهای درس شامل خوابگاههای، سلف سرویسهای دانشجویی، خدمات حمل و نقل به دانشجویان و هیات علمی و پرسنل اداری و غیره و غیره می باشد. برای ارایه این خدمات دانشگاهها باید کالاهای گوناگونی را تهیه کنند و به خدمات گسترده ای دسترسی داشته باشند.

طبیعیست که فکر کنیم با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها هزینه تمام شده خدمات دانشگاهی واقعی خواهد شد و افزایش خواهد یافت. برای جبران هزینه افزایش یافته دانشگاهها یا باید به افزایش بودجه اختصاص یافته امیدوار باشند یا بکوشند از طریق قیمت گذاری بر خدماتی که ارایه می دهند هزینه آنها را از دانشجویان دریافت کنند. سوال اینجاست که چه کسی مرجع تعیین این قیمتها و یا پذیرفتن هزینه های دانشگاهیست. چنانچه بپذیریم اینکار از طریق یک سیستم مرکزی میسر است. آنگاه پذیرفته ایم که یک دستگاه اداری دیوانسالار می تواند جایگزین نهاد بازار شود. سیستمهای مرکزی معمولا عوامل موثر بر تقاضای بازار را در نظر نمی گیرند و فرض می کنند که همه دانشگاهها خدماتی همگون ارایه می کنند.

هم این نادیده انگاری و هم آن پیشفرض اشتباه است. موسسات دانشگاهی کشور گرچه خدمات دانشگاهی ارایه می کنند اما این خدمات بهیچوجه همگون نیستند. سابقه موسسات، کیفیت تدریس و امکانات دانشگاهی در کنار شهرت این موسسات در بازار کار باعث می شوند تا متقاضیان تقاضای متفاوتی برای تحصیل در دانشگاههای مختلف داشته باشند. مثال واضح این امر انتخاب رشته است. برای نمونه تقاضا برای تحصیل در دانشگاه اصفهان از تقاضا برای تحصیل در دانشگاه سیستان متفاوت است. متقاضیان اصفهان حتی حاضرند مابه التفاوتی برای ادامه تحصیل در این دانشگاه بپردازند اگر هم به دانشگاه اصفهان و هم به دانشگاه سیستان دسترسی داشته باشند. از طرف دیگر دانشگاهها هزینه های یکسانی ندارند. بعنوان مثال هزینه احداث یک خوابگاه دانشجویی در شهری مانند تهران با شهری مانند ایلام یکسان نیست. این تفاوتهای منطقه ای را نمی توان در یک سیستم مرکزی لحاظ کرد.

تمرکز زدایی و دادن اختیارات کافی برای دانشگاهها برای تنظیم و احیانا قیمت گذاری خدماتی که به دانشجویان ارایه می دهند باعث می شود تا علاوه بر استفاده از امکانات منطقه ای برای کمک به سیستم دانشگاهی دانشگاههای کشور بتوانند با استفاده از مزایای نسبی خود در خدمات دانشگاهی؛ کیفیت آموزشی رشته ها، موقعیت جغرافیایی، اعضا هیات علمی و سایر موارد به جذب منابع مورد نیاز برای اداره امور روزمره و توسعه فضای علمی خود بپردازند. در غیر اینصورت کیفیت آموزشی دانشگاههای کشور در نتیجه هزینه های اداری بیشتر و تاخیر ذاتی یک سیستم مرکزی تصمیم گیری کاهش پیدا خواهد کرد. کاهشی که جبران آن اگر نه به سالها، به ماهها برنامه ریزی و صرف منابع ملی بیشتری احتیاج خواهد داشت.

شروع شد

بالاخره طرح هدفمند کردن یارانه ها شروع شد…..کلید شوک بازار زده شد.

دوباره هوای تهران

از امروز طرح زوج و فرد در شهر تهران متوقف می شود و دوباره برمی گردیم به حالت عادی. اما آیا این به معنای بحران آلودگی هوای تهران است؟ عکس فوق روز جمعه ساعت یک بعد از ظهر از توچال از شهر تهران گرفته شده است. بعد از سه روز تعطیلات گرد وغبار آلودگی هنوز بر فراز تهران است. واقعا مشکل چیست؟ سوخت ماشینها یا ماشینها؟ چون ماشینها که از شهر رفته بودند

درسهای اقتصادی آلودگی هوای تهران

(سرمقاله امروزم در دنیای اقتصاد) گرچه آلودگی تهران موضوع کهنه ایست، اما بحران اخیر وقت خوبی برای مرور درسهاییست که می شود ازآن گرفت. درسهایی که گرچه تغییر نمی کنند ولی در یادگیریشان عجله ای نداشته ایم.

درس اول: هیچ بحرانی فقط یک علت ندارد.  سوای دلیلی که این روزها برای آلودگی هوای تهران می آوریم بهتر است فراموش نکنیم که هوای تهران قبلا هم آلوده بود. و این آلودگی وجود داشت بخاطر:  تعدد خودروها در شهری که از سه جهت کوهها محاصره اش کرده اند، موتورهای پر مصرف و فاقد استاندارهای جهانی، حمل و نقل عمومی محدود و کم ظرفیت و مصرف بی رویه بنزینی که یارانه قیمتش را پایین نگه داشته بود. افزایش جمعیت و افزایش تعداد خودروها در شهر و نابودی فضای سبز شهری  در محله های گوناگون تهران باعث افزایش آن شده بود. بحران وجود داشت مسایل اخیر تنها جدی بودن آنرا به رخ ما کشیدند.

درس دوم: فرار از حل بحران تنها تشدیدش می کند. طی سالهای گذشته راههای بسیاری زیادی برای مبارزه با آلودگی تهران پیشنهاد شد، از حذف یارانه بنزین در تهران تا خرید و نصب تجهیزات لازم برای تصفیه آن تا احداث و گسترش شبکه حمل و نقل عمومی و متروی تهران.  با این حال هرگز اراده لازم برای تصویب و اجرای این سیاستها وجود نداشته است. ترس از آثار تورمی حذف یارانه بنزین باعث شد تا در کلانشهر کشور بنزین بهایی برابر با دورافتاده ترین شهرها داشته باشد. گسترش شبکه حمل و نقل عمومی شهری در مقاطعی با جدیت دنبال شد اما هرازگاهی  هم به موضوع دعوا و بحث گروههای سیاسی تبدیل شد و به تاخیر افتاد. زمانی که از دست رفت باعث اتلاف منابع و افزایش هزینه های ناشی از این آلودگی شد. و بدتر آنکه حاشیه بحران را آنقدر کم کرد که با کوچکترین تغییر آب و هوایی تهران زنگ هشدار بحران آلودگی را به صدا درآورد.

درس سوم: محدود بودن بازدهی مقررات. طرح ترافیک، روزهای زوج و فرد، محدود کردن ساعات تردد خودروها، اعلام تعطیلی مدارس و ادارات و ….همه و همه بخشنامه هایی بوده اند که برای مبارزه با آلودگی هوا از طریق کنترل ترافیک شهر تهران وضع شده اند. هر کدام از این طرحها هم در ابتدا موثر بوده اند و از سرعت افزایش آلودگی هوا کاسته اند. اما بغیر از چند روز هیچکدام باعث کاهش آلودگی هوای تهران نشده اند. معمولا تنها چند روز کافیست تا مصرف کنندگان خود را با شرایط جدید تطبیق بدهند و مصرف سوخت و آلودگی هوا به میزان قبل از این بخشنامه ها برگردد.  مانند هر عامل دیگر مقررات همیشه تاثیر مثبت ندارند و به تنهایی کافی نیستند.  این نکته را هم نباید فراموش کرد که گرچه تشدید بحران آلودگی هوا تشدید مقررات را در پی دارد. اما تشدید مقررات به معنای اجرای کاراتر مقررات نیست. معمولا مقررات جدید و پیچیده در مرحله اجرا با مشکل مواجه می شوند و کارایی خود را از دست می دهند. مقررات کنترل ترافیک به تنهایی برای کنترل آلودگی هوا کافی نیستند.

درس چهارم: ناکارایی قیمت واحد ملی. طی سالیان گذشت نرخ بنزین و سوخت در اقصا نقاط کشور ثابت و یارانه ای بوده است. این رژیم قیمت گذاری نه واقعیتهای بازار، نه عوامل موثر بر تقاضا و نه هزینه های عرضه را در نظر می گیرد.  این روزها باید این نکته را یادآوری کرد که تبعات محیط زیستی و آلودگی ناشی از مصرف سوخت در سراسر کشور یکسان نیستند. تهران شهریست در چنبره کوهها با هوایی ساکن که کمتر بادها ذرات معلق در هوای آنرا را جابجا می کنند. عوارض منفی مصرف بی رویه بنزین در این شهر با عوارض منفی همین کار در شهر کرج یا قزوین یکسان نیست. اما مصرف کننده نمی تواند این تفاوت را در تصمیمش در نظر بگیرد چون سیگنالهای قیمتی یکسان هستند. بحران آلودگی هوای تهران این روزها باید زنگ خطر را به صدا درآورده باشد و به مسوولان یادآوری کند که سیاست قیمت واحد ملی برای بنزین کارا نیست. وقت آن است که قیمت گذاری سوخت  واقعیتهای بازار و عوارض محیط زیستی را منعکس کند. 

درس پنجم: جدی گرفتن تاثیرات منفی محیط زیستی برخی سیاستهای جایگزینی واردات.  کدام خودرو مصرف بهینه تر و عوارض محیط زیستی کمتری دارد؟ خودروی داخلی یا خارجی؟ آلودگی هوای تهران یادآوری این حقیقت تلخ است که تنها درآمدهای نفتی خرج حمایت از تولید کنندگان داخلی نشده اند. زمانیکه این تولیدکنندگان با اطمینان به حمایتهای دولت و محدود بودن رقابت محصولات خارجی بازار داخلی را به انحصار خود در می آوردند شهروندان با سلامت خود هزینه این انحصار را می پردازند. آیا سیاستگزاران هزینه واقعی این حمایتها را برای جامعه در نظر می گیرند؟ آیا در فقدان رقابت امیدی به ارتقا کیفیت خودروهای داخلی و استانداردهای محیط زیستی در تولید آنها هست؟ آلودگی هوای تهران به ما یادآور می شود که هیچ سیاست در اقتصاد تک بعدی نیست و نمی توان اثرات آنرا تک بعدی تجزیه و تحلیل کرد.

یک عامل باعث آلودگی هوای تهران نیست. سیاستی برای مبارزه با آلودگی هوای تهران موثر خواهد بود که ترکیبی از ابزارهای بازار و مقررات را به کار گیرد و گرنه مصرف کنندگان دلیلی برای همیاری با این سیاستهای نخواهند داشت. و بدون این همیاری این سیاستها محکوم به شکست هستند. 

بزرگداشت دکتر انواری

امروز این ایمیل را دریافت کردم:

با اندوه بسيار درگذشت شادروان دکتر مرتضي انواري
اولین رئيس دانشکدة علوم رياضي دانشگاه صنعتي شريف (1347)
پايه‌گذار دوره کارشناسي رياضي و علوم کامپيوتر (1347)
پايه‌گذار دورة کارشناسي ارشد علوم کامپيوتر (1349)
بنيان‌گذار مدرسه عالي برنامه‌ريزي و کاربرد کامپيوتر (1352)
عضو هيأت مؤسس انجمن انفورماتيک ايران (1357)
و دانشگاهي برگزيده اولين نشست ملي فناوري اطلاعات کشور (1384)
را به اطلاع همکاران و دانشجويان ايشان و جامعه فناوري اطلاعات کشور مي‌رساند.

نام و ياد آن استاد فقيد و فرزانه در خاطر شاگردان بيشمارش همواره زنده خواهد ماند. روانش شاد و يادش گرامي باد.

مراسم نکو داشت اين شخصيت برجسته علمي و دانشگاهي کشور روز دوشنبه 22/9/1389 از ساعت 5/4 تا 5/5 بعدازظهر در آمفي تئاتر مرکزي دانشگاه صنعتي شريف برگزار خواهد شد. 

دانشکده علوم رياضي دانشگاه صنعتي شريف
دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
هيأت مديرة و اعضاي انجمن انفورماتيک ايران
فارغ‌التحصيلان مدرسه عالي برنامه‌ريزي و کاربرد کامپيوتر
هيأت مديره و اعضاي انجمن کامپيوتر ايران

تهران شهر مرگ؟

روز جمعه است. اما کوهها را نمی توان دید. کوهها که سهل است ساختمانهای کنار میدان را نمی شود دید. یک غبار کثیف و ترسناک شهر را در بر گرفته است. غباری که آدم را حسابی می ترساند. همه دکترها این روزها دردها را زیر سر این غبار می دانند. ناراحتیهای تنفسی زیاد شده… راستش انگار داری تو نفس مرگ راه می روی.

آخرین مصاحبه جان لنون

از روزی که یک دیوانه جان لنون را مقابل خانه اش در نیویورک کشت سی سال گذشت.  اینکه جان لنون یکی از نمادهای فرهنگی غرب است جای بحثی ندارد. آدمی که در دهه شصت و هفتاد میلادی سمبل شورش جوانان دوره خودش، مخالفت با جنگ ویتنام و طرفداری از صلح جهانی بود. این روزها نوار آخرین مصاحبه اش با مجله رولینگ استون پیدا شده است و این مصاحبه منتشر شده است. مصاحبه جالبیست. بخصوص بخشی که درباره جوانان و جامعه حرف می زند:

«وقتی جوونی فکر می کنی  چون فاشیستها گند زدند به زندگیت؛ زندگی یک چیزی بهت بدهکاره، چون چه می دونم فاشیستها، محافظه کارها، سوسیالیستها، کمونیستها گند زدند به زندگی تو، فکر می کنی زندگیت باید جبرانش کنه، فکر می کنی زندگی باید بیاد بهت یک چیزی دستی بده. وقتی جوونی اینطور فکر می کنی.  من هم اینطور فکر می کردم. اما الان چهل سالمه! فهمیدم که من هم جزیی از این زندگی هستم بخشی از این آدمها هستم. حالا می دونم که زندگی اونطوری نیست.»

 خداییش برام جالب بود و اصلا هم حرفش کهنه نشده است. جدی جدی زندگی خودش رو به ما بدهکار نمی دونه. حتی اگر براش احضاریه بفرستیم.

قطر و جام جهانی

اول آفرین. جدی جدی آفرین قطر! برای یک حرکت استراتژیک قشنگ. ساختن یک نماد ملی کار سختیست و سخت تر از آن پیدا کردن  راههایی که مردمی که با فرهنگ و تاریخ آن نماد بیگانه هستند بتوانند با آن نماد ارتباط برقرار کنند.  قطر قدم بزرگی برداشت برای شناساندن کشورش و یافتن جایگاهی جهانی. مثل همیشه فکر کنیم پول راهگشا بوده است. فکر کنیم عامل اصلی بوده است.  اما واقعا اینطور نیست مجموعه ای از وقت شناسی و ارتباطات دست به دست هم داد. به اینها تلاش برای تبدیل قطر به یک مرکز دانشگاهی و جذب توریست را اضافه کنیم. می بینیم یک حرکت پیوسته و همیشگی در کار بوده است. ما لاک پشت این داستان نیستیم بلکه خرگوش آن هستیم.  فکر می کنیم سرعت یا پول عامل اصلی برنده بودن است  و در حال خواب دیدن درباره بردن و پیروزی هستیم. اما لاک پشتها در حال بردن آن هستند. و ما فکر می کنیم که حقشان نیست. چون مثل ما تند و چابک نیستند.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 69 مشترک دیگر بپیوندید